آرتروز زانو

شفاجو: شهلا✨ حدود 58 سال سن داره با وزن بسیار بالا
8 ماه بود که زانوشون خیلی درد می کرد و با عصا راه می رفتن
انقد همه چی براشون سخت بود که توی اداره هم شرایط خاصی براشون فراهم کردیم حتی یک دستگاه ثبت چهره جدا برای ایشون در محل دیگری تعبیه شد
من بهشون پیشنهاد انرژی درمانی دادم ایشون با شک و بی میلی قبول کرد
جلسه اول سر کار روشون انرژی درمانی کردم و گفتن خیلی سبک شده و بعدش گفت چون قبلا یک نفر این کار و انجام داده بود و خوب نشده بودم زیاد برام فرقی نمی کرد که شما انجام بدی یا نه ولی حالا خیلی احساس سبکی دارم و خیلی راحت نفس می کشم
فردای اون روز رفتم مجدد اتاق شون و جلسه دوم درمان رو انجام دادم...
روز سوم خودشون اومدن اتاق من و هی لبخند می زدن و می پرسید متوجه نمیشی؟
می گفتم چی رو دقیقا؟ و ایشون فقط می خندید:D
می گفت چرا به من توجه نمی کنی؟ گفتم چی شده آخه!!!
گفت نمی بینی عصا دستم نیست؟؟؟
گفتم: آها اتاق تون گذاشتید اومدید این جا؟
گفت: نه اصلا از خونه نیاوردم، خیلی سبکم، خیلی خوبم، دیدم نیازی به عصا ندارم بدون اون اومدم
روز سوم هم روشون کار کردم و بهشون توصیه کردم که تمام نکاتی که رعایت می کرده رو همچنان ادامه بده خصوصا پله
یهو گفت که من باورم نمیشه آرتروز زانوم خوب شده!
گفتم آرتروز دارید؟ اگه این جوری باشه که باید روان درمانی هم بکنم چون آرتروزها به روان ربط دارن
که بنده خدا گفتن بله دقیقا پارسال وقتی یه ضربه روحی خوردم بدنم این شکلی شد و زانوم اجازه نداد کار کنم و دکتر گفته آرتروز زانو داری
قرار شد که در کنار ادامه روند درمان خود زانو روان درمانی رو هم براشون انجام بدم
هر روز تو اداره درمان میکنم و جمعه ها از راه دور
الان یک هفته س که ایشون بدون عصا راه میره🙃
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
درود بر آزاده عزیز
بسیار خوشحالم که با استفاده از تکنیک‌های انرژی درمانی به دوستانتان و عزیزانتان کمک می‌کنید
هیچ لذتی بالاتر از اینکه ما بتوانیم دردی را از دیگران کاهش دهیم وجود ندارد
مسافرت رفتن و تفریح کردن بسیار لذت بخش است ولی هیچ لذتی بالاتر از کمک به دیگران و کاهش دردهای آنها نیست
 
شفاجو: شهلا✨ حدود 58 سال سن داره با وزن بسیار بالا
8 ماه بود که زانوشون خیلی درد می کرد و با عصا راه می رفتن
انقد همه چی براشون سخت بود که توی اداره هم شرایط خاصی براشون فراهم کردیم حتی یک دستگاه ثبت چهره جدا برای ایشون در محل دیگری تعبیه شد
من بهشون پیشنهاد انرژی درمانی دادم ایشون با شک و بی میلی قبول کرد
جلسه اول سر کار روشون انرژی درمانی کردم و گفتن خیلی سبک شده و بعدش گفت چون قبلا یک نفر این کار و انجام داده بود و خوب نشده بودم زیاد برام فرقی نمی کرد که شما انجام بدی یا نه ولی حالا خیلی احساس سبکی دارم و خیلی راحت نفس می کشم
فردای اون روز رفتم مجدد اتاق شون و جلسه دوم درمان رو انجام دادم...
روز سوم خودشون اومدن اتاق من و هی لبخند می زدن و می پرسید متوجه نمیشی؟
می گفتم چی رو دقیقا؟ و ایشون فقط می خندید:D
می گفت چرا به من توجه نمی کنی؟ گفتم چی شده آخه!!!
گفت نمی بینی عصا دستم نیست؟؟؟
گفتم: آها اتاق تون گذاشتید اومدید این جا؟
گفت: نه اصلا از خونه نیاوردم، خیلی سبکم، خیلی خوبم، دیدم نیازی به عصا ندارم بدون اون اومدم
روز سوم هم روشون کار کردم و بهشون توصیه کردم که تمام نکاتی که رعایت می کرده رو همچنان ادامه بده خصوصا پله
یهو گفت که من باورم نمیشه آرتروز زانوم خوب شده!
گفتم آرتروز دارید؟ اگه این جوری باشه که باید روان درمانی هم بکنم چون آرتروزها به روان ربط دارن
که بنده خدا گفتن بله دقیقا پارسال وقتی یه ضربه روحی خوردم بدنم این شکلی شد و زانوم اجازه نداد کار کنم و دکتر گفته آرتروز زانو داری
قرار شد که در کنار ادامه روند درمان خود زانو روان درمانی رو هم براشون انجام بدم
هر روز تو اداره درمان میکنم و جمعه ها از راه دور
الان یک هفته س که ایشون بدون عصا راه میره🙃
بسیار عالی آزاده جان میبینی چه احساس قشنگی داری وقتی دردی و التیام میدی و آرامش میدی به بیمار و آرزو میکنم همیشه پر انرژی و موفق باشی و درخشان💯💫💫
 
بسیار عالی آزاده جان میبینی چه احساس قشنگی داری وقتی دردی و التیام میدی و آرامش میدی به بیمار و آرزو میکنم همیشه پر انرژی و موفق باشی و درخشان💯💫💫
ممنونم از انرژی خوبت مژگان عزیزم🍀
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا