مهدی قادری
کاربر ویژه
با سلام
چندی قبل در حال انجام درمان بودم که وسط درمان به خاطر پذیرایی ، درمانجو میره و برمیگرده
آروم بمن گفت که همسرم بمن میگه جلوی من یه آتیش روشنه که من میبینمش و حتی شعله هاش رو هم میتونم واضح ببینم
منم که اصلا راجب آتیش درست کردن تا به اون لحضه چیزی نگفته بودم واقعا شگفت زده شده بودم
جالب بود برام ، با توجه به اینکه این خانم اصلا شناختی از انرژی درمانی و انرژی نداشت ولی کاملا میدید
و خواستم اینو به اشتراک بگذارم که هر لحضه که میگذره شگفتی ها ومعجزه های شفا گونه این انرژی درمانی برام واضح و آشکار میشه
که بزودی هم بیشتر عرض خواهم کرد
چندی قبل در حال انجام درمان بودم که وسط درمان به خاطر پذیرایی ، درمانجو میره و برمیگرده
آروم بمن گفت که همسرم بمن میگه جلوی من یه آتیش روشنه که من میبینمش و حتی شعله هاش رو هم میتونم واضح ببینم
منم که اصلا راجب آتیش درست کردن تا به اون لحضه چیزی نگفته بودم واقعا شگفت زده شده بودم
جالب بود برام ، با توجه به اینکه این خانم اصلا شناختی از انرژی درمانی و انرژی نداشت ولی کاملا میدید
و خواستم اینو به اشتراک بگذارم که هر لحضه که میگذره شگفتی ها ومعجزه های شفا گونه این انرژی درمانی برام واضح و آشکار میشه
که بزودی هم بیشتر عرض خواهم کرد