سیده اکرم نصیری
کاربر ویژه
سلام استاد گرانقدر و فرزانه ام


من وقتی مراحل مدیتیشن رو انجام دادم یعنی تصور ابشار نور وهمزمان گفتن سه بار جمله ؛به به خدای را به برای زندگی که به من داده است.بعد از اتمام سه بار گفتنم انگار یه چیزی در وجودم که احساس کردم روحم بوده.تشنه این جمله بوده و پشت سر هم شاید ده بار یا بیشتر این جمله رو تکرار میکرده .این در حالتی بود که کاملا من اگاه بودم که دستور شما رو اطاعت کنم وبیشتر از سه بار نگویم.استاد مثل شخصی که تشنه ومنتظر بوده انقدر یریع می گفت وکنترل من فایدهای نداشت ومن کاملا کنار کشیدم و ناطر گفتنش شدم.حس وحالی شبیه پرواز به من دست داده بود اما نه خیلی بالا.حس سبکی و ارامش بی نطیر.بعد ساکت شد وبه خالت عادی برگشتم وطبق دستور شما فقط تماشا کردم.بعد از چند دقیقه جمعیت عطیمی رو دیدم که لباس های مشکی داشتن مثل خانم های چادری که کنار هم باشن گویا همه منتطر امدن شخصی بودن .حالا من در حال تماشا جمعیت از رو برو ودر حال رفتن به جلو هستم .خیلی این مسیر طولانی بود من در حین تماشا اگاه بودم پیش خودم گفتم شاید فرد سیاسی و دولتی در حال امدن است که اینقدر مردم جمع شدن رفتم جلو دیدم فردی پشت تریبون در حال صحبت است گویا یک فرد روحانی است با عبا وعملمه سیاه.در حال صحبت کردن پشت تریبون.استاد من روز قبل اطلاع پیدا کرده بودم که ریس جمهور می خواد بیاد ساری.اما اصلا فکرش را در دهنم مرور نکردم.من دیشب این مراقبه رو انجام دادم .امروز مطلع شدم که ریس جمهور اومده ساری و کلی جمعیت به استقبالش رفته و شلوع بوده.البته نمی دونم چقدر درسته.سپاس از توجه و راهنمایی بی دریعتون





من وقتی مراحل مدیتیشن رو انجام دادم یعنی تصور ابشار نور وهمزمان گفتن سه بار جمله ؛به به خدای را به برای زندگی که به من داده است.بعد از اتمام سه بار گفتنم انگار یه چیزی در وجودم که احساس کردم روحم بوده.تشنه این جمله بوده و پشت سر هم شاید ده بار یا بیشتر این جمله رو تکرار میکرده .این در حالتی بود که کاملا من اگاه بودم که دستور شما رو اطاعت کنم وبیشتر از سه بار نگویم.استاد مثل شخصی که تشنه ومنتظر بوده انقدر یریع می گفت وکنترل من فایدهای نداشت ومن کاملا کنار کشیدم و ناطر گفتنش شدم.حس وحالی شبیه پرواز به من دست داده بود اما نه خیلی بالا.حس سبکی و ارامش بی نطیر.بعد ساکت شد وبه خالت عادی برگشتم وطبق دستور شما فقط تماشا کردم.بعد از چند دقیقه جمعیت عطیمی رو دیدم که لباس های مشکی داشتن مثل خانم های چادری که کنار هم باشن گویا همه منتطر امدن شخصی بودن .حالا من در حال تماشا جمعیت از رو برو ودر حال رفتن به جلو هستم .خیلی این مسیر طولانی بود من در حین تماشا اگاه بودم پیش خودم گفتم شاید فرد سیاسی و دولتی در حال امدن است که اینقدر مردم جمع شدن رفتم جلو دیدم فردی پشت تریبون در حال صحبت است گویا یک فرد روحانی است با عبا وعملمه سیاه.در حال صحبت کردن پشت تریبون.استاد من روز قبل اطلاع پیدا کرده بودم که ریس جمهور می خواد بیاد ساری.اما اصلا فکرش را در دهنم مرور نکردم.من دیشب این مراقبه رو انجام دادم .امروز مطلع شدم که ریس جمهور اومده ساری و کلی جمعیت به استقبالش رفته و شلوع بوده.البته نمی دونم چقدر درسته.سپاس از توجه و راهنمایی بی دریعتون