آزاده جهانگیری
powerful healer
شفاجو: فرزان 22 ساله
ایشون توی شهرستان تصادف کرده بودن و چون از ماشین پرت شده بودن بیرون ریه شون خیلی آسیب دیده بود و پاره شده بود.
وقتی به من اطلاع دادن 12 روز از تصادف گذشته بود و پزشکان به خاطر این که ریه استراحت کنه بیهوش نگهش داشته بودن.
توی اون 12 روز هیچ اتفاقی نیفتاده بود و پیشرفتی نداشت حتی اجازه نداده بودن که به تهران منتقل شه تا این که یکی از اقوامشون من و بهشون معرفی کرده بودن و خانواده این جوون گفته بودن که حتما این کار (انرژی درمانی) انجام شه.
اول از دکتر پرسیدم و بعد شروع به درمان کردم
دفعه اولی که شروع کردم بیمار هوشیار شده بود و درجه هوشیاریش 5 تا بالا رفته بود و مجدد دکترها برش گردوندن به حالت قبل
جلسه دوم درمان ایشون باز هوشیار شده بود می گفتن داره فوتبال بازی می کنه و مدام تو تخت شوت می کنه و لگد می زنه
دیگه من تصمیم گرفتم که روی چاکراهای گردن به بالا کار نکنم فقط ریه و اطراف ریه کار کنم.
دو روز که از درمان گذشت شخص واسطه اومد پیشم و گفت که خیلی روند درمان تغییر کرده لطفا ادامه بده و پزشک ها که تا دیروز اصلا کاری به خانواده نداشتن و حرف نمی زدن و گفتن که بهبودی این بچه استاپ شده و اطلاعات دقیق نمی دادن دیروز گفتن که به طرز عجیبی خوب شده و تغییر کرده.
من درمان رو ادامه دادم طبق پروتکل استاد منتهی استاد فرمودن هر 4 ساعت یک بار اما من به خاطر برنامه ای که در طول روز دارم بیشتر از یک بار در روز نمی تونستم روی شفا جو کار کنم.
تا این که دیروز اگه اشتباه نکنم بعد از 10 روز یا 2 هفته مادر بیمار به گوشی واسطه زنگ زد و با من صحبت کرد و کلی تشکر کرد که ریه به طور کامل خوب شده و فرزان رو از بیهوشی در آوردن و کاملا هوشیاره و هیچ مشکل دیگری هم نداره.
ایشون توی شهرستان تصادف کرده بودن و چون از ماشین پرت شده بودن بیرون ریه شون خیلی آسیب دیده بود و پاره شده بود.
وقتی به من اطلاع دادن 12 روز از تصادف گذشته بود و پزشکان به خاطر این که ریه استراحت کنه بیهوش نگهش داشته بودن.
توی اون 12 روز هیچ اتفاقی نیفتاده بود و پیشرفتی نداشت حتی اجازه نداده بودن که به تهران منتقل شه تا این که یکی از اقوامشون من و بهشون معرفی کرده بودن و خانواده این جوون گفته بودن که حتما این کار (انرژی درمانی) انجام شه.
اول از دکتر پرسیدم و بعد شروع به درمان کردم
دفعه اولی که شروع کردم بیمار هوشیار شده بود و درجه هوشیاریش 5 تا بالا رفته بود و مجدد دکترها برش گردوندن به حالت قبل
جلسه دوم درمان ایشون باز هوشیار شده بود می گفتن داره فوتبال بازی می کنه و مدام تو تخت شوت می کنه و لگد می زنه
دیگه من تصمیم گرفتم که روی چاکراهای گردن به بالا کار نکنم فقط ریه و اطراف ریه کار کنم.
دو روز که از درمان گذشت شخص واسطه اومد پیشم و گفت که خیلی روند درمان تغییر کرده لطفا ادامه بده و پزشک ها که تا دیروز اصلا کاری به خانواده نداشتن و حرف نمی زدن و گفتن که بهبودی این بچه استاپ شده و اطلاعات دقیق نمی دادن دیروز گفتن که به طرز عجیبی خوب شده و تغییر کرده.
من درمان رو ادامه دادم طبق پروتکل استاد منتهی استاد فرمودن هر 4 ساعت یک بار اما من به خاطر برنامه ای که در طول روز دارم بیشتر از یک بار در روز نمی تونستم روی شفا جو کار کنم.
تا این که دیروز اگه اشتباه نکنم بعد از 10 روز یا 2 هفته مادر بیمار به گوشی واسطه زنگ زد و با من صحبت کرد و کلی تشکر کرد که ریه به طور کامل خوب شده و فرزان رو از بیهوشی در آوردن و کاملا هوشیاره و هیچ مشکل دیگری هم نداره.