ممنونماین کلمه کندالینی بیشتر در هند و چین مرسوم هست و از قبل از آن کلمه استفاده میکردند
در فرهنگهای دیگر اسم کندلینی را برای آن نمیگذاشتند و از اسامی دیگر استفاده میکردند
ولی متوجه مطابقت آن با کندالینی درانیک را متوجه نشدم؟
اگر بخواهیم در مورد تانتین صحبت کنیم میتوانیم بگیم که کمی با این انرژی در ارتباط هست مخصوصاً تانتینی که در قسمت پایین بدن قرار دارد
ولی ارتباطی به پیوندگاه ندارد چون پیوندگاه انرژی در بدن ما تولید نمیکند لبته محل پیوندگاه انرژی در بدن ما تولید میکند
و اگر پیوندگاه به ناحیه ناف برسد نقطه بحرانی هست و احتمال مردن فرد بسیار است ولی جابجایی
پیوندگاه باعث میشود که دیدگاه ما نسبت به جهان تغییر پیدا کند و علت اینکه افراد دیدگاههای مختلف نسبت به جهان دارند این هست که پیوندگاههای آنها به دلایل مختلف جابجا شده است
همینطوری این متن قشنگو ادم دلش میخواد ببوسه.اگر بخواهیم در مورد تانتین صحبت کنیم میتوانیم بگیم که کمی با این انرژی در ارتباط هست مخصوصاً تانتینی که در قسمت پایین بدن قرار دارد
ولی ارتباطی به پیوندگاه ندارد چون پیوندگاه انرژی در بدن ما تولید نمیکند لبته محل پیوندگاه انرژی در بدن ما تولید میکند
و اگر پیوندگاه به ناحیه ناف برسد نقطه بحرانی هست و احتمال مردن فرد بسیار است ولی جابجایی
پیوندگاه باعث میشود که دیدگاه ما نسبت به جهان تغییر پیدا کند و علت اینکه افراد دیدگاههای مختلف نسبت به جهان دارند این هست که پیوندگاههای آنها به دلایل مختلف جابجا شده است
سلام استادگرانقدرم وقت بخیر خدا قوتاگر بخواهیم در مورد تانتین صحبت کنیم میتوانیم بگیم که کمی با این انرژی در ارتباط هست مخصوصاً تانتینی که در قسمت پایین بدن قرار دارد
ولی ارتباطی به پیوندگاه ندارد چون پیوندگاه انرژی در بدن ما تولید نمیکند لبته محل پیوندگاه انرژی در بدن ما تولید میکند
و اگر پیوندگاه به ناحیه ناف برسد نقطه بحرانی هست و احتمال مردن فرد بسیار است ولی جابجایی
پیوندگاه باعث میشود که دیدگاه ما نسبت به جهان تغییر پیدا کند و علت اینکه افراد دیدگاههای مختلف نسبت به جهان دارند این هست که پیوندگاههای آنها به دلایل مختلف جابجا شده است
بعید میدونم شما ندونید استاد بزرگپیوندگاه در واقع در مکتب شمنیز و در نوشتههای دون خوان آمده است.
دون خوان برای تغییر دیدگاه کارلوس کاستاندا از تغییر پیوندگاه استفاده میکرد ولی در آموزههای او قرار دادن و برگشت به نقطه اصلی را آموزش نداده است.
و اطلاعات در این زمینه بسیار کم است
پیوندگاه در وسط قفسه سینه قرار دارد و از بین شانهها در پشت کمر خارج میشود.بهنظر میرسه تغییر محل پیوندگاه، ارتباط با تحول و توسعه فردی و موضوع بصیرت داره.
و بعیده که کسی طی مراحل کرده، دوباره بخواد پیوندگاهش به جای اولیه برگرده
جالب بود..ممنونپیوندگاه در وسط قفسه سینه قرار دارد و از بین شانهها در پشت کمر خارج میشود.
