تجربیات و سئوالات دوره کوانتوم درون

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.تکنیک کد امنیت درون رو شروع کردم، دیشب راحت خوابیدم و صبح زود باید پسرم رو می‌بردم برا امتحان راحت بیدار شدم و با اینکه حدودا ۶ساعت خوابیدم و روز پر انرژی بودم و افکار زیادی نداشتم و در طول روز توجه ام رو روی قلبم و رنگ بنفش داده شده به اون می‌بردم و آروم بودم
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.امروز تگنیک ملاقات با کودک درون در باغ آرامش رو انجام دادم و وقتی به طرفم میومد بابا صدام کرد.بغلش کردم و بوسیدمش و نوازشش کردم.بهش گفتم که خیلی دوسش دارم و من نقطه امنشم.بعد از اون هر دفعه که چشمام میبندم و چند نفس عمیق میکشم سریع ارتباطم باهاش برقرار میشه و حسش میکنم.
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.یکی ار تریلرهای من:وقتی که رفتاری برا خلاف میلم می‌شود(از طرف شخص نزدیکی که مرتبط در ارتباطیم مورد بی توجهی قرار میگیرم ،مثلا در حال پیام دادن هستیم و پیامم پاسخ داده نمیشه و یا بدون توضیح یهو میره)فورا افکارم میره به سمت تنبیه حالا بی توجهی کن بهش،تلافی کن،لج بازی کن،مثل خودش باش و...
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.یکی ار تریلرهای من:وقتی که رفتاری برا خلاف میلم می‌شود(از طرف شخص نزدیکی که مرتبط در ارتباطیم مورد بی توجهی قرار میگیرم ،مثلا در حال پیام دادن هستیم و پیامم پاسخ داده نمیشه و یا بدون توضیح یهو میره)فورا افکارم میره به سمت تنبیه حالا بی توجهی کن بهش،تلافی کن،لج بازی کن،مثل خودش باش و...
تریگرها
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
در کودکی پول میخواستم برا خرید آبنبات چوبی مینو که قهوه ایی رنگ بود و با پوشش تلق که نوشته سفید داشت روی پوشش(استاد حتما شما یادتون هس)و کارملا که امروز اسمش رنگارنگه که بهم نمیدادن و من کش میرفتم از جیب بابام و یا توی خونه.این موضوع باعث کمبود در من شده و امروز اگه میرم شلوار،بلوز یا ادکلن بخرم چندتا چندتا میخرم.چونکه در بچگی همش سرزنش شدم کودک درونم سرزنشگر شده و چونکه تایید نشده مرتب دنبال تایید شدن میگرده بنابراین مرز نمی‌شناسد.چونکه مهر و محبت ندیده مهرطلب شده
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.در کودکی خیلی بهم سخت میگرفتن و مرحوم پدرم خیلی زود عصبانی میشد و فورا سر هر اشتباهی کتکم میزد.امروز سخت گیری و گیر دادن یه تریگر برام هست
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
برای خودتون والدی کنید و اونگونه که دوست داشتید در کودکی بزرگ می‌شدید همان خاطرات و همان شرایط را همین الان به کودک درونتان بدهید یا در واقع به خودتان بدهید
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود تکنیک ساختن خاطرات کودکی.این تکنیک رو انجام دادم و کودکم به هنگام تحویل سال نو به راحتی پدر و مادرم رو بغل میکرد و می‌بوسند شادی میکرد و از پدرم پول عیدی گرفت.یخ کودک درونم تقریبا کامل باز شده و حالش خوبه.عالی سپاسگزارم
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.استاد عزیز عدم رضایت درونی به کودک درون دختر ربط داره؟من هنگام انتخاب کیس برا ازدواج شدیدا مشکل دارم.مثلا طرف مقابل خوبی‌های زیادی داره البته به طبع عیب هایی هم داره مثل خودم ولی به خواستگاه های من خیلی نزدیکه.بعد از مدتی حس مقایسه بهم دست میده و از لحاظ ظاهری با زنهای دیگه شروع میکنم به مقایسه کردن که اگه فیس اینجوری بود بهتر بود. الان که داریم با هم قدم میزنیم مردم نگن خودش خوش قیافه هس،خودش سرتره و...دیروز با مادرم تماس گرفتم که یه روز عصر میام دنبالت با هم بریم یه کافه اوشون هم با مادرش بیاد با هم آشنا بشید،بلافاصله مادرم گفت مامان دلچسبت هس.به شدت روم تاثیر گذاشت.افکارم شروع شد که خیلی خوشکل نیس خوشکل تر از این هم برات پیدا میشه و سردی و درگیری.علت چیه؟چرا هیچ چیز برام کافی نیس؟چرا همیشه دنبال یه چیز دیگه میگردم؟
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود دیشب با یکی از دوستام رفتیم یکی از شهرهای نزدیک و بعد برا خوردن شام رفتیم یه فست فودی.کودک درونم میگفت هر جور دوس داری غذات بخورم و لذت ببر.منم ساندویچم با لذت خوردم سس و غذا دور دهنم مالیده می‌شد من لذت میبردم و اون حرص میخورد.خورده نونا ریخته بود روی بلوزم هی بلوزم می‌کشید که خورده نونا بریزه می گفت حسین این چه کاریه!زشته آبرومون میره منم گفتم بزار لذتم ببرم واقعا خیلی حال داد.
