خواب شیرین

مرضیه جعفری

کاربر ویژه
درود استاد بزرگ🌹
استاد خواب دیدم شما یه دورهمی بزرگ ترتیب داده بودین..
آدمای زیادی اومده بودن..چهره اشنا زیاد میدیدم تو خواب..
همه جمع شده بودن..همه مشتاق و کنجکاو و خوش حال..نمیدونستیم چه خبره و برا چی بچه‌هارو جمع کردین!!
برادرتون هم بودن..چشمای نافذ و براقشونو خوب یادمه.ایشون با بچه‌ها خوش و بش میکردن‌.
یه نکته عجیب تو خواب بود اینکه:
یه استخر وسط محوطه بود..این استخر چندین طبقه عمق داشت..!!
من هر چی نگاه میکردم بازم پله به عمق میدیدم.
ینی انگار موضوع شنا تو این استخر بود.
هممون شنا بلد بودیم ولی قرار بود بفهمیم کی تاچه سطحی میتونه بره به عمق!!
آب زلال بود..من داشتم میگفتم خب ماها که شنا بلدیم ولی اون پایین پایینارو کی قراره بره؟؟
حس خوب اعتماد و ارامش و عشقی که داشتیم حس امن،حس یکی بودن باهمه حسی بود که هممون زیر سایه‌ی شما و در کنار شما داشتیم.
هیچکس نگران نبود.همگی خوشحال بودیم.
خوش میگذروندیم..!!

من همونطوری که به اعماق استخر نگاه میکردم بیدار شدم..!!
اگه تقاشی بلد بودم شکل اون استخر جالب رو میکشیدم👍🏻
 
درود استاد بزرگ🌹
استاد خواب دیدم شما یه دورهمی بزرگ ترتیب داده بودین..
آدمای زیادی اومده بودن..چهره اشنا زیاد میدیدم تو خواب..
همه جمع شده بودن..همه مشتاق و کنجکاو و خوش حال..نمیدونستیم چه خبره و برا چی بچه‌هارو جمع کردین!!
برادرتون هم بودن..چشمای نافذ و براقشونو خوب یادمه.ایشون با بچه‌ها خوش و بش میکردن‌.
یه نکته عجیب تو خواب بود اینکه:
یه استخر وسط محوطه بود..این استخر چندین طبقه عمق داشت..!!
من هر چی نگاه میکردم بازم پله به عمق میدیدم.
ینی انگار موضوع شنا تو این استخر بود.
هممون شنا بلد بودیم ولی قرار بود بفهمیم کی تاچه سطحی میتونه بره به عمق!!
آب زلال بود..من داشتم میگفتم خب ماها که شنا بلدیم ولی اون پایین پایینارو کی قراره بره؟؟
حس خوب اعتماد و ارامش و عشقی که داشتیم حس امن،حس یکی بودن باهمه حسی بود که هممون زیر سایه‌ی شما و در کنار شما داشتیم.
هیچکس نگران نبود.همگی خوشحال بودیم.
خوش میگذروندیم..!!

من همونطوری که به اعماق استخر نگاه میکردم بیدار شدم..!!
اگه تقاشی بلد بودم شکل اون استخر جالب رو میکشیدم👍🏻
چقد جالب خانم جعفری جان
من هم دیشب برای چندمین بار خواب دکتر رو دیدم و خواب دیشبم تقریبا شبیه خواب شما بود
خواب دیدم که همگی با هم توی موسسه هستیم و دکتر 3 تا سفره بلندبالا در سه قسمت متفاوت پهن کرده و انواع غذاهای خاص و رنگارنگ توی سفره ها بود و هرکس به اندازه آگاهیش از غذایی که باید انتخاب می کرد و می خورد همه چیز هیجان انگیز و فوق العاده فانتزی بود
دکتر و تک تک بچه ها از موقعیت شون راضی و خشنود بودن همه در حال خندیدن و خوش گذروندن بودن و همش از غذاها می خوردن
چیزی که دستگیرم شد این بود که دکتر با عشق بی قید و شرط بی چشم داشت اطلاعات شو در اختیار ما می ذاره و به رشد همه ما کمک می کنه و این دیگه بستگی به خود فرد را از بین این همه اطلاعات کدوم رو بیشتر تکرار و تمرین و کنه و در زندگی عملی کنه در هرصورت همه به اندازه کافی رشد می کنن راضی هستن و می درخشن.
 

hashemi

ناظم انجمن
درود بر دوستان عزیزم
من فقط فکر می‌کردم که روزهای شما را پر می‌کنم
و الان خیلی خوشحالم که شب‌های شما را نیز درگیر کردم
😂😂😂
استاد جان
شما در شاه‌نشین قلب ما جای دارید و قلب نه مکان می‌شناسد نه زمان🥰
 

مهین جواهری

کاربر ویژه
درود استاد بزرگ🌹
استاد خواب دیدم شما یه دورهمی بزرگ ترتیب داده بودین..
آدمای زیادی اومده بودن..چهره اشنا زیاد میدیدم تو خواب..
همه جمع شده بودن..همه مشتاق و کنجکاو و خوش حال..نمیدونستیم چه خبره و برا چی بچه‌هارو جمع کردین!!
برادرتون هم بودن..چشمای نافذ و براقشونو خوب یادمه.ایشون با بچه‌ها خوش و بش میکردن‌.
یه نکته عجیب تو خواب بود اینکه:
یه استخر وسط محوطه بود..این استخر چندین طبقه عمق داشت..!!
من هر چی نگاه میکردم بازم پله به عمق میدیدم.
ینی انگار موضوع شنا تو این استخر بود.
هممون شنا بلد بودیم ولی قرار بود بفهمیم کی تاچه سطحی میتونه بره به عمق!!
آب زلال بود..من داشتم میگفتم خب ماها که شنا بلدیم ولی اون پایین پایینارو کی قراره بره؟؟
حس خوب اعتماد و ارامش و عشقی که داشتیم حس امن،حس یکی بودن باهمه حسی بود که هممون زیر سایه‌ی شما و در کنار شما داشتیم.
هیچکس نگران نبود.همگی خوشحال بودیم.
خوش میگذروندیم..!!

من همونطوری که به اعماق استخر نگاه میکردم بیدار شدم..!!
اگه تقاشی بلد بودم شکل اون استخر جالب رو میکشیدم👍🏻
من بعد دوره دگر هیپنوتیزم خوابی شبیه به شما و ازاده جان دیدم که متفاوت بود ولی همگی جمع بودن این بود که یک خانه چوبی بزرگ دوطبقه بود مثل کلبه جنگلی که استاد اونجا اموزش میدادن حتی سفره ای که ازاده دیدن هم بود ولی خانم رائی عزیز هم بودن چون خیلی از زحمتای برگزاری دوره پشتبانی دوره متقبل میشند جالبترین قسمت اینجاست که من وقتی از خواب بیدار شدم تو کانال اعلام کردند که دوره پیشرفته انرژی درمانی رو گذاشتند چون شبیه و توصیف خوابم میتونه باشه

مرضیه جان برداشت من اینه هرچقدر دورهای زیادی از استاد یادبگیریم به عمق معلوماتمون افزوده میشه من هردوره ای که شرکت کردم یک بخشی بزرگ از معلوماتم افزوده شد و اگاهتر شدم در کنار همدگیر داریم رشد میکنیم به لطف خداوند و استاد بزرگوارم
 
من بعد دوره دگر هیپنوتیزم خوابی شبیه به شما و ازاده جان دیدم که متفاوت بود ولی همگی جمع بودن این بود که یک خانه چوبی بزرگ دوطبقه بود مثل کلبه جنگلی که استاد اونجا اموزش میدادن حتی سفره ای که ازاده دیدن هم بود ولی خانم رائی عزیز هم بودن چون خیلی از زحمتای برگزاری دوره پشتبانی دوره متقبل میشند جالبترین قسمت اینجاست که من وقتی از خواب بیدار شدم تو کانال اعلام کردند که دوره پیشرفته انرژی درمانی رو گذاشتند چون شبیه و توصیف خوابم میتونه باشه

مرضیه جان برداشت من اینه هرچقدر دورهای زیادی از استاد یادبگیریم به عمق معلوماتمون افزوده میشه من هردوره ای که شرکت کردم یک بخشی بزرگ از معلوماتم افزوده شد و اگاهتر شدم در کنار همدگیر داریم رشد میکنیم به لطف خداوند و استاد بزرگوارم
شما همسر استاد رو دیدید تو خواب خانم جعفری برادرشون
یادمه تو همایش خلق آینده سال ۹۸ کتابی که به من دادن دوست نداشتم بعدش به خانم شون گفتم و برادر استاد اون و برام عوض کرد که راضی و خشنود برگردم😬😬😂😂😂😂
من یه بارم خواب دیدم دانشجوی پزشکی هستم
همگی با هم هم دوره بودیم و استاد استادمون بود
اما فضا مدرن بود همه هم روپوش سفید داشتیم
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا