یکی از راه های ذخیره ی انرژی، غلبه بر خودبینی و خودبزرگ بینی است. وقتی که سالک موفق می شود که بر خودبزرگ بینی خود غلبه کند، انرژی فراوانی را که برای حفظ تصویر خود به کار می برد دیگر از دست نداده و آن را ذخیره می کند و این ذخیره ی انرژی منجر به جابه جایی ژرف پیوندگاه میشود.
شمنان نقاب خودبزرگ بینی را برداشتند و دریافتند که این ترحم و دلسوزی به حال خود است که به چیز دیگری تغییر شکل داده.
فهمیدن از اهمیت خاصی برخوردار است و بینندگان جدید ارزشی بسیار زیادی برای دریافت های عمیق غیر احساسی قائلند.
مثلاً آن روز وقتی که تو متوجه خودبزرگ بینی خودت و لاگوردا شدی، در واقع متوجه هیچ چیز نشدی، فقط از کوره در رفتی، زیرا روز بعد به اوج خود بزرگ بینی ات بازگشتی، گویی هرگز متوجه چیزی نشده بودی.
برای فهمیدن،
شخص به هوشیاری نیاز دارد و نه احساس.
از کسانی که به محض درک چیزی اشک می ریزند، برحذر باش، زیرا هیچ چیز را در نیافته اند.
کسانی که درک هوشیارانه ندارند در طریقت معرفت با خطرات ناگفتنی مواجه می شوند.
خودبزرگ بینی بزرگترین دشمن ماست.
فکرش را بکن، چیزی که ما را ضعیف می کند، احساس رنجش نسبت به کردار و سوء کردار همنوعان ماست.
خودبزرگ بینی ما سبب می شود که در بیشترِ اوقاتِ زندگیمان از کسی رنجیده باشبم.
خود بزرگ بینی دشمن انسان است. فکرش را بکن، چیزی که ما را ضعیف می کند، احساس رنجش نسبت به کردار و سوء کردار همنوعان ماست. خودبزرگ بینی سبب می شود که بیشتر ایام زندگیمان از کسی رنجیده خاطر باشیم.
بینندگان جدید توصیه می کنند که کوشش سالک مبارز باید در جهت ریشه کن ساختن خود بزرگ بینی باشد. من از این توصیه پیروی کردم و کوشش بسیار کردم که به تو نشان دهم ما بدون خودبزرگ بینی آسیب ناپذیر هستیم.
دون خوان توضیح داد که اشتباه یک آدم معمولی در برخورد با خرده ستمگر در این است که بدون داشتن استراتژی با او روبرو می شود.
نقطه ضعف انسان های معمولی در این است که خود را زیاده از حد جدی می گیرند. اعمال و احساسات خود را همچون اعمال و احساسات خرده ستمگر مهم می پندارند.
برعکس سالکان مبارز نه تنها استراتژی خوب اندیشیده ایی دارند، بلکه فاقد خود بزرگ بینی هستند.
آنچه که مانع خودبزرگ بینی آنها می شود، این است که فکر می کنند واقعیت تنها، تعبیری است ساخته ما.
خرده ستمگران بالعکس سالکان، خود را زیاده از حد مهم می پندارند.