لعیا رحیمی
کاربر ویژه
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی،حدود یک ماه پیش درمان روی پدرم انجام میدادم که اتفاق خاصی افتاد
پدر سال ها از حالت گیج بودن شکایت داشتن و بارها ام آر آی انجام داده بودن که مشکلی نبود،حتی روانپزشک هم مراجعه کرده بودن که مصرف داروها هم تاثیری نداشت و چند ماه اخیر هم از سست شدن پاها و اینکه این حس رو داشتن که سرم یک طرف میره بدنم یک طرف...
اول اسکن هر دو هاله انجام دادم
هاله بیرونی :قسمت تاج نقصان داشت.بقیه قسمت ها یک اندازه
هاله درونی :قسمت تاج ،پیشانی،آجنا،قسمتهای دیگه سر انباشتگی،چاکرای قلب انباشتگی،چاکرای خورشیدی انباشتگی،چاکرای نافی،قاعده نقصان.
پرده چاکراها اسکن شد:پارگی در تمام چاکراها ،حتی چاکرای پروستات،بیضه ها هم پارگی داشت
قبل از شروع پاکسازی از پدر خواستم در حیاط بنشینن و پاهاشون رو روخاک بذارن چون حس میکردم انرژی سنگینی دارن
پاکسازی عمومی هر دو هاله انجام دادم،حین پاکسازی تکاندن دست در آتش انجام میشد،بعد از پاکسازی ابتدا هاله بیرونی که نقصان داشت رو با انرژی بنفش پر کردم،پر شدن رو حس میکردم،بعد با آبی تثبیت
هاله درونی:
چاکراها رو پاکسازی موضعی(برحسب حساس و غیر حساس)،انرژی و تثبیت انجام دادم
قسمت هایی که انباشتگی داشت رو بیشتر پاکسازی انجام میدادم،قسمت هایی که نقصان داشت بیشتر انرژی میدادم
بعد از از اتمام تمام چاکراها رفتم سراغ چاکراها بعد روحی
داخل چاکراها رو اسکن کردم از نظر طلسم (تمامی چاکراها بود),از نظر ترس،بددلی،نفرت و غیره اسکن کردم،با بنفش پاکسازی کردم،بعد انرژی بنفش دادم و تثبیت،بعد رفتم سراغ پرده چاکراها که پاره بودن،قسمت های پاره رو با رنگ بنفش پر کردم،با آبی تثبیت ،فاصله بین پرده تا دهانه چاکرا رو هم با بنفش پر کردم،بعلت ضعف پاها چاکرای قاعده و چاکرای میان دو راه رو پا انرژی قرمز پر کردم.درصد انرژی هایی که استفاده کردم ۳۰ درصد.
حدود بیست سال پیش تو کیف پدرم طلسم فلزی پیدا کرده بودم چون نمیدونستیم برای باطل شدنش چه کاری باید انجام بدیم انداختیم تو آب روان.بعدها متوجه شدم که این طلسم ها موکل دارن.اتفاق جالب اینجا بود.بعد از اتمام کار درمان پدر.بعد دعا کردن و کمک خواستن از خدای مهربون،استادان روحانی،فرشتگان مقرب اون طلسم رو تصور کردم با نور بنفش الکتریکی طلسم رو ذوب کردم.چون معتقدم غیرارگانیک ها هم خانواده دارن و به دلایلی در دام انسان ها زندانی شدن از بین نبردمشون.
خوابیدم و تو حالت خواب و بیداری حس کردم کسی زد رو دستم که خیلی بزرگ بود.بیدار شدم اولش یکم ترسیدم ،بعد شروع کردم به دعا و کمک خواستن از خداوند،حس کردم سه تا غیر ارگانیک خیلی بررگ تو خونه هستن قدشون تا سقف میرسید.از خداوند کمک خواستم راهی بذاره که اینا برگردن پیش خانوادشون.با غیر ارگانیک ها هم صحبت کردم و گفتم میدونین میتونم از بین ببرمتون ولی میدونم شما هم خانواده دارین برگردین پیش خانواده تون.تو هاله نور سفید دیدم ،به غیر ازگانیک ها گفتم این مسیر برگشت شما پیش قبیله و خانواده تونه.از طریق هاله سفید رفتن و بعد رفتنشون هاله سفید هم محو شد.حال پدر خیلی بهتر شده از اون روز.هر چند وقت یکبار چاکراها رو اسکن میکنم،اکثر مواقع چاکرای قاعده ای و میان دو راه خالی از انرژی هست.به پدر یاد دادم روی خاک بیاستن و از مادر زمین انرژی بگیرن و غسل آب نمک رو انجام بدن...
