ملیکا کاظم زاده
کاربر ویژه
بیمار از اقوام بود که در اثر مردن بچه ۸ماهه در شکمش و خونریزی شدید که نتوانسته بودن متوقف کنند در کما رفته بود و به گفته پزشکان امیدی به برگشت نیست. من با بیمار حدود ۱۲۰ کیلومتر فاصله داشتم. شروع کردم به اسکن هاله و چاکراها تقریبا خالی بودن، با سبز چند بار پاکسازی عمومی کردم با آبی دستور توقف خونریزی دادم.
بعد شروع کردم به پاک کردن چاکراها و پاک کردن اندام حیاتی. کلیه ها قلب. ریه ها کار کردم و تثبیت کردم و کات کردم.
بعد از بار دوم اومدن گفتن بیمار چشماش رو باز کرده تقریبا عصر ساعت ۶ و شب ساعت ۱۰ انجام شد و ساعت ۱۲ گفتن بهمون و بعد از نماز صبح که انجام دادم ضربان بالا اومد و بعد از بار چهارم کامل بیمار به هوش اومد.
برای خودم خیلی عجیب بود و کسانی که نمیدونستن میگفت از وقتی شما اومدین معجزه شروع شد
بسیار بسیار سپاسگزارم از استاد عزیزم دکتر آرام
بعد شروع کردم به پاک کردن چاکراها و پاک کردن اندام حیاتی. کلیه ها قلب. ریه ها کار کردم و تثبیت کردم و کات کردم.
بعد از بار دوم اومدن گفتن بیمار چشماش رو باز کرده تقریبا عصر ساعت ۶ و شب ساعت ۱۰ انجام شد و ساعت ۱۲ گفتن بهمون و بعد از نماز صبح که انجام دادم ضربان بالا اومد و بعد از بار چهارم کامل بیمار به هوش اومد.
برای خودم خیلی عجیب بود و کسانی که نمیدونستن میگفت از وقتی شما اومدین معجزه شروع شد
بسیار بسیار سپاسگزارم از استاد عزیزم دکتر آرام