سمیه حسینی نسب
کاربر ویژه
سلام و درود فرآوان بر استاد عزیزم و همه دوستان و بزرگواران...
در دقایق اول تکنیک زمانی که استاد فرمودند که در همین ابتدا فرد خاصی رو در نظر بگیرید و تا انتها همراه او باشید، نتونستم شخص خاصی رو در نظر بگیرم و چشم هام رو بستم و همه چیز رو به خدا سپردم. در همون لحظه پیرمردی رو دیدم که بلندی موهای سفیدش تا پشت زانوهاش کشیده میشد و بالای موهاش رو مثل سامورایی ها با پارچه مشکی بسته بود. ریش سفید بلندی داشت و هانفوی سفید (لباس سنتی کشور چین) به تن داشت و یک شمشیر بزرگ که توی یک غلاف زیبای طلایی رنگ بود به کمرش بسته بود و توی یک دشت سرسبز در معرض باد ایستاده بود و گفت من یونگ چینگ هستم... این اسم بارها و بارها تکرار میشد... یونگ چینگ پدر من در زندگی های گذشته ام بود...🥹 خودم رو میدیدم که سه یا چهار سال داشتم و یک هانفوی قرمز با گل های سفید و کفش های چوبی داشتم و دست پدرم رو گرفته بودم و توی دشت میدویدم و شاد بودم و فهمیدم توی همون سن از دستش داده بودم...🥹 پدرم مهربون ترین پدری بود که در طول عمرم دیده بودم، عاشقانه دوستش داشتم و این احساس بیشتر از من توی وجود اون بود... وقتی توی تکنیک گفتید به سمت کلبه چوبی برو، دقیقا خونه ما بود، یه کلبه چوبی که از با فاصله از زمین ساخته شده بود و بین یک دشت سرسبز بود و کمی دورتر دریا رو از پائین یک تپه میدیدم. تمام لحظات یونگ چینگ در کنارم بود و منو با عشق در آغوش کشیده بود...بهم شمع سفید داد و گاهی یک چراغ دستی که یک شمع روشن داخل اش بود بهم میداد... بهم گفت نترس... خدا هست و من همیشه در کنار تو هستم... دقیقا همین جملات تکرار میشد...اونجا بود که فهمیدم اون راهبر درون که در تمام سال های زندگیم کنارم بوده، پدرم بوده...🥹 دقیقا روی چاکرای قلبم به شکل نور سفید...🥹 وقتی شما میگفتید که از راهبر درونتون تشکر کنید من به جای اینکه به اون روح پاک پدرم بگم سپاسگذارم، کلمه آریگاتو ( سپاسگذاری به زبان ژاپنی) رو میگفتم!!! استاد من در تمام طول این تکنیک با صدای بلند گریه کردم، اصلا هیچی دست خودم نبود... اصلا چشم هام باز نمیشدند... چند دقیقه بعد از اتمام تکنیک چشم هام رو باز کردم و نیم ساعتی طول کشید تا آرومتر شدم... سریعا اسم یونگ چینگ رو سرچ کردم، چنین اسمی به عنوان یک شخصیت مهم وجود نداشت اما موضوع جالب تر اینه که حکومت دودمان چینگ وجود داشته! آخرین دودمان امپراتوری چین بوده که از سال ۱۶۴۴ تا ۱۹۱۲ میلادی بر کشور چین حکومت کرده... پس هر چه که دیدم همه واقعیت داشته...🥹 استاد جان اگه تمام کلمات دنیا رو برای قدردانی از شما کنار هم بچینم باز نمیتونم قدردان محبت شما باشم... هیچکس تا حالا نتونسته بود من رو هیپنوتیزم کنه و به خلسه ببره ولی من با انجام تکنیک های شما در همون دقایق اول وارد خلسه بسیار عمیقی میشم و همه چیز رو مبینم...همه چیزهایی رو که آرزوی دیدنشون رو داشتم...🥹 استاد سپاسگذارم...





آریگاتو...





