hashemi
ناظم انجمن
اگر در کودکی پدر و مادری داشته باشیم که با ما بد رفتاری کرده باشند
و ما دچار تلههایی شده باشیم؛
الان بیشتر احتمال دارد که در ازدواج نیز افرادی را انتخاب کنیم که با ما بد رفتار کنند یا بیشتر ممکن است جذب چنین افرادی شویم!
یا اگر ما را در کودکی زیاد کنترل کردهاند الان هم یا ما کاملاً تحت کنترل دیگران در میآییم یا دیگران را کنترل میکنیم!
یا کسی که در کودکی آزار جنسی دیده است؛ الان هم درگیر روابط جنسی متعدد با دیگران میشود!
ما آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر تایید و تداوم تلهها زندگی میکنیم. حتی ترکیب هیجانی و جنسی که در ما نسبت به دیگران فعال میشود برگرفته از تله ماست.
مثلا کسی که طرحواره نقص/ شرم دارد؛ نسبت به کسی که حس میکند قدرت، هیجان و زیبایی دارد جذب میشود!
یا کسی که طرحواره رهاشدگی یا محرومیت هیجانی دارد؛ بیشتر جذب یک رابطه عاطفی بیتعهد و ناپایدار یا سرد و بیعاطفه میشود!
پس عاشق شدن، ممکن است نشانه فعال شدن تلههای ما باشد!
زیرا کسانی که تلههای ما را فعال میکنند برای ما آشناتر و جذابتر هستند! ما تعاریف و باورهایی هم از عشق داریم که مطابق با تلههاست!
در اثر تلهها، برای ما دنیایی در کودکی ساخته میشود که در بزرگسالی، جز آن، دنیای دیگر یا واقعیت دیگری را نمیبینیم! ما تمایل داریم که رنجها و موقعیتهای رنج آور کودکی را تکرار کنیم و با آدمهای مشابه روبرو شویم؛ البته نه آگاهانه
تله ها باعث میشوند که ما در دام تکرار شرایط کودکی بیفتیم!
آنها به ما میگویند چه احساسی نسبت به خودت داشته باش و چه دیدگاهی نسبت به خود، دیگران و جهان..!
تلهها به ما آسیب میزنند اما چون تنها باورهای آشنایی هستند که ما داریم؛ پشت آنها احساس امنیت داریم!
باعث میشوند رنج واقعیت را تحمل نکنیم و با پیشبینی پذیری زندگی کنیم. مثل یک سناریویی که از قبل در ذهن ما طراحی شده است و به ما میگوید با چه کسانی در ارتباط خواهیم بود؟ با چه کسی ازدواج میکنیم و چه کاره میشویم!
برای بهبود و تغییر تلهها ابتدا بایستی نسبت به آنها بینش پیدا کنیم که کجاها و چگونه بر ما تاثیر داشته و دارند و چگونه و در چه موقعیتها و روابطی فعال میشوند. این گام اول درمان است.
و ما دچار تلههایی شده باشیم؛
الان بیشتر احتمال دارد که در ازدواج نیز افرادی را انتخاب کنیم که با ما بد رفتار کنند یا بیشتر ممکن است جذب چنین افرادی شویم!
یا اگر ما را در کودکی زیاد کنترل کردهاند الان هم یا ما کاملاً تحت کنترل دیگران در میآییم یا دیگران را کنترل میکنیم!
یا کسی که در کودکی آزار جنسی دیده است؛ الان هم درگیر روابط جنسی متعدد با دیگران میشود!
ما آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر تایید و تداوم تلهها زندگی میکنیم. حتی ترکیب هیجانی و جنسی که در ما نسبت به دیگران فعال میشود برگرفته از تله ماست.
مثلا کسی که طرحواره نقص/ شرم دارد؛ نسبت به کسی که حس میکند قدرت، هیجان و زیبایی دارد جذب میشود!
یا کسی که طرحواره رهاشدگی یا محرومیت هیجانی دارد؛ بیشتر جذب یک رابطه عاطفی بیتعهد و ناپایدار یا سرد و بیعاطفه میشود!
پس عاشق شدن، ممکن است نشانه فعال شدن تلههای ما باشد!
زیرا کسانی که تلههای ما را فعال میکنند برای ما آشناتر و جذابتر هستند! ما تعاریف و باورهایی هم از عشق داریم که مطابق با تلههاست!
در اثر تلهها، برای ما دنیایی در کودکی ساخته میشود که در بزرگسالی، جز آن، دنیای دیگر یا واقعیت دیگری را نمیبینیم! ما تمایل داریم که رنجها و موقعیتهای رنج آور کودکی را تکرار کنیم و با آدمهای مشابه روبرو شویم؛ البته نه آگاهانه
تله ها باعث میشوند که ما در دام تکرار شرایط کودکی بیفتیم!
آنها به ما میگویند چه احساسی نسبت به خودت داشته باش و چه دیدگاهی نسبت به خود، دیگران و جهان..!
تلهها به ما آسیب میزنند اما چون تنها باورهای آشنایی هستند که ما داریم؛ پشت آنها احساس امنیت داریم!
باعث میشوند رنج واقعیت را تحمل نکنیم و با پیشبینی پذیری زندگی کنیم. مثل یک سناریویی که از قبل در ذهن ما طراحی شده است و به ما میگوید با چه کسانی در ارتباط خواهیم بود؟ با چه کسی ازدواج میکنیم و چه کاره میشویم!
برای بهبود و تغییر تلهها ابتدا بایستی نسبت به آنها بینش پیدا کنیم که کجاها و چگونه بر ما تاثیر داشته و دارند و چگونه و در چه موقعیتها و روابطی فعال میشوند. این گام اول درمان است.