آزاده جهانگیری
powerful healer
درود استاد عزیزم
یک خانواده ای رو دورادور می شناسم که بسیار مذهبی هستند و تعصبات خاص خودشون رو دارن و در مشهد زندگی می کنند.
به طوری که تلوزیون ندارن و بچه مدرسه نمی فرستن و حتی به بچه ها واکسن نمی زنن از بدو تولد تا پایان عمر... انگار فرقه ای جدا برای خودشون هستن
یکی از خانم های این فرقه باردار بودن و در طول مدت بارداری سونوگرافی نرفتن و چون مضر می دونن و تیم خاصی برای زایمان این فرقه دارن که میان منزل و زایمان رو در منزل انجام میدن و کلا به روش های پزشکی اعتقادی ندارن و خطرناک می دونن. و از روی حالت های خانم باردار می گفتن که بچه پسره و همه لباس و وسایل رو هم پسرونه خریده بودن
نزیک زایمان این خانم بود و اون تیم 7 نفره خانم در منزل ایشان حضور داشتن و مشغول انجام زایمان بودن که به مشکل می خورن زنگ زدن به مادر من که به دخترت بگو انرژی بده تا زایمان تسهیل پیدا کنه ....
من فورا مشغول شدم و وقتی داشتم انرژی می دادم متوجه شدم که این بچه دختره.
رفتم پیش مادرم و مادرم گفت چه زود برگشتی گفتم تموم شد، مطمئنم که انرژی نشست و بچه هم دختره نه پسر
10 دقیقه بعد تلفن مادرم زنگ خورد و خود خانم صحبت کردن و گفتن انقد زایمان راحت شده که بچه به دنیا اومده بوده ولی من اصلا متوجه نشدم.
و ضمنا بچه دختره
مادرم شوکه من و نگاه می کرد
استاد من نه چیزی دیدم نه شنیدم فقط متوجه شدم نمی دونم چطور شدو اتفاق افتاد
آیا این به چشم سوم ربط داره؟
یک خانواده ای رو دورادور می شناسم که بسیار مذهبی هستند و تعصبات خاص خودشون رو دارن و در مشهد زندگی می کنند.
به طوری که تلوزیون ندارن و بچه مدرسه نمی فرستن و حتی به بچه ها واکسن نمی زنن از بدو تولد تا پایان عمر... انگار فرقه ای جدا برای خودشون هستن
یکی از خانم های این فرقه باردار بودن و در طول مدت بارداری سونوگرافی نرفتن و چون مضر می دونن و تیم خاصی برای زایمان این فرقه دارن که میان منزل و زایمان رو در منزل انجام میدن و کلا به روش های پزشکی اعتقادی ندارن و خطرناک می دونن. و از روی حالت های خانم باردار می گفتن که بچه پسره و همه لباس و وسایل رو هم پسرونه خریده بودن
نزیک زایمان این خانم بود و اون تیم 7 نفره خانم در منزل ایشان حضور داشتن و مشغول انجام زایمان بودن که به مشکل می خورن زنگ زدن به مادر من که به دخترت بگو انرژی بده تا زایمان تسهیل پیدا کنه ....
من فورا مشغول شدم و وقتی داشتم انرژی می دادم متوجه شدم که این بچه دختره.
رفتم پیش مادرم و مادرم گفت چه زود برگشتی گفتم تموم شد، مطمئنم که انرژی نشست و بچه هم دختره نه پسر
10 دقیقه بعد تلفن مادرم زنگ خورد و خود خانم صحبت کردن و گفتن انقد زایمان راحت شده که بچه به دنیا اومده بوده ولی من اصلا متوجه نشدم.
و ضمنا بچه دختره
مادرم شوکه من و نگاه می کرد
استاد من نه چیزی دیدم نه شنیدم فقط متوجه شدم نمی دونم چطور شدو اتفاق افتاد
آیا این به چشم سوم ربط داره؟