چرا الگوهای ناخوشایند را بارها و بارها تکرار می‌کنیم؟!!

hashemi

ناظم انجمن
بسیاری از ما به‌طور مبهمی احساس می‌کنیم که علیرغم میل باطنی‌مان، متأسفانه و به طرز مرموزی، خود را در مکان‌های تاریک مشابهی می‌یابیم: شاید رابطه‌ای دیگر با کسی که به درستی دوستمان ندارد، یا فروپاشی مجدد اعتماد در محل کار، یا وحشت دیگری در مورد شهرت یا روابط جنسی. یا شاید الگوهای تکراری شامل بازگشت به یک حال و هوای زمینه‌ای باشد: باز هم احساس اضطراب شدید می‌کنیم. باز هم متقاعد می‌شویم که همه از ما متنفرند یا اینکه اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است.

رواندرمانگران برای همه این‌ها نامی قائل شده‌اند. تا آنجا که خود را به سمت شرایط یا احساسات منفی آشنایی سوق می‌دهیم، ممکن است درگیر چیزی به نام «اجبار به تکرار» باشیم. ما دوباره در این موقعیت قرار نگرفته‌ایم، بلکه ناخودآگاه و با نیتی پنهان، خود را به سمت مکانی از درد هدایت می‌کنیم.

پذیرفتن این مفهوم بسیار گیج‌کننده است. اینکه مدام در دردسرهای خاصی گرفتار شویم به اندازه کافی بد است، اما بدتر از آن این است که فکر کنیم نیرویی درونی و اجتناب‌ناپذیر ما را به سمت آن سوق می‌دهد. ما ذاتا تمایل به تکرار لذت داریم؛ اما چرا باید به دنبال تکرار سرخوردگی، خرابکاری و اضطراب باشیم؟

رواندرمانگران پیشنهادی دارند. آن‌ها به ما می‌گویند تا زمانی که یک تجربه منفی را به طور کامل درک نکنیم، نمی‌توانیم آن را رها کنیم. مسئله‌ای برای ما فعال باقی می‌ماند - حتی اگر دهه‌ها گذشته باشد - تا زمانی که آن را به رسمیت نشناخته‌ایم و ماهیت عاطفی‌اش را شناسایی نکرده و اجازه نداده‌ایم از بین برود.

درمانگران در ادامه می‌گویند تجربیاتی که مجبور به تکرار آن‌ها هستیم، دقیقاً همان‌هایی هستند که نتوانسته‌ایم با آن‌ها کنار بیاییم. ما آنچه را که کنار گذاشته‌ایم و به رسمیت نشناخته‌ایم، تکرار می‌کنیم. بخشی از ذهن ما متعهد است که ما را به منطقه‌ای از مشکلات اولیه بازگرداند، نه به خاطر اینکه بی‌هدف رنج ببریم، بلکه به این خاطر که در نهایت از طریق
درک
به
آزادی
برسیم.
 

محدثه تقوائی

کاربر ویژه
اگر توی اون رخدادها ضعف‌ها و مشکلات درونیِ خودمون رو شناسایی کنیم و روان‌درمانی انجام بدیم، میتونیم از این تکرارها جلوگیری کنیم؟ 🥹
 

آزاده قاسمی

کاربر ویژه
بسیاری از ما به‌طور مبهمی احساس می‌کنیم که علیرغم میل باطنی‌مان، متأسفانه و به طرز مرموزی، خود را در مکان‌های تاریک مشابهی می‌یابیم: شاید رابطه‌ای دیگر با کسی که به درستی دوستمان ندارد، یا فروپاشی مجدد اعتماد در محل کار، یا وحشت دیگری در مورد شهرت یا روابط جنسی. یا شاید الگوهای تکراری شامل بازگشت به یک حال و هوای زمینه‌ای باشد: باز هم احساس اضطراب شدید می‌کنیم. باز هم متقاعد می‌شویم که همه از ما متنفرند یا اینکه اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است.

رواندرمانگران برای همه این‌ها نامی قائل شده‌اند. تا آنجا که خود را به سمت شرایط یا احساسات منفی آشنایی سوق می‌دهیم، ممکن است درگیر چیزی به نام «اجبار به تکرار» باشیم. ما دوباره در این موقعیت قرار نگرفته‌ایم، بلکه ناخودآگاه و با نیتی پنهان، خود را به سمت مکانی از درد هدایت می‌کنیم.

