فاطمه هراتیان
کاربر ویژه
درود بر استاد آرام عزیز و دوستان
درمانجو دختر جوان ۲۳ ساله ای هست که حدود ۶ ماهه به دلیل نامشخصی دچار ضعف جسمی شدید شده جوری که برای راه رفتن دستش رو میگیرن و کمکش میکنن. درمانجو به سختی میخوابه و تا صبح بارها از وحشت بیدار میشه چون موجودات عجیبی رو در اتاقش تصور میکنه
●موقع اسکن بیمار در آجنا سنگینی و در شبکه خورشیدی غیرارگانیک بزرگی حس کردم
●برای درمانجو ۳مرتبه پاکسازی عمومی با پرانای سبز انجام دادم
●چاکراهارو پاکسازی کردم بعد از پاکسازی در چاکراهای تاج،قلب،ناف،خاجی و قاعده ای نقصان یا انباشتگی خاصی حس نکردم فقط پاکسازی و تثبیت انجام دادم
●چاکرای آجنا و شبکه خورشیدی رو با بنفش الکتریکی پاکسازی کردم و آجنا رو تثبیت کردم
●در شبکه خورشیدی همچنان سنگینی حس میکردم و موقع پاکسازی درمانجو درد شدیدی داشت جوری که مرتب فریاد میزد و میگفت انگار چیزی از اعماق وجودش کنده میشه
●من تصور میکردم دود سیاه و عجیبی از دهان درمانجو خارج میشه بیمار خیلی بیقرار بود و فریاد میزد سعی کردم به خودم مسلط باشم پاکسازی رو ادامه دادم بعد دودهای سیاهی که میدیدم رقیقتر شدن و همزمان با اینکه من احساس کردم بخار سفیدی از دهانش خارج شد، ناگهان بیمار آرام شد
بعد از چند دقیقه در کمال ناباوری درمانجو تونست بدون کمک از جاش بلند بشه و چند قدم راه بره
درمان حدود ۴۰ دقیقه طول کشید
و این اولین تجربه ای بود که بدون کریستال یا تکنیک انحرافی موفق به خارج کردن غیرارگانیک شدم.
استاد جان یک دنیا سپاس بابت آموزه های ناب و بینظیرتون
درمانجو دختر جوان ۲۳ ساله ای هست که حدود ۶ ماهه به دلیل نامشخصی دچار ضعف جسمی شدید شده جوری که برای راه رفتن دستش رو میگیرن و کمکش میکنن. درمانجو به سختی میخوابه و تا صبح بارها از وحشت بیدار میشه چون موجودات عجیبی رو در اتاقش تصور میکنه
●موقع اسکن بیمار در آجنا سنگینی و در شبکه خورشیدی غیرارگانیک بزرگی حس کردم
●برای درمانجو ۳مرتبه پاکسازی عمومی با پرانای سبز انجام دادم
●چاکراهارو پاکسازی کردم بعد از پاکسازی در چاکراهای تاج،قلب،ناف،خاجی و قاعده ای نقصان یا انباشتگی خاصی حس نکردم فقط پاکسازی و تثبیت انجام دادم
●چاکرای آجنا و شبکه خورشیدی رو با بنفش الکتریکی پاکسازی کردم و آجنا رو تثبیت کردم
●در شبکه خورشیدی همچنان سنگینی حس میکردم و موقع پاکسازی درمانجو درد شدیدی داشت جوری که مرتب فریاد میزد و میگفت انگار چیزی از اعماق وجودش کنده میشه
●من تصور میکردم دود سیاه و عجیبی از دهان درمانجو خارج میشه بیمار خیلی بیقرار بود و فریاد میزد سعی کردم به خودم مسلط باشم پاکسازی رو ادامه دادم بعد دودهای سیاهی که میدیدم رقیقتر شدن و همزمان با اینکه من احساس کردم بخار سفیدی از دهانش خارج شد، ناگهان بیمار آرام شد
بعد از چند دقیقه در کمال ناباوری درمانجو تونست بدون کمک از جاش بلند بشه و چند قدم راه بره
درمان حدود ۴۰ دقیقه طول کشید
و این اولین تجربه ای بود که بدون کریستال یا تکنیک انحرافی موفق به خارج کردن غیرارگانیک شدم.
استاد جان یک دنیا سپاس بابت آموزه های ناب و بینظیرتون