مورد بعدی دخترم بود که ویروس جدیدی که گوارش رو به شدت درگیر میکنه رو گرفت و چون من و پدرش هر دو معلولیت از ناحیه پا داریم حاضر نشد ببریمش دکتر.
شب دوم یا سوم بود که انقدر حالش بد شده و از معده لکه های خون بالا میاورد و انقدر حالش بد بود گفت مامان نمیخوام بترسونمت ولی احساس میکنم زنده نمیمونم.
من سریع دست بکار شدم و طبق پروتکل کرونا درمان رو انجام دادم براش و خدا رو شکر فرداش حالش خیلی بهتر شد و همش میگه مامان معجزه کردی اگه بلد نبودی انرزی درمانی کنی معلوم نبود چی میشد.
بازم خدا رو شکر بخاطر این موهبت الهی و بخاطر وجود اساتیدم در این زمینه و دکتر آرام گرانقدر



شب دوم یا سوم بود که انقدر حالش بد شده و از معده لکه های خون بالا میاورد و انقدر حالش بد بود گفت مامان نمیخوام بترسونمت ولی احساس میکنم زنده نمیمونم.
من سریع دست بکار شدم و طبق پروتکل کرونا درمان رو انجام دادم براش و خدا رو شکر فرداش حالش خیلی بهتر شد و همش میگه مامان معجزه کردی اگه بلد نبودی انرزی درمانی کنی معلوم نبود چی میشد.
بازم خدا رو شکر بخاطر این موهبت الهی و بخاطر وجود اساتیدم در این زمینه و دکتر آرام گرانقدر