وفا نیکروان
کاربر ویژه
یک دور همی بزرگ در روی دربا و ججابی بسیار زیبا شهر بانو امد و میگفت از راه دور اومدم و بدنش خسته بود و عده زیاد اما من دلم میخواست که انرژی بدم که حالش خوب بشه در نهیت در اخرای خوابم بود که گفتم و دراز کشیدن اولش میگفت نه فرقی نکرد ولی کم کم اروم شد و سر حال شدن و گفتن دفعه بعد حتما در مهمانی شمارا دعوت میکنم