سمیه حسینی نسب
کاربر ویژه
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و همه دوستان و بزرگواران...
من هر روز لبه تراس خونه، برای کبوترها دونه میریزم... اون ها میان میشینن، دونه میخورن، بازی میکنن، گاهی استراحت میکنند و بعد میرن... اما امروز اتفاق عجیبی افتاد... یکی از کبوترها مدام میرفت و میومد و دونه بیشتری میخواست و هر بار براش دونه میریختم، باز میرفت و میومد. وقتی اومد بهش گفتم امروز چی شده عزیزم؟ چرا سیر نمیشی؟ یکدفعه یه نور سفید مدور سمت قلب پرنده، مثل فلش، در عرض چند ثانیه روشن و خاموش شد و بعد یک صدای زنانه زیبا از سمت گوش راستم وارد قلبم شد و گفت من یک مادرم... دو تا بچه دارم... دقیقا همین کلمات رو شنیدم...🥹 همیشه الهامات قلبی و بصری من خیلی قوی بودند و برعکس شنیداری من خیلی خیلی ضعیف... و این اولین باری بود که صدا رو شنیدم... خیلی تجربه شیرینی بود... خیییلللی...
🩵
استاد من تمرینات تلقین ها رو هر روز گوش میدم، آیا امکان داره به خاطر انجام تمرینات، شنوایی من قوی تر شده باشه؟