آزاده جهانگیری
powerful healer
با سلام
من هیچ وقت پروانه ها رو دوست نداشتم و هر شی یا لباسی رو که در طراحی اون پروانه داشت برام مشمئزکننده بود و هرگز نمی خریدم.
از دفعه سوم به بعد توی مدیتیشن وقتی از پنجره بیرون و نگاه می کردم پروانه های آبی نئونی میدیدم و کم کم قبل ورود به ویلا هم پروانه های آبی و زرد نئونی میدیدم که سر راه من قرار می گیرند و دور من می چرخند؛ عجیب تر این جاست که من حتی رنگ های نئونی رو هم دوست ندارم!!!
در مدیتیشن هفتم یا هشتم بود که خودم موقع چرخیدن مثل پروانه ها بال درآوردم بال هایی با رنگ شفای بنفش نقره ای (بنفش الکتریکی) که در انرژی درمانی از اون استفاده می کنم.
بال درآوردم و پرواز کردم از اون به بعد توی همه مدیتیشن هام موقع رقص پرواز می کنم و از ویلا خارج میشم البته دیگه بدون بال!
من هیچ وقت پروانه ها رو دوست نداشتم و هر شی یا لباسی رو که در طراحی اون پروانه داشت برام مشمئزکننده بود و هرگز نمی خریدم.
از دفعه سوم به بعد توی مدیتیشن وقتی از پنجره بیرون و نگاه می کردم پروانه های آبی نئونی میدیدم و کم کم قبل ورود به ویلا هم پروانه های آبی و زرد نئونی میدیدم که سر راه من قرار می گیرند و دور من می چرخند؛ عجیب تر این جاست که من حتی رنگ های نئونی رو هم دوست ندارم!!!
در مدیتیشن هفتم یا هشتم بود که خودم موقع چرخیدن مثل پروانه ها بال درآوردم بال هایی با رنگ شفای بنفش نقره ای (بنفش الکتریکی) که در انرژی درمانی از اون استفاده می کنم.
بال درآوردم و پرواز کردم از اون به بعد توی همه مدیتیشن هام موقع رقص پرواز می کنم و از ویلا خارج میشم البته دیگه بدون بال!