احساس کودک درون | جلسه دوم

hashemi

ناظم انجمن
وقتی به کودک درون خود فکر می‌کنید، بیشتر چه احساسی دارید: محبت، غم، خشم، ترحم، یا بی‌تفاوتی؟


| خاطرات بد و ناگوار کودکی به چهار طریق هنگام بزرگسالی روی ما تاثیر می‌گذارد |

چه اینکه در کودکی شاهد یا مفعول خشونت باشید، یا اینکه از نظر فیزیکی یا روانی مورد بی‌توجهی سرپرست خود قرار گیرید، در هنگام بزرگسالی احتمال زیادی هست که نشانه‌های آن خاطرات بد را بروز دهید. بچه‌ها از اتفاقاتی که می‌بینند یا برایشان رخ می‌دهد برداشتی می‌کنند و بر آن اساس در دنیای درون خود نقشه‌ای از جهان ترسیم می‌کنند. سپس این نقشه به آن‌ها کمک می‌کند تا بتوانند با دنیا همراهی کنند. ولی اگر آن‌ها نتوانند این تصور را هنگام بزرگ‌تر شدن تغییر دهند این می‌تواند توانایی عملکرد آن‌ها را به عنوان یک بالغ تخریب کند. این تاثیرات منفی به طور کلی در چهار حالت می‌توانند روی ما تاثیر بد بگذارند.

۱. هویت اشتباه
خیلی از بزرگسالان ناگواری‌های کودکی را با خود در بزرگ‌سالی مانند زخم احساسی حمل می‌کنند.
یکی از طُرُقی که این زخم‌ها خود را نشان می‌دهند هویت اشتباه است. به عنوان بچه، ما دوست داریم که والدین، ما را دوست بدارند و از ما مراقبت کنند. وقتی آن‌ها مراقبت نمی‌کنند، ما سعی می‌کنیم آدمی بشویم که آن‌ها دوست دارند و به او توجه می‌کنند.

برای همین یک سری از احساساتمان را که سر راه این خواسته قرار دارند، پنهان می‌کنیم و در واقع شخص دیگری را از خود به دنیا ارائه می‌دهیم. وقتی ما احساساتمان را مخفی کنیم پس از مدتی یادمان می‌رود که چه کسی بوده‌ایم زیرا اصل شخصیت ما همان احساسات ما است. ما تمام عمر احساس می‌کنیم که، وای اگر ماسک ما از چهره بیفتد دیگر کسی من را نمی‌پذیرد و دوست نخواهد داشت. بهترین کار این است که به روانشناس مراجعه کنید تا به شما کمک کند چطور این ترس را کنار بگذارید و به خود حقیقیتان بازگردید.

۲. تفکر قربانی‌وار
تصوری که ما از خودمان داریم سخنگوی درونی ما را هدایت می‌کند. طوری که ما با خودمان حرف می‌زنیم، می‌تواند ما را قوی یا ضعیف کند. حرف‌های منفی می‌تواند این حس را القا کند که ضعیف هستیم و قدرت کنترل زندگی خود را نداریم، مانند قربانی‌ها! ممکن است در کودکی قربانی بوده باشیم، ولی این نباید در بزرگسالی ادامه پیدا کند. در کودکی ما قدرت زیادی در کنترل محیط اطراف خود نداریم ولی ما دیگر کودک نیستیم و بزرگ شده‌ایم. در تمام جوانب زندگی، ما همیشه قدرت انتخاب داریم، حتی در اینکه چگونه در مورد زندگی خود بیاندیشیم. خیلی بیشتر از آنچه فکر کنید می‌توانید موقعیتتان را تغییر دهید، به جای اینکه فکر کنید قربانی بوده‌اید فکر کنید نجات یافته بوده‌اید. دفعه‌ی بعد که در مخمصه‌ای بودید و انتخاب نازلی کردید به خودتان یاد آوری کنید که شما بیشتر از آنچه فکر کنید قدرت کنترل دارید.

۳. پرخاشگری بالقوه
اگر کودک در محیطی بزرگ شود که هر گونه پرخاش غیرقابل قبول بوده، او با این باور بزرگ می‌شود که خشونت غیرقابل قبول است. پس او در هنگام بزرگسالی اگر یک حرکت پرخاشگرانه ببیند فکر می‌کند که این حس باید سرکوب شود. یا اگر در خانواده‌ای بزرگ شود که هر نوع خشونت را سرکوب می‌کنند او نیز در بزرگسالی به همان شیوه عمل خواهد کرد و از ابراز خشمی که می‌تواند برای او مفید باشد، خودداری می‌کند.