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
درود.استاد عزیز عدم رضایت درونی به کودک درون دختر ربط داره؟من هنگام انتخاب کیس برا ازدواج شدیدا مشکل دارم.مثلا طرف مقابل خوبی‌های زیادی داره البته به طبع عیب هایی هم داره مثل خودم ولی به خواستگاه های من خیلی نزدیکه.بعد از مدتی حس مقایسه بهم دست میده و از لحاظ ظاهری با زنهای دیگه شروع میکنم به مقایسه کردن که اگه فیس اینجوری بود بهتر بود. الان که داریم با هم قدم میزنیم مردم نگن خودش خوش قیافه هس،خودش سرتره و...دیروز با مادرم تماس گرفتم که یه روز عصر میام دنبالت با هم بریم یه کافه اوشون هم با مادرش بیاد با هم آشنا بشید،بلافاصله مادرم گفت مامان دلچسبت هس.به شدت روم تاثیر گذاشت.افکارم شروع شد که خیلی خوشکل نیس خوشکل تر از این هم برات پیدا میشه و سردی و درگیری.علت چیه؟چرا هیچ چیز برام کافی نیس؟چرا همیشه دنبال یه چیز دیگه میگردم؟
بیشترین چیزی که در لحظه اول و در چند ثانیه اول معمولاً روی افراد تاثیر می‌گذارد ظاهر آنها هست
اما در طول زندگی ما متوجه می‌شویم که ظاهر افراد خیلی تاثیری ندارد
افراد بسیار زیبایی هستند که مشکلات ارتباطی دارند و در عوض افرادی هستند که ظاهر آنها معمولی هست و روابط بسیار محکم و قوی دارند

مطمئناً شما دوستانی دارید که هم زیبا هستند و هم معمولی هستند
و می‌بینید که اگر دوستان شما معمولی باشند و حتی از نظر معمولی هم پایین‌تر باشند و روابط محکم داشته باشید دوام بیشتری دارند و احساس بهتری با اون‌ها می‌کنید.
هرچند که در نگاه اول زیبایی ظاهری را نمی‌توانیم انکار کنیم ولی باید این مسئله را داشته باشیم که یکی از آیکون‌های ما ظاهری زیبایی هست ولی خصوصیت‌های دیگر آنها می‌تواند همه چیز را پوشش دهد.
کمال گرایی یکی از مشکلاتی هست که در انتخاب ازدواج و در سنین بالاتر خود را نشان می‌دهد.
به نظر من بهتر هست خصوصیت‌هایی که هست و مشکلاتی که هست را بر روی کاغذ بنویسید و بتوانید مثل تی حسابداری آنها را بررسی کنید و مطمئناً نتایج خیلی خوب و جالبی را می‌گیرید که کسی نمی‌تواند به این راحتی‌ها بر روی آن تاثیر بگذارد
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.چند وقت بود که در مورد دو برخورد با پسرم آزار بودم دو تا اتفاق براش افتاد یه بار پاش لیز خورد و از پله افتاد به جای بغل کردنش و اعلام حضور و همدردی عقب وایسادم و شروع کردم به گفتن اینکه حواست جمع کن و....و بار دیگه هم که تصادف کرده بود رفتم بیمارستان سراغش و به جای بغل کردنش شروع کردم به سخنرانی که چند بار گفتم موتور وسیله خوبی نیس این هم عواقبش...دیروز نشستم و فکر کردم دیدم همون رفتارای پدرم رو که با من میکرد به شکل دیگه ایی دارم با پسرم میکنم.نشستم و شروع کردم به بازسازی خاطرات با رفتار مناسب با پسرم در هر دو مورد رفتم و بغلش کردم بوسیدمش گفتم پسرم اشکال نداره من پیشتم،هر اتفاقی افتاده و بیوفته من دوست دارم...دیشب دیدم چقدر راحت تر شدم و از بار این احساس گناه چقدر کم شده و چقدر رابطه ام باهاش بهتر شده،بیشتر بهش توجه میکنم،باهاش مهربونتر شدم،باهاش حرف زدم و خندیدیم.
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
بازسازی خاطرات و بازسازی کردن و ساختن خاطرات هم به ما کمک می‌کند که متوجه بشیم در کجا مشکل ایجاد شده است و هم باعث می‌شود که این چرخی که مشکلات را از گذشته به آینده انتقال می‌دهیم قطع کنیم
و شما این کار را به خوبی انجام داده‌اید
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود استاد عزیز تکنیک کودک پسر درون امروز کار کردم خیلی نا امید بود،خسته بود،اصلا حال و حوصله نداشت هر چی خواستم باهاش ارتباط برقرار کنم نتونسم هی میگفت ولم کن و سازش بدجور مخالف بود.این برون ریزی داره؟
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
درود استاد عزیز تکنیک کودک پسر درون امروز کار کردم خیلی نا امید بود،خسته بود،اصلا حال و حوصله نداشت هر چی خواستم باهاش ارتباط برقرار کنم نتونسم هی میگفت ولم کن و سازش بدجور مخالف بود.این برون ریزی داره؟
شاید امروز اتفاقی افتاده است که خسته هستید
در چنین مواقعی به او فرصت بدهید بگذارید استراحت کند
حتی به او بگویید که مراقبش هستید مشکلی ندارد
از او حمایت کنید
و دوباره روزهای بد به سراغش بروید تا با هم آشتی کنید
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.امروز موفق شدم باکودک درون پسر ارتباط برقرار کنم.از حالت گارد بیرون اومد ولی خیلی بی قرار بود و از ترسهاش برام گفت،از تحقیر شدنش توسط پدرم،برادرم،احساس نا امنی داشت،گفت که پدرم و برادرم به جای حمایت بهم آسیب زدن،غرورم رو له کردن،جایی که باید نه میگفتم تواناییش رو نداشتم.توانایی محافظت کردن از خودم رو نداشتم و نتونسم از خانواده ام کمک بگیرم و حرفم بزنم.احساس شرم و خجالت داشت.بهش گفتم لزومی نداره بی قرار باشی میتونی آروم باشی در هر صورت من کنارتم.تو خیلی شجاعی،خیلی جسوری،خیلی زرنگی،چابکی،من تو رو میبینم.من تو رو هر جور که هستی دوس دارم.لزومی نداره که الان احساس ناامنی کنی.من حامی توام.بعش گفتم میتونی داد بزنی من درکت میکنم که پر از خشم باشی.بعش گفتم برو بازی کن من از تماشای بازی تو لذت میبرم.ازم خواست باهاش فوتبال بازی کنم و منم چند دقیقه ایی باهاش بازی کردم.
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
دقیقاً همینجور هست و همین کار رو باید باهاش انجام بدیم
بقیه به تصور خودشون یه سری کارایی رو با ما انجام دادن که فکر می‌کردند ما قوی میشیم ولی غافل از اینکه اون کارها تاثیر بدی روی ما گذاشته
حالا باید برگردیم توی ذهنمون و اون‌ها را درست کنیم و از خودمون حمایت کنیم
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود یواش یواش دارم بعدهای دیگه کودک درون پسرم رو کشف میکنم.یکیش اینکه سربه سری میکنه و هی دلش میخواد با سربه سری و لجبازی حال دیگران رو بگیره و اذیتشون کنه خصوصا در مورد افراد نزدیکم.فرمون دستش میگیره و پاش میزاره روی گاز و تخته گاز میره و مهارش سخته.آقا خودش رو عقل کل میدونه و میگه هر چی من میگم درسته و دیگران هی چی سرشون نمیشه دقیقا اینجا جایی هس که دیگه نمیتونم دیگران رو درک کنم.ولی میدونم با تمرین موفق میشم.
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا