بهاره سودی
کاربر ویژه
با سلام و احترام.
لازم دونستم نتایجی را که تاکنون از تمرینات دریافت کردم را با شما به اشتراک بگذارم.
من تکنیک آدمک مغزی را به طور میانگین روزی ۳ بار انجام میدهم. و چندبار هم تکنیک حساسیت زدایی و ای اف تی را برای کنترل خشم انجام دادم.( متاسفانه سایر تمرینات را انجام ندادم)
۱. این سه تمرین حقیقتا ۸۰ درصد به من آرامش داده است. به طوری که در چند سال اخیر چنین تجربه ای نداشتم. من به دلیل فشار روانی ناشی از شغلم وهمچنین وقایع تلخی که در دوسال اخیر تجربه کردم به شدت عصبی بودم.با تکنیک آدمک مغزی ابتدا برون ریزی زیادی داشتم . بخشی از خاطرات زندگی ام برای من یاد آوری میشد. جالب اینجا بود که حتی گاهی جنبه هایی از آن خاطرات برای من روشن می شد که تا آنروز بر من پوشیده بودعلت بعضی حرفها و بعضی وقایع تازه برای من روشن می شدو بیشتر حرص میخوردم
در اواسط ماه دوم تغییرات کم کم شروع شد. عصبانیت ها محدود شدند.اگر در گذشته ۱۰ بار در روز عصبانی میشدم الان به عدد ۱ رسیده است.و آرامش من به عدد ۸ از ۱۰ رسیده است.
۲. من در فصل سرما بیرون از خانه که بودم شدیدا احساس خارش و حس چندش نسبت به همه چیزو همه کس داشتم به طوری که بیرون رفتن برای من سخت بود. علت هم تماما روانی بود نه فیزیکی.همش خودم را سرزنش میکردم من چرا این جوری ام؟؟؟ این موضوع در ماه اول با تمرین آدمک مغزی رفع شدودر سرما خیلی راحت پیاده روی میکردم حس خارش نداشتم. از هیچ کس و هیچ چیز هم بدم نمی آمد.
۳.نکته بسیار جالب برای خودم این بود که من همیشه با پدرم اختلاف داشتم. حتی زمانی که ایشون در بستر بیماری بودند ما بازهم باهم دعوا میکردیم و همیشه پیش خودم پدرم رو سرزنش میکردم. اما در حین تمرینات آدمک مغزی بود که برای اولین بار پدرم رو آنطور که واقعا بود، دیدم. فهمیدم که پدرم چقدر اقدامات سازنده ای در زندگی داشته. چقدر بهتر از دیگران عمل کرده حتی خودم رو با جوونی پدرم مقایسه کردم دیدم که چقدر ایشون بهتر از منه. کارهایی رو انجام داده که هیچ وقت من نمیتونم انجام بدم و فهمیدم که چقدر دوستش دارم. انگار با پدرم تازه آشنا شدم و تازه شناختمش.

۴. مدتها بود که قصد داشتم یه ترازو بخرم که خودم رو وزن کنم اما پشت گوش مینداختم. چون مهم هم نبود به کسی نمیگفتم. اسفندماه بود پستچی بسته ای از طرف خواهرم برای من آورد. درون بسته یک ترازو بود... خواهرم این ترازو رو در یک مسابقه ورزشی دوستانه برنده شده بود و بدون اینکه از خواسته من اطلاع داشته باشه اون رو برای من ارسال کرد. مطمئنم این هم از نتایج آدمکه چون معمولا هیچ وقت چنین اتفاقاتی برای من پیش نمی اومد.
این تجربیات رو عرض کردم که بگم تکنیکهای خلق آینده کار میکنه و نتیجه بخشه.البته که در شروع کار هستیم و باید تمرینات رو ادامه بدیم. استمرار شرط موفقیت است.
