تکنیک خاطره ساختن

hashemi

ناظم انجمن
در تکنیک ساختن خاطرات کودکی جلسه سوم، خیلی جالب،یکی از خاطرات فراموش‌شده کودکی برایم یادآوری شد.
همان‌طور که بازی می‌کردم.خودم رو جلوی میز آرایش‌م دیدم.
من حدود چهار سالگی یک میز آرایش چوبی خیلی زیبا و ظریف داشتم.با دو کشو و یک آینه، که خیلی دوستش داشتم.جلوش می‌نشستم و موهای خودم و عروسکهامو شانه می‌زدم.
خانه را بنایی کردیم.پدر می‌خواست خانه رو دو طبقه کنه.
منزل رو تخلیه کرده بودیم.خانه ساخته شد. وقتی برگشتیم؛ من سراغ میز رو گرفتم. کسی دقیق جواب نمی‌داد.
در مکالمه‌ پدر و مادرم متوجه شدم، در بنایی؛ آتشش زده بودند، حالا برای قیر داغ کردنی یا ...
من خیلی غصه خوردم.
هیچ‌وقت نخواستم جایگزینش کنند.
حالا وسط انجام تکنیک، جلوی آینه بودم....
بعد خنده‌م گرفت از کار بابا که مراقب وسیله من نبوده.
خنده ادامه پیدا کرد و عمق خلسه‌رو از دست دادم.اما هنوز که دارم گزارش می‌نویسم، دارم می‌خندم.
بنظرم مضحک‌ترین کار رو بابای زیبای من(قربون صورت قشنگش برم) انجام داده که عاشق دختر ته‌تغاریش بوده.
و خودش هم حتمن چقدر اندوهگین شده و تا خونه تکمیل شه به هیچ‌کس نگفته...
من عاشق پدر و مادرم هستم، اونها بهترینند، با همه کاستی‌ها و ندانم‌کاری‌ها...
و من هنوز دارم می‌خندم.
خاطره دردناکی که پلی زد و منجر شد درد فراموش شود و جایش را به درک بدهد.
استاد عزیزم دوست‌تون دارم...
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
اتفاقاتی که در طول زندگی برای من افتاده است را ما با دیدگاه کودکی آنها را ضبط کرده‌ایم
مثل یک خبرنگاری می‌ماند که یک دیدگاهی دارد و همه چیز را از آن عینک می‌بیند
ما هم دوران کودکی را از دیدگاه کودکی و ضعف و ناتوانی و انتظار کمک و انتظار اینکه نیازهای ما را می‌دانند انها را ضبط کردیم و حالا به آنها نگاه می‌کنیم

حالا می‌توانیم دوباره به اون خاطرات نگاه کنیم و از دیدگاه من بزرگسال من منطقی و من رشد کرده به اون نگاه کنیم و اگر مشکلاتی در آن هست و عیبی در آن هست آنها را ترمیم کنیم
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا