محسن اکبری
کاربر ویژه
درود و عشق دوستان
پرونده ی ثبتی داشتم از تیرماه دنبالش بودم تا چند وقت پیش ، هر زمان مراجعه میکردم با یه لحن بدی باهام برخورد میشد مخصوصا ریس اداره ، که گفته بود به هیچ عنوان درست نمیشه ولی من همچنان پیگیری میکردم تا چند روز پیش به ذهنم رسید فاصله منزل تا اداره و برگشت رو کوچه باز کردم و پر از سبز کردم و روی اون رو با نارنجی ریختم و در مسیر روی قیافه ریس رو بنفش ریختم به محض ورود به اداره یه شکل دیگه باهام برخورد شد و همه احترام کردند وقتی پرونده رو بردم نزد ریس پرونده رو گذاشتم روی میزش و نشستم بنده خدا چنتا پرونده دیگه داشت که مشغول بررسی بود و من رفتم توی حال خودم و سرم پایین بود و از ته دل بهش عشق ورزیدم و داشتم بنفش روی قیافش میریختم متوجه نشدم کی پرونده منو برداشت و مطالعه کرد یهو گفت اوکیه اوکی ، واقعا نفهمیدم چی شد تا دیروز منو به اطاق راهم نمیداد ولی امروز خندید و باهام رفیق شد و پرونده اوکی شد شاید این تجربه بدرد شما هم بخوره
پرونده ی ثبتی داشتم از تیرماه دنبالش بودم تا چند وقت پیش ، هر زمان مراجعه میکردم با یه لحن بدی باهام برخورد میشد مخصوصا ریس اداره ، که گفته بود به هیچ عنوان درست نمیشه ولی من همچنان پیگیری میکردم تا چند روز پیش به ذهنم رسید فاصله منزل تا اداره و برگشت رو کوچه باز کردم و پر از سبز کردم و روی اون رو با نارنجی ریختم و در مسیر روی قیافه ریس رو بنفش ریختم به محض ورود به اداره یه شکل دیگه باهام برخورد شد و همه احترام کردند وقتی پرونده رو بردم نزد ریس پرونده رو گذاشتم روی میزش و نشستم بنده خدا چنتا پرونده دیگه داشت که مشغول بررسی بود و من رفتم توی حال خودم و سرم پایین بود و از ته دل بهش عشق ورزیدم و داشتم بنفش روی قیافش میریختم متوجه نشدم کی پرونده منو برداشت و مطالعه کرد یهو گفت اوکیه اوکی ، واقعا نفهمیدم چی شد تا دیروز منو به اطاق راهم نمیداد ولی امروز خندید و باهام رفیق شد و پرونده اوکی شد شاید این تجربه بدرد شما هم بخوره