hashemi
ناظم انجمن
بدن انسان که در معبدی کدگذاری شده است که نه تنها برای زنده ماندن، بلکه برای بیداری نیز طراحی شده است.
در مرکز طراحی آن، ستون فقرات و رودخانهای که در درون آن جریان دارد، قرار دارد: مایع مغزی نخاعی.
این مایع فقط روانکننده مکانیکی برای مغز و اعصاب نیست؛ بلکه واسطهای مقدس است که انرژی والاتر از طریق آن حرکت میکند. هنگامی که کوندالینی بیدار میشود، از طریق کانال مرکزی ستون فقرات بالا میرود، سیستم عصبی را فعال میکند و مایع مغزی نخاعی را با جریان بالاتری از آگاهی شارژ میکند. ستون فقرات به نردبانی زنده تبدیل میشود و مایع درون آن حامل نور میشود.
با صعود کوندالینی، چاکراها را یکی یکی فعال میکند و هر کدام لایه جدیدی از ادراک و قدرت را آزاد میکنند. در ریشه، بقا و غریزه تطهیر میشوند. در خاجی غریزه پالایش میشود. در خاجی، میل و خلاقیت پالایش میشوند. در شبکه خورشیدی، اراده و هویت تغییر شکل میدهند.
در قلب، قطبیت به شفقت و وحدت تبدیل میشود. در گلو، فکر به فرمان تبدیل میشود.
در پیشانی، ادراک از قید زمان رها میشود. و هنگامی که انرژی به تاج میرسد، آگاهی با منبع خود متحد میشود.
در هر مرحله، مایع مغزی نخاعی توسط این نیروی رو به افزایش تحریک، تحت فشار و پالایش میشود و به حامل بیولوژیکی بیداری تبدیل میشود.
هنگامی که انرژی به مغز میرسد، این فرآیند بدون شک عصبی میشود. مایع مغزی نخاعی با ریتمی تشدید شده شروع به گردش میکند و مغز را در هوش پرانرژی غرق میکند.
مراکز صنوبری، هیپوفیز و تالاموس با هماهنگی بیدار میشوند و ظرفیتهای خفته مغز شروع به آنلاین شدن میکنند. فکر درخشان میشود. حافظه عمیقتر میشود. شهود غالب میشود. مغز از عملکرد خود به عنوان یک کامپیوتر بقا دست میکشد و به یک گیرنده کیهانی تبدیل میشود.
پس از بیداری کامل کندالینی، مغز نه تنها سختتر کار میکند - بلکه متفاوت عمل میکند. مسیرهای عصبی دوباره سازماندهی میشوند. ادراک چندبعدی میشود. آگاهی دیگر در پشت چشمها محبوس نیست، بلکه در کل حوزه وجود توزیع میشود...
پیشرفت مغز به طور قابل توجهی نه تنها برای منطق بلکه برای بینش شهود، تخیل و آگاهی مستقیم تبدیل میشود.
آگاهی دیگر از طریق الگوهای بقا مبتنی بر ترس فیلتر نمی شود بلکه آزادانه از طریق یک سیستم عصبی گسترش می یابد.
این همان ازدواج واقعی آناتومی و روح است.
چاکراها نمادهای انتزاعی نیستند - آنها دروازه های کاربردی هستند که از طریق آنها آگاهی بدن را ارتقا میدهد.
مایع مغزی فقط زیست شناسی نیست - این رودخانه مقدس است که نور را به ماده میبرد و مغز فقط یک عضو نیست این تخت خوابیده آگاهی است.
وقتی کوندالینی صعود خود را کامل میکند انسان تبدیل به آنچه همیشه قرار بود باشد میشود یک پل بین گوشت و بی نهایت یک بدن قادر به نگهداری ذهن ستاره ها
(holding of the mind of the stars)
است.
The Kundalini Compendium" by Neven Paar
در مرکز طراحی آن، ستون فقرات و رودخانهای که در درون آن جریان دارد، قرار دارد: مایع مغزی نخاعی.
این مایع فقط روانکننده مکانیکی برای مغز و اعصاب نیست؛ بلکه واسطهای مقدس است که انرژی والاتر از طریق آن حرکت میکند. هنگامی که کوندالینی بیدار میشود، از طریق کانال مرکزی ستون فقرات بالا میرود، سیستم عصبی را فعال میکند و مایع مغزی نخاعی را با جریان بالاتری از آگاهی شارژ میکند. ستون فقرات به نردبانی زنده تبدیل میشود و مایع درون آن حامل نور میشود.
با صعود کوندالینی، چاکراها را یکی یکی فعال میکند و هر کدام لایه جدیدی از ادراک و قدرت را آزاد میکنند. در ریشه، بقا و غریزه تطهیر میشوند. در خاجی غریزه پالایش میشود. در خاجی، میل و خلاقیت پالایش میشوند. در شبکه خورشیدی، اراده و هویت تغییر شکل میدهند.
در قلب، قطبیت به شفقت و وحدت تبدیل میشود. در گلو، فکر به فرمان تبدیل میشود.
در پیشانی، ادراک از قید زمان رها میشود. و هنگامی که انرژی به تاج میرسد، آگاهی با منبع خود متحد میشود.
در هر مرحله، مایع مغزی نخاعی توسط این نیروی رو به افزایش تحریک، تحت فشار و پالایش میشود و به حامل بیولوژیکی بیداری تبدیل میشود.
هنگامی که انرژی به مغز میرسد، این فرآیند بدون شک عصبی میشود. مایع مغزی نخاعی با ریتمی تشدید شده شروع به گردش میکند و مغز را در هوش پرانرژی غرق میکند.
مراکز صنوبری، هیپوفیز و تالاموس با هماهنگی بیدار میشوند و ظرفیتهای خفته مغز شروع به آنلاین شدن میکنند. فکر درخشان میشود. حافظه عمیقتر میشود. شهود غالب میشود. مغز از عملکرد خود به عنوان یک کامپیوتر بقا دست میکشد و به یک گیرنده کیهانی تبدیل میشود.
پس از بیداری کامل کندالینی، مغز نه تنها سختتر کار میکند - بلکه متفاوت عمل میکند. مسیرهای عصبی دوباره سازماندهی میشوند. ادراک چندبعدی میشود. آگاهی دیگر در پشت چشمها محبوس نیست، بلکه در کل حوزه وجود توزیع میشود...
پیشرفت مغز به طور قابل توجهی نه تنها برای منطق بلکه برای بینش شهود، تخیل و آگاهی مستقیم تبدیل میشود.
آگاهی دیگر از طریق الگوهای بقا مبتنی بر ترس فیلتر نمی شود بلکه آزادانه از طریق یک سیستم عصبی گسترش می یابد.
این همان ازدواج واقعی آناتومی و روح است.
چاکراها نمادهای انتزاعی نیستند - آنها دروازه های کاربردی هستند که از طریق آنها آگاهی بدن را ارتقا میدهد.
مایع مغزی فقط زیست شناسی نیست - این رودخانه مقدس است که نور را به ماده میبرد و مغز فقط یک عضو نیست این تخت خوابیده آگاهی است.
وقتی کوندالینی صعود خود را کامل میکند انسان تبدیل به آنچه همیشه قرار بود باشد میشود یک پل بین گوشت و بی نهایت یک بدن قادر به نگهداری ذهن ستاره ها
(holding of the mind of the stars)
است.
The Kundalini Compendium" by Neven Paar