اگر استرس و نگرانی داشته باشید پیوندگاه به سمت راست بدن متمایل میشود
اگر تکنیکهای مدیتیشن یا توهم یا تخیل را خیلی انجام بدهید یا به سمت مواد مخدر بروید پیوندگاه به سمت چپ متمایل میشود
اگر هیجان و استرسها خیلی زیاد باشد پیوندگاه به سمت بالا متمایل میشود.
و اگر فرد انرژی بیحال و افسردگی یا خستگی داشته باشد پیوندگاه به سمت پایین میرود.
و اگر پیوندگاه از ناف پایینتر بیاید یا به ناف نزدیک شود مرگ فرد نزدیک است که در ضعف خیلی شدید این اتفاق میافتد.
بیماریها و مشکلات و طرز فکر میتواند روی پیوندگاه تاثیر بگذارد.
و طبیعتاً تغییر پیوندگاه هم میتواند بر روی مشکلات و طرز فکر تاثیر بگذارد
هر کدام میتواند علت و معلول دیگری باشد
جالب بود ممنون استاد بزرگپیوندگاه در وسط قفسه سینه قرار دارد و از بین شانهها در پشت کمر خارج میشود.
اگر استرس و نگرانی داشته باشید پیوندگاه به سمت راست بدن متمایل میشود
اگر تکنیکهای مدیتیشن یا توهم یا تخیل را خیلی انجام بدهید یا به سمت مواد مخدر بروید پیوندگاه به سمت چپ متمایل میشود
اگر هیجان و استرسها خیلی زیاد باشد پیوندگاه به سمت بالا متمایل میشود.
و اگر فرد انرژی بیحال و افسردگی یا خستگی داشته باشد پیوندگاه به سمت پایین میرود.
و اگر پیوندگاه از ناف پایینتر بیاید یا به ناف نزدیک شود مرگ فرد نزدیک است که در ضعف خیلی شدید این اتفاق میافتد.
بیماریها و مشکلات و طرز فکر میتواند روی پیوندگاه تاثیر بگذارد.
و طبیعتاً تغییر پیوندگاه هم میتواند بر روی مشکلات و طرز فکر تاثیر بگذارد
هر کدام میتواند علت و معلول دیگری باشد
چه مبحث شیرینیدون خوان خاطر نشان کرد لزومی ندارد که آدم شاگرد علم و فن ساحری باشد تا پیوندگاه خود را حرکت دهد.
گاهی اوقات اوضاع طبیعی و مهیج مثل جنگ، محرومیت، بحران های روحی، خستگی، غم و بی پناهی می توانند باعث حرکت ژرف پیوندگاه شود.
دون خوان گفت که اگر انسان ها در چنین وضعی اندیشه ساحران را بپذیرند، می توانند بی هیچ مشکلی این حرکت های طبیعی را افزون کنند.
وقتی حرکت پیوندگاه افزون شود آدم معمولی و شاگرد ساحری به ساحر بدل می شوند، زیرا تداوم بطور لاعلاجی شکسته شده است.
چطور چنین حرکتی را افزون می کنی؟
با کم کردن خودبینی. حرکت دادن پیوندگاه و شکستن تداوم شخص کار مشکلی نیست. مشکل واقعی داشتن انرژی است. اگر کسی انرژی داشته باشد، به محض آنکه پیوندگاه حرکت کند، امور تصور ناپذیری برای او آغوش گشوده است.
***
کاستاندا: دون خوان تو بیش از هر کس دیگری در زندگی به من چیز آموخته ای.
دون خوان: من هر چیزی به تو آموختم تا دقتت را گیر اندازم. احتمالا قسم خواهی خورد که این آموزشها مهمترین آنها بوده اند. نه، نبودند. آموزشها ارزش کمی دارند. ساحران مدعی اند که مهمترین امر، حرکت پیوندگاه است و همان طور که می دانی این حرکت منوط به افزایش انرژی است و نه آموزش.
***
دون خوان گفت قبلا برایت توضیح دادم که هر انسان یک پیوندگاه دارد و این پیوندگاه فیوضات را برای مشاهده ادراک همسو میکند. همچنین بحث کردیم که این نقطه از وضعیت ثابت خود حرکت می کند. اکنون، آخرین حقیقت این است که به محض آنکه پیوندگاه از محدوده معینی فراتر رفت می تواند دنیاهایی کاملا متفاوت از دنیایی که می شناسیم بسازد.
گفت که نواحی جغرافیایی معینی نه تنها به این حرکت ناپایدار پیوندگاه کمک می کنند، بلکه جهات ویژه ای نیز برای این حرکت بر می گزینند. مثلا، صحرای سونورا به پیوندگاه کمک می کند که از جایگاه عادی خود به طرف پایین، به سوی مکان حیوانی حرکت کند.
***
یکی از راه های ذخیره ی انرژی، غلبه بر خودبینی و خودبزرگ بینی است. وقتی که سالک موفق می شود که بر خودبزرگ بینی خود غلبه کند، انرژی فراوانی را که برای حفظ تصویر خود به کار می برد دیگر از دست نداده و آن را ذخیره می کند و این ذخیره ی انرژی منجر به جابه جایی ژرف پیوندگاه میشود.
***
دون خوان در دوره آموزش هایش مکررا بحث میکرد و چیزی را کشف مهم ساحران عصر کهن می داند. او آن کشف را ویژگی قطعی آدمی به عنوان گوی فروزان مینامید: نقطه ای گرد با درخششی شدید و به اندازه توپ تنیس همواره در داخل گوی فروزان جا دارد، سطحش تابنده است و حدود شصت سانتیمتر عقبتر از سینه شخص، در سمت راست کتف است.
او توضیح داد که گوی فروزان بسی بزرگتر از کالبد آدمی است و خال بسیار درخشنده، قسمتی از این گوی انرژی است و در مکانی هم سطح کتف، به اندازه طول یک دست به طرف عقب بدن، جای دارد.
مرضیهچه مبحث شیرینی![]()
استاد عزیز و سخاوتمندم هزاراااان بار سپاس از به اشتراک گداشتین این اگاهی هاپیوندگاه در وسط قفسه سینه قرار دارد و از بین شانهها در پشت کمر خارج میشود.
اگر استرس و نگرانی داشته باشید پیوندگاه به سمت راست بدن متمایل میشود
اگر تکنیکهای مدیتیشن یا توهم یا تخیل را خیلی انجام بدهید یا به سمت مواد مخدر بروید پیوندگاه به سمت چپ متمایل میشود
اگر هیجان و استرسها خیلی زیاد باشد پیوندگاه به سمت بالا متمایل میشود.
و اگر فرد انرژی بیحال و افسردگی یا خستگی داشته باشد پیوندگاه به سمت پایین میرود.
و اگر پیوندگاه ا ناف پایینتر بیاید یا به ناف نزدیک شود مرگ فرد نزدیک است که در ضعف خیلی شدید این اتفاق میافتد.
بیماریها و مشکلات و طرز فکر میتواند روی پیوندگاه تاثیر بگذارد.
و طبیعتاً تغییر پیوندگاه هم میتواند بر روی مشکلات و طرز فکر تاثیر بگذارد
هر کدام میتواند علت و معلول دیگری باشد
خانم هاشمی عزیز از شما هم سپاسگزارم بابت سوال خوبتون که منو کنجکاو پیوندگاه کرد .منم عاشق این دست مطالب هستم.دون خوان خاطر نشان کرد لزومی ندارد که آدم شاگرد علم و فن ساحری باشد تا پیوندگاه خود را حرکت دهد.
گاهی اوقات اوضاع طبیعی و مهیج مثل جنگ، محرومیت، بحران های روحی، خستگی، غم و بی پناهی می توانند باعث حرکت ژرف پیوندگاه شود.
دون خوان گفت که اگر انسان ها در چنین وضعی اندیشه ساحران را بپذیرند، می توانند بی هیچ مشکلی این حرکت های طبیعی را افزون کنند.