حالا چه اتفاقی می افتد اگر نتوانید خشم خود را پنهان کنید؟ اگر شما خودتان از آن دسته افراد باشید، پاسخ این سوال را می‌دانید و احتمالا شما همچنان عصبانی می‌مانید. وقتی عصبانیت که یک احساس سالم و طبیعی است را سرکوب کنید و به جای اینکه عامل ایجاد آن را از بین ببرید عصبانیت را مخفی کنید، این عصبانیت از بین نمی‌رود و باقی می‌ماند. پس از گذر زمان این عصبانیت به پرخاشگری بالقوه تبدیل می‌شود.

۴. بی‌تفاوتی
اگر شما در زمان کودکی از طرف والدین خود نادیده گرفته می‌شدید ممکن است خشم و ترس خود را در آرزوی اینکه دیگر هیچوقت نادیده گرفته نشوید دفن کرده باشید. در واقع اتفاقی که می‌افتد مثل این است که ما خودمان را ترک کرده‌ایم. ما همیشه خود را کنار می‌کشیم و از پتانسیل خود استفاده نمی‌کنیم و بی‌تقاوتی را برمی‌گزینیم. آدم بی‌تفاوت می‌گوید من میدانم باید چه کاری انجام دهم ولی انجام نمی‌دهم.
 

مهین جواهری

کاربر ویژه
وقتی به کودک درون خود فکر می‌کنید، بیشتر چه احساسی دارید: محبت، غم، خشم، ترحم، یا بی‌تفاوتی؟


قبلش حس رفاقت دوست داشتن بود
ولی بعد مدیتیشن و تکنیک انجام دادیم عشق یه عشق خاص که بجز خدا بکسی نداشتم حس میکنم بخدا رسیدم بخودا
حس میکنم به خدای درونم رسیدم
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود قبلا حس خشم،قربانی شدن،ترحم،بیگانگی،درد و رنج،غرغر کن،بسیار بهانه گیر.باهام قهر بود و من هم راهی برای ارتباط باهاش بلد نبودم.بعد از شروع دوره خلق آینده و انجام تکنیک ها خصوصا تکنیک شفای درون و دوست داشتن بدن...و جدیت و تلاش و مداومت موفق شدم باهاش ارتباط برقرار کنم اوایل پشتش رو به من می‌کرد،یواش یواش به سمتم اومد ولی با ناراحتی زیاد،مشت به سینه ام میزد و گریه میکرد،اعتراض میکرد که چرا رهام کردی چرا بهم توجه نکردی،من به حرفاش گوش کردم و مرتب بهش گفتم من اومدم که حامیت باشم،من آدم امن تو هستم،ازم خواست بهش محبت کنم،محکم توی آغوشش گرفتم و خودم باهاش گریه کردم،بهش گفتم که چقدر دوسش دارم،ازش معذرت خواستم که بهش بی توجه بودم،رهاش کرده بودم.یواش یواش آروم گرفت الان خیلی آرومتر شده.امروز که تکنیک ملاقات با کودک درون در باغ آرامش رو انجام می‌دادم بابا صدام کرد.
 

مرضیه جعفری

کاربر ویژه
اینروزا یه حس جدید دارم بهش...!!!!
بطور باور نکردنی هر چی میبینمش یا بهش فکر میکنم بهش میگم کاش وجود ندلشتی..
کاش تو نبودی!!!!
 

مهین جواهری

کاربر ویژه
اینروزا یه حس جدید دارم بهش...!!!!
بطور باور نکردنی هر چی میبینمش یا بهش فکر میکنم بهش میگم کاش وجود ندلشتی..
کاش تو نبودی!!!!
مرضیه جان تو بخاطر جو شرایط بعد جنگ اینجوری شدی خیلیا اینجور شدن من فقط خودم رو باتکنیکهای استاد اموزش دادن و دوقلب تونستم وصل باشم هربار طناب بریده میشد بااینا وصل میکردم من بشخصه از تحربم بهت میگم نزار این حالت ادامه پیدا کنه کاش میتونسی این دوره رو شرکت کنی حتمن برات مفید بود برات دعا میکنم عزیزم سلامت تندرست باشی
 

مرضیه جعفری

کاربر ویژه
مرضیه جان تو بخاطر جو شرایط بعد جنگ اینجوری شدی خیلیا اینجور شدن من فقط خودم رو باتکنیکهای استاد اموزش دادن و دوقلب تونستم وصل باشم هربار طناب بریده میشد بااینا وصل میکردم من بشخصه از تحربم بهت میگم نزار این حالت ادامه پیدا کنه کاش میتونسی این دوره رو شرکت کنی حتمن برات مفید بود برات دعا میکنم عزیزم سلامت تندرست باشی
ممنونم خانم جواهری جان..🌹
منم خیلی خیلی کمک گرفتم از آموزشها..
منتها به اینکه فکر میکنم چه باگ بزرگی داره اتسان که تا قبل سه سالگیش که هیچ توانایی و اختیاری نداره تمام زندگیش رقم میخوره‌ها عصبی میشم..
چطور ممکنه تمام زندگیمون تحت تاثیر ناکامیهای کودکی باشه اخه!!!!
من ۲۰ ساله با استاد اشنام..کلی علاقمندم به روانشناسی کلی کتاب خوندم مشاوره رفتم زحمت کشیدم برا خودم تااااااازه یه پنج شیش سالیه دارم یکم راحتتر زندگی میکنم..اوضاع زندگیم خوبه.
ولی درون بیصاحاب حالااااحالاااا کار داره😁😁

یه چندوقتیه تو تمرینای کودک درون چشمم بهش میفته..دوتایی زل میزنیم بهم میگیم چی میشد تو وجود نداشتی اخه !!!!🤭😁

چه ولعیه این داره اخه به دیده شدن شنیده شدن ابراز وجود به محبت..!!!؟؟؟

از طرفی من خودم الان مادرم.رنج اینکه من ناخاسته همین بلاهارو سر یکی یه دونه خودمم اوردم بیشتر رنجم میده!!

یه مسیر بی انتهاس واقعا..
تنها و تنها ،، عشق استاد مارو نگه میداره 👌🏻👌🏻
 

مهین جواهری

کاربر ویژه
ممنونم خانم جواهری جان..🌹
منم خیلی خیلی کمک گرفتم از آموزشها..
منتها به اینکه فکر میکنم چه باگ بزرگی داره اتسان که تا قبل سه سالگیش که هیچ توانایی و اختیاری نداره تمام زندگیش رقم میخوره‌ها عصبی میشم..
چطور ممکنه تمام زندگیمون تحت تاثیر ناکامیهای کودکی باشه اخه!!!!
من ۲۰ ساله با استاد اشنام..کلی علاقمندم به روانشناسی کلی کتاب خوندم مشاوره رفتم زحمت کشیدم برا خودم تااااااازه یه پنج شیش سالیه دارم یکم راحتتر زندگی میکنم..اوضاع زندگیم خوبه.
ولی درون بیصاحاب حالااااحالاااا کار داره😁😁

یه چندوقتیه تو تمرینای کودک درون چشمم بهش میفته..دوتایی زل میزنیم بهم میگیم چی میشد تو وجود نداشتی اخه !!!!🤭😁

چه ولعیه این داره اخه به دیده شدن شنیده شدن ابراز وجود به محبت..!!!؟؟؟

از طرفی من خودم الان مادرم.رنج اینکه من ناخاسته همین بلاهارو سر یکی یه دونه خودمم اوردم بیشتر رنجم میده!!

یه مسیر بی انتهاس واقعا..
تنها و تنها ،، عشق استاد مارو نگه میداره 👌🏻👌🏻
خدارو شکر تو مسیر رشد اگاهی هستیم و اکر برعکسش بود چه به اینم فکر کردید من خیلی بهش فکر میکنم بعد میگم خدارو شکر خدایااین مسیر رو بهم نشون دادی راه رسیدن بخودت رو باشناخت درونم هموار کردی هرچقدر به درونم عمیقتر میشم میبینم خدا انجاست بعد همین خوشحالم میکنه که وقتی بچه دار شدم میتونم راهنماش باشم
منم اولاش عصبی میشدم ولی هر اتفاق جزئی رو میبنم برام اتفاق میفته به فال نیک میگیرم یعنی اومده بهم درس بده اومده پیام بده اگاهشو بهش درستو پاس کن رشد کنی حتی بدترین تلخترین اتفاقا برام استخراج یک اگاهیه، الان ببین چرا کودک دروننت خودت میگی کاش وجود نداشتی تمرکز کن به درونت الهام میشه ، اگر پی خلقت بگیریم که چرا خلق شدیم اومدیم پایین ما که بهشت جامون خوب بود ولی ایا میشد خوب بد رو فهمید؟وقتی میبینم این همه مسیر اومدم اگاهانا بخدا برسم و به خلقت وجودی خودم، وجودم لبریز از عشق خدا میشه ، ادم پشت سرشو نگاه کنه قدش خمیده میشه گذشته چیزی جز افسوس نیست جز اینکه بهش از دید رشد اگاهی نگاه کنیم همین گذشته اگه نبود منم تااین حد رشد نمیکردم، بعد نگاه میکنم انسان که روح خداونده چه مراحلی بگذرونه باید به تکامل برسه وگرنه همه یکسان بودن و از همان بدو تولد علم به اکاهی رشد بودن که چه نیازی به زمین ادمدن بود خدا فقط خوبی رو میافرید وسلام و دنیایی هم نبود
میبینم انسانها رشد میکنن میرن اولین صدای جهان هستی و خلقت میبینت بیشتر به عظمت خلقت خدا می‌میبرم و شکر میکنم

خدا رو شکر مرضیه جان همین الان هم مادر اگاهی هستید که این فکر به چالشتون کشونده و ذهن من چالش کشوند بیشتر قدر دان این باگ خلقت باشم
 

مهین جواهری

کاربر ویژه
ممنونم خانم جواهری جان..🌹
منم خیلی خیلی کمک گرفتم از آموزشها..
منتها به اینکه فکر میکنم چه باگ بزرگی داره اتسان که تا قبل سه سالگیش که هیچ توانایی و اختیاری نداره تمام زندگیش رقم میخوره‌ها عصبی میشم..
چطور ممکنه تمام زندگیمون تحت تاثیر ناکامیهای کودکی باشه اخه!!!!
من ۲۰ ساله با استاد اشنام..کلی علاقمندم به روانشناسی کلی کتاب خوندم مشاوره رفتم زحمت کشیدم برا خودم تااااااازه یه پنج شیش سالیه دارم یکم راحتتر زندگی میکنم..اوضاع زندگیم خوبه.
ولی درون بیصاحاب حالااااحالاااا کار داره😁😁

یه چندوقتیه تو تمرینای کودک درون چشمم بهش میفته..دوتایی زل میزنیم بهم میگیم چی میشد تو وجود نداشتی اخه !!!!🤭😁

چه ولعیه این داره اخه به دیده شدن شنیده شدن ابراز وجود به محبت..!!!؟؟؟

از طرفی من خودم الان مادرم.رنج اینکه من ناخاسته همین بلاهارو سر یکی یه دونه خودمم اوردم بیشتر رنجم میده!!

یه مسیر بی انتهاس واقعا..
تنها و تنها ،، عشق استاد مارو نگه میداره 👌🏻👌🏻
طناب ریسمان الهی ریسمان انرژی خداوند هست که مارو زنده نگه داشته استاد عزیزمان هم یکی از وسیله ای این وصل بودن هست بخدا وصل باشی تنهایی معنایی ندارد چون تو خودت خودآیی
 

باران علیزاده

کاربر ویژه
کودک درونم وقتی باهاش دیدار کردم. میچرخید وشاد بود .... در اخر تمرین یه اتفاقی افتاد که واقعا جالب بود واسه خودم و دلم میخواد دلیلشرو بدونم . دراخر ازش پرسیدم چه درخواستی داری بصورت نور شد ورفت داخل کالبدم .
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
کودک درونم وقتی باهاش دیدار کردم. میچرخید وشاد بود .... در اخر تمرین یه اتفاقی افتاد که واقعا جالب بود واسه خودم و دلم میخواد دلیلشرو بدونم . دراخر ازش پرسیدم چه درخواستی داری بصورت نور شد ورفت داخل کالبدم .
شاید می‌خواد احساس نزدیکی بیشتری با تو داشته باشه
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
باید یاد بگیریم که همه ممکن هست اشتباه کنند
اونو در آغوش بگیریم
و خودمون رو دوست داشته باشیم
 

نسیم شریفی

کاربر ویژه
سلام و ارادتمندم

وقتی کودک درونمو توی تکنیک ارزشمند شما ملاقات کردم
انگار گمشده ای پیدا کردم و کلی ذوق کردم ، در تمام طول تکنیک ساکت بود و ساکت! هر چه بغلش کردم با تعجب و غربت نگاهم میکرد🥲 طفلکی بی اعتماد و ترسو بود
چرا اینقدر دیر به سراغش رفتم!؟ بلدش نبودم 🥲
استاد جان🙏🏻سپاسگزارم🌺
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا