با شناختن و دانستن زخمها میتونیم برای اون راه چاره و والدی کنیمبه نظر شما چه تفاوتی بین «دانستن دربارهی زخمها» و «بازوالدینی درونی» وجود دارد؟
مرور دردها و زخمای کودکی و دستکاری اونا کمکی که نمیکند هیچ باعث تشدید اونا میشه مثل دستکاری یه زخم روی بدن(دوباره تازه میشه خونریزی میکنه و بدتر از اینا حتی چه بسا دچار عفونت بشه)هدف ساختن یک رابطه آگاهانه و تازه با درون هستدرود.در بازوالدینی قرار نیست زخمها رو دستکاری کنیم.قراره به یک حامی و مراقب آگاه دنیای درونمون تبدیل بشیم.خوب ببینیم،خوب بشنویم،آرام کننده بشیم،فرمان را در جای لازم از دست کودک درون با مهربانی ولی اقتدار بگیریم،حامی بشیم.بدون سرزنش و قضاوت
به قول استاد آرام عزيزبه نظر شما چه تفاوتی بین «دانستن دربارهی زخمها» و «بازوالدینی درونی» وجود دارد؟
ما کی هستیمبه قول استاد آرام عزيز
باز والديني يعني ديدن و حمايت كردن
اما دانستن زخمها به ما كمك ميكنه تا روش ارتباطي و ترميم زخمها رو بلد باشيم
اما استاد اين باعث نميشه كه اون كودك وابسته بشه به ما؟؟؟ نبايد قوي باشه و روي پاي خودش واسته؟
بله استاد ، همينطوره كه شما ميفرماييد، اين قسمتش همش فراموشم ميشهما کی هستیم
ما در واقع همان کودک درون هستیم زمانی که کودک درون بر روی ما وابسته شود یعنی بر روی خودش وابسته است و بر روی پای خودش ایستاده است
به جای اینکه به دیگران تکیه کند
آگاهی کافی نیستبه نظر شما چه تفاوتی بین «دانستن دربارهی زخمها» و «بازوالدینی درونی» وجود دارد؟