ولی بعدش خودم خیلی بی انرژی شدم
قدردان زحمات استاد عزیزم هستم،
پدر سال ها از حالت گیج بودن شکایت داشتن و بارها ام آر آی انجام داده بودن که مشکلی نبود،حتی روانپزشک هم مراجعه کرده بودن که مصرف داروها هم تاثیری نداشت و چند ماه اخیر هم از سست شدن پاها و اینکه این حس رو داشتن که سرم یک طرف میره بدنم یک طرف...
اول اسکن هر دو هاله انجام دادم
هاله بیرونی :قسمت تاج نقصان داشت.بقیه قسمت ها یک اندازه
هاله درونی :قسمت تاج ،پیشانی،آجنا،قسمتهای دیگه سر انباشتگی،چاکرای قلب انباشتگی،چاکرای خورشیدی انباشتگی،چاکرای نافی،قاعده نقصان.
پرده چاکراها اسکن شد:پارگی در تمام چاکراها ،حتی چاکرای پروستات،بیضه ها هم پارگی داشت
قبل از شروع پاکسازی از پدر خواستم در حیاط بنشینن و پاهاشون رو روخاک بذارن چون حس میکردم انرژی سنگینی دارن
پاکسازی عمومی هر دو هاله انجام دادم،حین پاکسازی تکاندن دست در آتش انجام میشد،بعد از پاکسازی ابتدا هاله بیرونی که نقصان داشت رو با انرژی بنفش پر کردم،پر شدن رو حس میکردم،بعد با آبی تثبیت
هاله درونی:
چاکراها رو پاکسازی موضعی(برحسب حساس و غیر حساس)،انرژی و تثبیت انجام دادم
قسمت هایی که انباشتگی داشت رو بیشتر پاکسازی انجام میدادم،قسمت هایی که نقصان داشت بیشتر انرژی میدادم
بعد از از اتمام تمام چاکراها رفتم سراغ چاکراها بعد روحی
داخل چاکراها رو اسکن کردم از نظر طلسم (تمامی چاکراها بود),از نظر ترس،بددلی،نفرت و غیره اسکن کردم،با بنفش پاکسازی کردم،بعد انرژی بنفش دادم و تثبیت،بعد رفتم سراغ پرده چاکراها که پاره بودن،قسمت های پاره رو با رنگ بنفش پر کردم،با آبی تثبیت ،فاصله بین پرده تا دهانه چاکرا رو هم با بنفش پر کردم،بعلت ضعف پاها چاکرای قاعده و چاکرای میان دو راه رو پا انرژی قرمز پر کردم.درصد انرژی هایی که استفاده کردم ۳۰ درصد.
حدود بیست سال پیش تو کیف پدرم طلسم فلزی پیدا کرده بودم چون نمیدونستیم برای باطل شدنش چه کاری باید انجام بدیم انداختیم تو آب روان.بعدها متوجه شدم که این طلسم ها موکل دارن.اتفاق جالب اینجا بود.بعد از اتمام کار درمان پدر.بعد دعا کردن و کمک خواستن از خدای مهربون،استادان روحانی،فرشتگان مقرب اون طلسم رو تصور کردم با نور بنفش الکتریکی طلسم رو ذوب کردم.چون معتقدم غیرارگانیک ها هم خانواده دارن و به دلایلی در دام انسان ها زندانی شدن از بین نبردمشون.
خوابیدم و تو حالت خواب و بیداری حس کردم کسی زد رو دستم که خیلی بزرگ بود.بیدار شدم اولش یکم ترسیدم ،بعد شروع کردم به دعا و کمک خواستن از خداوند،حس کردم سه تا غیر ارگانیک خیلی بررگ تو خونه هستن قدشون تا سقف میرسید.از خداوند کمک خواستم راهی بذاره که اینا برگردن پیش خانوادشون.با غیر ارگانیک ها هم صحبت کردم و گفتم میدونین میتونم از بین ببرمتون ولی میدونم شما هم خانواده دارین برگردین پیش خانواده تون.تو هاله نور سفید دیدم ،به غیر ازگانیک ها گفتم این مسیر برگشت شما پیش قبیله و خانواده تونه.از طریق هاله سفید رفتن و بعد رفتنشون هاله سفید هم محو شد.حال پدر خیلی بهتر شده از اون روز.هر چند وقت یکبار چاکراها رو اسکن میکنم،اکثر مواقع چاکرای قاعده ای و میان دو راه خالی از انرژی هست.به پدر یاد دادم روی خاک بیاستن و از مادر زمین انرژی بگیرن و غسل آب نمک رو انجام بدن...
ولی بعدش خودم خیلی بی انرژی شدم
قدردان زحمات استاد عزیزم هستم،