با سپاس از تعالیم ارزشمند جناب استاد آرام و همراهی دوستان گرانقدرم

لازم دونستم نتایجی را که تاکنون از تمرینات دریافت کردم را با شما به اشتراک بگذارم.
من تکنیک آدمک مغزی را به طور میانگین روزی ۳ بار انجام میدهم. و چندبار هم تکنیک حساسیت زدایی و ای اف تی را برای کنترل خشم انجام دادم.( متاسفانه سایر تمرینات را انجام ندادم)
۱. این سه تمرین حقیقتا ۸۰ درصد به من آرامش داده است. به طوری که در چند سال اخیر چنین تجربه ای نداشتم. من به دلیل فشار روانی ناشی از شغلم وهمچنین وقایع تلخی که در دوسال اخیر تجربه کردم به شدت عصبی بودم.با تکنیک آدمک مغزی ابتدا برون ریزی زیادی داشتم . بخشی از خاطرات زندگی ام برای من یاد آوری میشد. جالب اینجا بود که حتی گاهی جنبه هایی از آن خاطرات برای من روشن می شد که تا آنروز بر من پوشیده بودعلت بعضی حرفها و بعضی وقایع تازه برای من روشن می شدو بیشتر حرص میخوردم
در اواسط ماه دوم تغییرات کم کم شروع شد. عصبانیت ها محدود شدند.اگر در گذشته ۱۰ بار در روز عصبانی میشدم الان به عدد ۱ رسیده است.و آرامش من به عدد ۸ از ۱۰ رسیده است.
۲. من در فصل سرما بیرون از خانه که بودم شدیدا احساس خارش و حس چندش نسبت به همه چیزو همه کس داشتم به طوری که بیرون رفتن برای من سخت بود. علت هم تماما روانی بود نه فیزیکی.همش خودم را سرزنش میکردم من چرا این جوری ام؟؟؟ این موضوع در ماه اول با تمرین آدمک مغزی رفع شدودر سرما خیلی راحت پیاده روی میکردم حس خارش نداشتم. از هیچ کس و هیچ چیز هم بدم نمی آمد.
۳.نکته بسیار جالب برای خودم این بود که من همیشه با پدرم اختلاف داشتم. حتی زمانی که ایشون در بستر بیماری بودند ما بازهم باهم دعوا میکردیم و همیشه پیش خودم پدرم رو سرزنش میکردم. اما در حین تمرینات آدمک مغزی بود که برای اولین بار پدرم رو آنطور که واقعا بود، دیدم. فهمیدم که پدرم چقدر اقدامات سازنده ای در زندگی داشته. چقدر بهتر از دیگران عمل کرده حتی خودم رو با جوونی پدرم مقایسه کردم دیدم که چقدر ایشون بهتر از منه. کارهایی رو انجام داده که هیچ وقت من نمیتونم انجام بدم و فهمیدم که چقدر دوستش دارم. انگار با پدرم تازه آشنا شدم و تازه شناختمش.
۴. مدتها بود که قصد داشتم یه ترازو بخرم که خودم رو وزن کنم اما پشت گوش مینداختم. چون مهم هم نبود به کسی نمیگفتم. اسفندماه بود پستچی بسته ای از طرف خواهرم برای من آورد. درون بسته یک ترازو بود... خواهرم این ترازو رو در یک مسابقه ورزشی دوستانه برنده شده بود و بدون اینکه از خواسته من اطلاع داشته باشه اون رو برای من ارسال کرد. مطمئنم این هم از نتایج آدمکه چون معمولا هیچ وقت چنین اتفاقاتی برای من پیش نمی اومد.
این تجربیات رو عرض کردم که بگم تکنیکهای خلق آینده کار میکنه و نتیجه بخشه.البته که در شروع کار هستیم و باید تمرینات رو ادامه بدیم. استمرار شرط موفقیت است.
با سپاس از تعالیم ارزشمند جناب استاد آرام و همراهی دوستان گرانقدرم