اتفاقا امشب به اصرار خواهرم که طرفدار مسیه و دلش می خواست ۱۸ گله بشه امتحان کردم و پاهاشو بنفش دادم که گل دوم هم خودش بزنه آخه موقع پنالتی گفتم اینو گل نمی کنه اونم غر می زد که چون تو گفتی این شده حالا باید جبران کنی در صورتی که ربطی به حرف من نداشت من فقط می دونستم نمیشه
درود عشق استاد مهربانم💙
دیشب به خاطر اصرار خواهرم با سد آبی مثل همونی که برای هیپنو توی محل کار درست کردم جلوی دروازه مون کشیدم و به هاله آبی دستور دادم که از ورود توپ جلوگیری کنه.
برای هر نیمه جدا🩵
درود و نور بر استاد مهربانم✨
خسته بودم از راه رسیده بودم، روز کاری سختی داشتم..
وقتی تمام کارامو با سرعت انجام دادم که فقط به تخت برسم و بخوابم صدای دزدگیر ماشینی از کوچه بلند شد.
خیلی عصبی شدم چون اصلا قطع نمی شد..
به نظر می رسید که مالک خودرو اصلا منزل نیست
و همه اهالی کلافه شده بودن
۲۰ دقیقه...