در این رشته پست براتون همونطور که قول داده بودم تعدادی از تجربه هام با ساخت هاله نیرومند آبی می نویسم…
بر عکس پرانای نارنجی که حرکت زیگزاگ و بُرنده همراه با شتاب دارد.
پرانای آبی ذرات سرگردانی دارد که حوصله جابه جایی ندارن و همیشه سر جای خود می مانند.
این به این معنی نیست که حرکت نمی کنند، در واقع حرکت آن ها بسیار آهسته و دورانی شکل می باشد و باز سر جای خود می رسند، به همین خاطر می توان گفت که گویی حرکت آن ها ثابت است.
شاید کمی شبهه با پرانای طلایی ایجاد شود اما درست است که پرانای طلایی نیز همین قدر آرام به حرکت خود ادامه می دهد اما آن ها بین یکدیگر جا به جا می شوند.
در حالی که در پرانای آبی تا ذره ای به ذره ی دیگر می خورد بر میگردد سر جای خودش.. انگار توپولی و ارتجاعی باشند درست مثل حبابی که می توان با آن بازی کرد.
ضمن این که پرانای آبی حرکت بالا به پایین هم دارد اما طلایی فقط به صورت

حرکت می کند.
قدرت پرانای آبی هم به همین خاطر است چون مثل پرانای سبز منتظر پرانای دیگری نیست و بی قراری نمی کند یا مثل پرانای بنفش که به قدری سرعت دارد و صبر ندارد که دستور در وسط مسیر راهی که بنفش رفته را گم می کند


پس دستور ندادن یا یک بار دستور به پرانای آبی می تواند کافی باشد.
بله پرانای آبی قصد رفتن ندارد و مدام به یکدیگر اصابت می کنند و همین باعث می شود ساعت ها یک جا بمانند تا در نهایت آلودگی محیط آن ها را از بین ببرد.
از این رو من لقب توپولی های سرگردان را به آن های می دهم.
گیج و بی هدف و مهم تر از همه بی حوصله بودن این پرانا باعث می شود تمام کارهایی که از نظر ما به توقف نیاز دارند با این پرانا گره گشایی شود.