در تخیل و تجسم کنار خودش و آرزوهاشم.در باورها و اعتقادات بازبینی میکنم و ابایی ندارم که آدم جدیدی باشم...
تجربههایی که وقتی به بلوغ نزدیک شدیم، بهمون گفتن بزرگ شدی، چرا عروسکبازی میکنی؟ و من هنوز هم برای خودم عروسک، دفتر نقاشی، مداد و ماژیکای رنگی میخرم و هر رنگی که دوست دارم، میپوشم...
ما در خونه زیاد نمایش بازی میکنیم در جایجای وقتایی که گیرمون میاد.
مثلن یه سوالی میکنیم؛
و بادیدگاه مثلن
همسایه واحد۳، خاله، همسر و خودمون
و با صدا و فرم حرکات بدنی آنها جواب میدیم.
کلی میخندیم و از زوایای مختلف به مسئله نگاه میکنیم.
بازیهای مجازی که مال کودکانه که گاهی خواهرزادهها بهم میخندن

🪽