رضا عاشق حسینی
کاربر ویژه
استاد آرام عزیز
مولوی می گوید : چون خدا خواهد نگفتند از بطر / پس خدا بنمودشان عجز بشر
چرا گفتن امید به خدا باید نشانه ی شک باشد . من لحظه به لحظه ی حیاتم معجزه ی الهی است و به امید او زنده ام.
وقتی که از دربند تمام مسیر دربند به شیرپلا و از آنجا به کلک چال رو رفتم و بعد اومدم خانه و فردایش یک میخچه بایم زد که براحتی برطرف نشد و برای رفتن تا سر کوچه باید زور می زدم. این را فهمیدم. که هرچه هست از او هست. همان را شما هم در سلامت بدون دارو گفتید که تمام کارهای ما معجزه است . دیدن حرف زدن شنیدن .... و این که درمان بشویم هم یک معجزه ی شاید کوچکتر از این همه معجزه ی هر روزه ی زنده بودن و فعالیت های ما هست .
و دکتری هم به من پیشنهاد جراحی را داد که نگردم و با خیس کردن مداوم انگشتم در طی یک هفته یا دو هفته بعد از پیشنهاد آن دکتر پایم خوب شد.
شاید مهم اون فکر و نیتی است که از جمله ی به امید خدا می گوییم که شاید برای بعضی ها مسئله ی شک باشد.
نمی دانم دیدگاهم درست است یا نه ؟ از روشنگری تان ممنون هستم که بفرمایید
مولوی می گوید : چون خدا خواهد نگفتند از بطر / پس خدا بنمودشان عجز بشر
چرا گفتن امید به خدا باید نشانه ی شک باشد . من لحظه به لحظه ی حیاتم معجزه ی الهی است و به امید او زنده ام.
وقتی که از دربند تمام مسیر دربند به شیرپلا و از آنجا به کلک چال رو رفتم و بعد اومدم خانه و فردایش یک میخچه بایم زد که براحتی برطرف نشد و برای رفتن تا سر کوچه باید زور می زدم. این را فهمیدم. که هرچه هست از او هست. همان را شما هم در سلامت بدون دارو گفتید که تمام کارهای ما معجزه است . دیدن حرف زدن شنیدن .... و این که درمان بشویم هم یک معجزه ی شاید کوچکتر از این همه معجزه ی هر روزه ی زنده بودن و فعالیت های ما هست .
و دکتری هم به من پیشنهاد جراحی را داد که نگردم و با خیس کردن مداوم انگشتم در طی یک هفته یا دو هفته بعد از پیشنهاد آن دکتر پایم خوب شد.
شاید مهم اون فکر و نیتی است که از جمله ی به امید خدا می گوییم که شاید برای بعضی ها مسئله ی شک باشد.
نمی دانم دیدگاهم درست است یا نه ؟ از روشنگری تان ممنون هستم که بفرمایید