وقتی حرکت پیوندگاه افزون شود آدم معمولی و شاگرد ساحری به ساحر بدل می شوند، زیرا تداوم بطور لاعلاجی شکسته شده است.
چطور چنین حرکتی را افزون می کنی؟
با کم کردن خودبینی. حرکت دادن پیوندگاه و شکستن تداوم شخص کار مشکلی نیست. مشکل واقعی داشتن انرژی است. اگر کسی انرژی داشته باشد، به محض آنکه پیوندگاه حرکت کند، امور تصور ناپذیری برای او آغوش گشوده است.
***
کاستاندا: دون خوان تو بیش از هر کس دیگری در زندگی به من چیز آموخته ای.
دون خوان: من هر چیزی به تو آموختم تا دقتت را گیر اندازم. احتمالا قسم خواهی خورد که این آموزشها مهمترین آنها بوده اند. نه، نبودند. آموزشها ارزش کمی دارند. ساحران مدعی اند که مهمترین امر، حرکت پیوندگاه است و همان طور که می دانی این حرکت منوط به افزایش انرژی است و نه آموزش.
***
دون خوان گفت قبلا برایت توضیح دادم که هر انسان یک پیوندگاه دارد و این پیوندگاه فیوضات را برای مشاهده ادراک همسو میکند. همچنین بحث کردیم که این نقطه از وضعیت ثابت خود حرکت می کند. اکنون، آخرین حقیقت این است که به محض آنکه پیوندگاه از محدوده معینی فراتر رفت می تواند دنیاهایی کاملا متفاوت از دنیایی که می شناسیم بسازد.
گفت که نواحی جغرافیایی معینی نه تنها به این حرکت ناپایدار پیوندگاه کمک می کنند، بلکه جهات ویژه ای نیز برای این حرکت بر می گزینند. مثلا، صحرای سونورا به پیوندگاه کمک می کند که از جایگاه عادی خود به طرف پایین، به سوی مکان حیوانی حرکت کند.
***
یکی از راه های ذخیره ی انرژی، غلبه بر خودبینی و خودبزرگ بینی است. وقتی که سالک موفق می شود که بر خودبزرگ بینی خود غلبه کند، انرژی فراوانی را که برای حفظ تصویر خود به کار می برد دیگر از دست نداده و آن را ذخیره می کند و این ذخیره ی انرژی منجر به جابه جایی ژرف پیوندگاه میشود.
***
دون خوان در دوره آموزش هایش مکررا بحث میکرد و چیزی را کشف مهم ساحران عصر کهن می داند. او آن کشف را ویژگی قطعی آدمی به عنوان گوی فروزان مینامید: نقطه ای گرد با درخششی شدید و به اندازه توپ تنیس همواره در داخل گوی فروزان جا دارد، سطحش تابنده است و حدود شصت سانتیمتر عقبتر از سینه شخص، در سمت راست کتف است.
او توضیح داد که گوی فروزان بسی بزرگتر از کالبد آدمی است و خال بسیار درخشنده، قسمتی از این گوی انرژی است و در مکانی هم سطح کتف، به اندازه طول یک دست به طرف عقب بدن، جای دارد.
والا من هرچی فکر میکنم میبینم منیت و خودبزرگ بینی که بره کنار شفقت و همدلی و حس همه یکی بودن و یچیز بودن جاشو میگیره..!! خودبزرگ بینی از جهل و ترسه..اگه ترس نباشه جاشو عشق به همه چیز میگیره..مرضیه
اگه گفتی وقتی نقاب خودبزرگبینی کنار میره، به چه درکی میرسیم؟
(من هم خوره این مباحث هستم)
خانم هاشمی جانم اینجوری نمیشه باید بشینیم رودررو یه سینی چایی هم بزاریم و مفصل گپ بزنیممرضیه
اگه گفتی وقتی نقاب خودبزرگبینی کنار میره، به چه درکی میرسیم؟
(من هم خوره این مباحث هستم)