منظورتون نفهمیدم
فعال هست یعنی بلده یعنی میتونه و سالم
در همه این مهارتها ضعیف هستم
در رابطه عاطفی تلاش دارم همیشه راضی کنم و خودمو نابود کنم طرف مقابل ناراحت نشه و راضی بشه چون از خودم متنفرم از دست خودم ناراحتم بخاطر همین وقتی یکی تایید میکنع منو میشه سوخت و انرژی روزانه ام برام انجام...
بله بع شددت
ازبس ضربه دیدیم
و سرکوب شدیم در هر مرحله و گفتن کارهات اشتباه و بازم کار اشتباهت رو تکرار کردی
کی میخای درست شی هزززار تا کلاس رفتی هنوز درست نشدی
هززززار تا مدیت کردی هنوز هم ناراحتی
من میترسم تو خونه حرف بزنم که شوهرم نگه اینهمه دکتر ارام رفتی بازم همونی که رفته بود مسافرت...
دختر زخمی مثل من بدون عزت نفس و اعتماد به نفس و ترسو و نگران و مدام خودشو زیر سوال میبره سر هر حرکت و رفتاروبه همه باج میده که اونو به دروغ تایید کنند از حس تنهایی پناه میبره به آدم نا اهل یعنی شده بره فلافل سوخته بخوره خودش رو سیر میکنه ولی کودک درون دختر زنده اجازه نمیده کسی بهش بی احترامی...
اثبات خود
چون هیچ وقت هیچ کس منو ندیده چه در کودکی و نوجوانی چه در ازدواج ام همیشه باید خودمو با کارهام ثابت کنم تا تایید و توجه بگیرم و بعضی وقتها از خودم متنفر میشم و میگم گدای توجه و چقدر ضعیف و کوچیکی
استاد سلام داخل مدیت کودک پسر اونجا که ازش میپرسم کی تو رو تحقیر کرده بارها و بارها میگه تو یعنی من بی اعتبارش کردم و تحقیر و هرچقدر تلاش میکنم در مدیتهای مختلف و داخل اینه اینو بهش بگم از این به بعد من هستم و تلاش میکنم تحقیر نکنم و بی اعتبار باور نمیکنه و الان حدود ۲۰ بار تمرین رو انجام دادم...
دلتنگی همراه بی اعتبار کردن احساسات
و فرار از تجربه کامل احساسات و پذیرش وجود این احساسات
و نادیده گرفته شدن مدام
استاد چرا اینقدر حس میکنم داخل تمام جنبه های زندگیم بی اعتبار میشم و نادیده گرفته میشم وتلاشهام بی فایده و غلط
دائم کودک درونم از این مساله در رنجش و من نمیدونم بهش چی بگم
مثلن...