پذیرفتن این مفهوم بسیار گیج‌کننده است. اینکه مدام در دردسرهای خاصی گرفتار شویم به اندازه کافی بد است، اما بدتر از آن این است که فکر کنیم نیرویی درونی و اجتناب‌ناپذیر ما را به سمت آن سوق می‌دهد. ما ذاتا تمایل به تکرار لذت داریم؛ اما چرا باید به دنبال تکرار سرخوردگی، خرابکاری و اضطراب باشیم؟

رواندرمانگران پیشنهادی دارند. آن‌ها به ما می‌گویند تا زمانی که یک تجربه منفی را به طور کامل درک نکنیم، نمی‌توانیم آن را رها کنیم. مسئله‌ای برای ما فعال باقی می‌ماند - حتی اگر دهه‌ها گذشته باشد - تا زمانی که آن را به رسمیت نشناخته‌ایم و ماهیت عاطفی‌اش را شناسایی نکرده و اجازه نداده‌ایم از بین برود.

درمانگران در ادامه می‌گویند تجربیاتی که مجبور به تکرار آن‌ها هستیم، دقیقاً همان‌هایی هستند که نتوانسته‌ایم با آن‌ها کنار بیاییم. ما آنچه را که کنار گذاشته‌ایم و به رسمیت نشناخته‌ایم، تکرار می‌کنیم. بخشی از ذهن ما متعهد است که ما را به منطقه‌ای از چمشکلات اولیه بازگرداند، نه به خاطر اینکه بی‌هدف رنج ببریم، بلکه به این خاطر که در نهایت از طریق
درک
به
آزادی
برسیم.
خانم هاشمی عزیزم شناخت ماهیت عاطفی یعنی اون مسئله رو که بصورت مختلف تکرارشده مثلا حس (خودکم بینی )که درسناریوهای مختلف بصورتهای گوناگون باعث تجربیات خیلی متنوعی برامون شده روبشناسیم بعد اینو درمان کنیم؟ چون نتیجه این حس درهمه سناریوهای متنوع به تنهایی ختم شده،الان ماهیتی که نیازبه شناخت ودرمان داره اون حس خودکم بینی هست ؟ درست فهمیدم ؟؟؟
 

hashemi

ناظم انجمن
اگر توی اون رخدادها ضعف‌ها و مشکلات درونیِ خودمون رو شناسایی کنیم و روان‌درمانی انجام بدیم، میتونیم از این تکرارها جلوگیری کنیم؟ 🥹
محدثه و آزاده عزیز
در تجزیه و تحلیلی از خود در می‌یابیم، که مسائل زندگی چه سخت و چه آسان چه تلخ و چه شیرین بیشتر از جانب خود ما بوده تا دیگری.
ما برای خودمان کافی هستیم.اگر چیزی در زندگی ما تکرار می‌شود، قطع کننده این لوپ خود ماییم.
با انواع درمان
تزکیه و روش‌های معنوی، روال زندگی ما تحول پیدا می‌کنه، مطمئنن.
اما بدونیم این یک مسیره و مرحله به مرحله‌س.
 

hashemi

ناظم انجمن
خانم هاشمی عزیزم شناخت ماهیت عاطفی یعنی اون مسئله رو که بصورت مختلف تکرارشده مثلا حس (خودکم بینی )که درسناریوهای مختلف بصورتهای گوناگون باعث تجربیات خیلی متنوعی برامون شده روبشناسیم بعد اینو درمان کنیم؟ چون نتیجه این حس درهمه سناریوهای متنوع به تنهایی ختم شده،الان ماهیتی که نیازبه شناخت ودرمان داره اون حس خودکم بینی هست ؟ درست فهمیدم ؟؟؟
روی انتخاب واژه‌ها، دقت می‌کنیم.
خود کم‌بینی نه
همه ما لایق استقلال و عزت نفس هستیم🥰✌️
 

آزاده قاسمی

کاربر ویژه
خانم هاشمی عزیزم برام دعا کنین... یه اس ام اس باید میفرستادم که خالصانه حس خودم رومیگفتم امروز شجاعت یافتم و بعد مراقبه دوقلب باتوکل به خدای خالق انرژی ها فرستادم ،قطعانتیجه هرچه باشه خیر خواهد بود،برام دعا‌ کنین،دوستون دارم وممنون 🙏🙏🥰🥰🌷🌷
و جالبه همزمان شد با پیامیکه شما درباره شک درمانگر از اموزه های استاد چوکوک سو ارسال کرده بودین.پس قاطعانه به قلب وفکرم میگم آروم باش وبخداوانرژیها اعتمادکن آزاده😁
 

آزاده قاسمی

کاربر ویژه
وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا

دعای خیرم بدرقه راه و دلت🛐🙏🙏🙏💫
فداااااتون شم.ممنونم.اشک به چشمم اومد.الهی درنور وعشق باشید🥰🥰
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا