سیده اکرم نصیری
کاربر ویژه
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد آرام عزیز و بی نظیرم سلام خدا قوت برای همه تلاش هاتون همه صبوری هاتون برای روشنگری ماها، که تشنه علوم متافیزیکی ویا به
قول شما قدرت های درونی خودمان هستید.خدا آسانی هارا به آسان ترین روش برای شما آسان کنه ودر بهترین زمان در بهترین مکان قرار بده آمین یا رب العالمین.

⚘️




⚘️

استاد من حدود دو ماهی میشه یه تجربه بی نظیر داشتم که خودم هنوز در شوک هستم .
استاد من یه کریستال کوارتز دارم که به لطف خدا از دفتر شما تهیه کرد این کریستال حدود یه ساله شکسته ومن با تکه ابتدایی درمان میکردم و تکه دیگر رو برا دستور دادن.یه روز برا کاری با دخترم می خواستم برم بیرون این دوتکه رو هر کدام رو برای یکی مون برنامه ریزی کردم.وداخل کیفم گذاشتم از اونجایی که لباسهام جیب نداشت در کیفم قرار دادم.خلاصه شب که اومدیم خونه خواستم کریستال هارو تو کیف مخصوص قرار بدم دیدم ای دل غافل کریستال اونی که نوک تیزه نیست.دنیا رو سرم خراب شد آخه خیلی دوسشون دارم.خیلی به حرفم گوش میدن
استاد از اون شب تا حدود یه هفته شاید.من در حال گشتن بودم همه جا حتی جیب شلوار هام لباس های دیگه کیفهای دیگه خلاصه خونه رو جارو کشی اساسی کردم نبود که نبود درمان هامو با کریستال های دیگه انجام می دادم جای خالیش رو همیشه میدیدم من خود کیف کریستال هامو چند بار تکاندم اما نبود همه کیف ها رو هم خلاصه تسلیم شدم و نشستم از خدا و فرشتگان مقرب درگاهش کمک خواستم تا این کریستال رو به من برسونن...من عادت دارم حدود ۵ ساله اول وقت بیدار شدن خواسته هامو از خدا می خوام خدا هم تاالان برام سنگ تموم گذاشته .استاد من از خدا خواستم در ۸ مرداد که می خوام امروز روز معجزه الهی به سمت فراوانی ها وگشایش های عظیم باشه برام الهی خودت منو سوپرایز کن.بدون اینکه به کریستال فکر کنم یا بخوام پیدا بشه چون از وقت گم شدنش حدود یه هفته میگذشته یه جورایی دیگه پیدا نشدنی بود برام چون اون روز جاهای زیادی رفته بودم و زیپ کیفمو خیلی باز کرده بودم من فکر میکردم تو ماشین اسنپ جا گذاشتم یه جورایی مطمئن بودم که پیدا نمیشه.
استاد نمی دونم ساعت چند ۸ مرداد بود که من رفتم سر کیف کریستال تا بهشون برنامه بدم و...که دیدم استااااااد اون کریستالم سر جاش هست





از دخترم سوال کردم عزیزم این کریستالمو تو پیدا کردی گذاشتی تو کیف. گفت نه مامان .از همسرم هم سوال کردم تو کریستالمو گذاشتی تو کیف گفت آره .چون من همه جارو گشته بودم و پیدا نکرده بودم گفتم شاید از بیرون خونه پیدا کرده خدا رو شکر کردم اما بعد بهش گفتم بیا به من نشون بده کجا بود.جا خورد و گفت ببین من اصلا نفهمیدم چی گفتی همین جوری آره گفتم .تو عالم خودم بودم. استاد اون لحظه دوست داشتم همسرم سنگ رو پیدا کرده بوده باشه .همسرم گاهی سربه سرم میزاره همون لحظه گفتم الان هم حتما داری شوخی می کنی گفتم پس با قرآن قسم بخور تا باور کنم .استاد قسم خوردکه پیدا نکرده.هزاررران بار خدای رحمان را سپاس بی پایان که کریستال عزیزم را به من برگرداند....
استاد گرانقدر و با سخاوتم سپاس بی پایان تقدیم شما که وقت ارزشمندتون رو به شاگرد کوچکتان اختصاص دادید.دستهای غیب نیرومند الهی همراهتان استاد.


