غزاله کریمی
کاربر ویژه
سلام و احترام
استاد یه سوال راجع به رابطه ی افکار و احساساتمون با دنیای بیرون و جذب هامون دارم
اگر واقعیت بیرونی تجلی افکار ماست_ یا تمام دنیامون از جنس ارتعاش هست، از انسان ها و اتفاقات گرفته تا اجسام سختِ پیرامون_ و اگر کافی هست ما همیشه فقط به خواسته های خودمون فکر کنیم و به ناخواسته ها اصلا فکر نکنیم یا حتی دنبال ایراد گرفتن از دیگران یا گله مندی از زندگی و اتفاقات نباشیم_
آیا برای خنثی کردن یک احتمال منفی/ یک اتفاق و حادثه ی بد ، همین که بهش فکر نکنیم و به طور کلی احساس آرامش و احساسات خوب داشته باشیم کافی هست؟_ یا لازم هست حتما به یک اتفاق مثبت که دقیقا نقطه ی مقابل آن اتفاق منفی هست فکرکنیم؟
برای مثال من می خواهم وقتی بیرون می روم کسی از من دزدی نکند ، چه فکری نقطه ی مقابل این موضوع است؟
یا نمی خواهم پدرم که در یک خانه با من زندگی می کند آسیبی به جسم من برساند، واقعا نقطه ی مقابل این موضوع چیست؟
حتی گاهی می ترسم وقتی خواب هستم آسیبی ببینم یا اتفاق بدی برایم بیافتد، چند سال است که چون نمی دانم با اتفاقات منفی( مثل آسیب دیدن از جانب پدرم یا حتی حشرات و موجودات مختلف یا هر چیز دیگر که آسیب نسبتا شدیدی به من وارد کنند) باید چیکار کنم، شب ها نمی توانم راحت بخوابم! می ترسم در خواب از محافظت کردن از خودم غافل شوم! حالا برای آسیب ندیدن در خواب من باید به چه چیزی فکر کنم؟
✳استاد متاسفانه من نمی توانم با استفاه از وویس ها مدیتیشن انجام دهم، بدون وویس هم نهایتا شب ها قبل از خواب می توانم به طور منظم تکنیک یا مدیتیشنی را انجام دهم، به همین دلیل می خواهم بیشتر درمورد قدرت افکار و احساسات بدانم تا بعد با هر راهکاری به جز مدیتیشن، مثل راهکار های عملی خلق آینده از جمله ماساژ گرم کننده ی سه گانه یا ضربه زدن به مریدینی که روی دست داشتیم یا حتی ورزش منظم و خلاصه هر چیزی به جز مدیتیشن به خودم کمک کنم و روی افکار و احساساتم کار کنم تا فعلا دنیای بیرونم را اینگونه عوض کنم. شاید روزی من هم بتوانم خودم را نجات دهم و زندگی خوبی داشته باشم که در آن همه چیز را می توانم مدیریت کنم، آزادی و امنیت دارم و متعلق به خودم هستم؛ آن موقع برای بیشتر لذت بردن از زندگی مدتیشن ها را انجام خواهم داد.


استاد یه سوال راجع به رابطه ی افکار و احساساتمون با دنیای بیرون و جذب هامون دارم
اگر واقعیت بیرونی تجلی افکار ماست_ یا تمام دنیامون از جنس ارتعاش هست، از انسان ها و اتفاقات گرفته تا اجسام سختِ پیرامون_ و اگر کافی هست ما همیشه فقط به خواسته های خودمون فکر کنیم و به ناخواسته ها اصلا فکر نکنیم یا حتی دنبال ایراد گرفتن از دیگران یا گله مندی از زندگی و اتفاقات نباشیم_
برای مثال من می خواهم وقتی بیرون می روم کسی از من دزدی نکند ، چه فکری نقطه ی مقابل این موضوع است؟
یا نمی خواهم پدرم که در یک خانه با من زندگی می کند آسیبی به جسم من برساند، واقعا نقطه ی مقابل این موضوع چیست؟
حتی گاهی می ترسم وقتی خواب هستم آسیبی ببینم یا اتفاق بدی برایم بیافتد، چند سال است که چون نمی دانم با اتفاقات منفی( مثل آسیب دیدن از جانب پدرم یا حتی حشرات و موجودات مختلف یا هر چیز دیگر که آسیب نسبتا شدیدی به من وارد کنند) باید چیکار کنم، شب ها نمی توانم راحت بخوابم! می ترسم در خواب از محافظت کردن از خودم غافل شوم! حالا برای آسیب ندیدن در خواب من باید به چه چیزی فکر کنم؟
✳استاد متاسفانه من نمی توانم با استفاه از وویس ها مدیتیشن انجام دهم، بدون وویس هم نهایتا شب ها قبل از خواب می توانم به طور منظم تکنیک یا مدیتیشنی را انجام دهم، به همین دلیل می خواهم بیشتر درمورد قدرت افکار و احساسات بدانم تا بعد با هر راهکاری به جز مدیتیشن، مثل راهکار های عملی خلق آینده از جمله ماساژ گرم کننده ی سه گانه یا ضربه زدن به مریدینی که روی دست داشتیم یا حتی ورزش منظم و خلاصه هر چیزی به جز مدیتیشن به خودم کمک کنم و روی افکار و احساساتم کار کنم تا فعلا دنیای بیرونم را اینگونه عوض کنم. شاید روزی من هم بتوانم خودم را نجات دهم و زندگی خوبی داشته باشم که در آن همه چیز را می توانم مدیریت کنم، آزادی و امنیت دارم و متعلق به خودم هستم؛ آن موقع برای بیشتر لذت بردن از زندگی مدتیشن ها را انجام خواهم داد.