استاد آرام عزیز و بی نظیرم سلام خدا قوت برای همه تلاش هاتون همه صبوری هاتون برای روشنگری ماها، که تشنه علوم متافیزیکی ویا به
قول شما قدرت های درونی خودمان هستید.خدا آسانی هارا به آسان ترین روش برای شما آسان کنه ودر بهترین زمان در بهترین مکان قرار بده آمین یا رب العالمین.
استاد من حدود دو ماهی میشه یه تجربه بی نظیر داشتم که خودم هنوز در شوک هستم .
استاد من یه کریستال کوارتز دارم که به لطف خدا از دفتر شما تهیه کرد این کریستال حدود یه ساله شکسته ومن با تکه ابتدایی درمان میکردم و تکه دیگر رو برا دستور دادن.یه روز برا کاری با دخترم می خواستم برم بیرون این دوتکه رو هر کدام رو برای یکی مون برنامه ریزی کردم.وداخل کیفم گذاشتم از اونجایی که لباسهام جیب نداشت در کیفم قرار دادم.خلاصه شب که اومدیم خونه خواستم کریستال هارو تو کیف مخصوص قرار بدم دیدم ای دل غافل کریستال اونی که نوک تیزه نیست.دنیا رو سرم خراب شد آخه خیلی دوسشون دارم.خیلی به حرفم گوش میدن
استاد از اون شب تا حدود یه هفته شاید.من در حال گشتن بودم همه جا حتی جیب شلوار هام لباس های دیگه کیفهای دیگه خلاصه خونه رو جارو کشی اساسی کردم نبود که نبود درمان هامو با کریستال های دیگه انجام می دادم جای خالیش رو همیشه میدیدم من خود کیف کریستال هامو چند بار تکاندم اما نبود همه کیف ها رو هم خلاصه تسلیم شدم و نشستم از خدا و فرشتگان مقرب درگاهش کمک خواستم تا این کریستال رو به من برسونن...من عادت دارم حدود ۵ ساله اول وقت بیدار شدن خواسته هامو از خدا می خوام خدا هم تاالان برام سنگ تموم گذاشته .استاد من از خدا خواستم در ۸ مرداد که می خوام امروز روز معجزه الهی به سمت فراوانی ها وگشایش های عظیم باشه برام الهی خودت منو سوپرایز کن.بدون اینکه به کریستال فکر کنم یا بخوام پیدا بشه چون از وقت گم شدنش حدود یه هفته میگذشته یه جورایی دیگه پیدا نشدنی بود برام چون اون روز جاهای زیادی رفته بودم و زیپ کیفمو خیلی باز کرده بودم من فکر میکردم تو ماشین اسنپ جا گذاشتم یه جورایی مطمئن بودم که پیدا نمیشه.
استاد نمی دونم ساعت چند ۸ مرداد بود که من رفتم سر کیف کریستال تا بهشون برنامه بدم و...که دیدم استااااااد اون کریستالم سر جاش هست
از دخترم سوال کردم عزیزم این کریستالمو تو پیدا کردی گذاشتی تو کیف. گفت نه مامان .از همسرم هم سوال کردم تو کریستالمو گذاشتی تو کیف گفت آره .چون من همه جارو گشته بودم و پیدا نکرده بودم گفتم شاید از بیرون خونه پیدا کرده خدا رو شکر کردم اما بعد بهش گفتم بیا به من نشون بده کجا بود.جا خورد و گفت ببین من اصلا نفهمیدم چی گفتی همین جوری آره گفتم .تو عالم خودم بودم. استاد اون لحظه دوست داشتم همسرم سنگ رو پیدا کرده بوده باشه .همسرم گاهی سربه سرم میزاره همون لحظه گفتم الان هم حتما داری شوخی می کنی گفتم پس با قرآن قسم بخور تا باور کنم .استاد قسم خوردکه پیدا نکرده.هزاررران بار خدای رحمان را سپاس بی پایان که کریستال عزیزم را به من برگرداند....
استاد گرانقدر و با سخاوتم سپاس بی پایان تقدیم شما که وقت ارزشمندتون رو به شاگرد کوچکتان اختصاص دادید.دستهای غیب نیرومند الهی همراهتان استاد.