دلتنگی نامحسوس استاد لطفن پاسخ بدید

دنیا مخبری

کاربر ویژه
دلتنگی همراه بی اعتبار کردن احساسات
و فرار از تجربه کامل احساسات و پذیرش وجود این احساسات
و نادیده گرفته شدن مدام

استاد چرا اینقدر حس میکنم داخل تمام جنبه های زندگیم بی اعتبار میشم و نادیده گرفته میشم وتلاشهام بی فایده و غلط
دائم کودک درونم از این مساله در رنجش و من نمیدونم بهش چی بگم
مثلن دلش میخاد عملکردی داشته باشم که خلاف اخلاق
مثلن ترک کردن زندگیم و بچه ام و طلاق
در حالی که اصلن این مساله درست و عقلانی نیست
به سختی مینویسم ولی کودک درونم مدام دلش میخاد بره و بی تابی میکنه
 

حسین امیدوار

کاربر ویژه
درود.ما قراره بدون قضاوت و با مهربانی و شفقت کودک درونمون رو ببینیم و بشنویم.بهش بگیم با ارزشه نیازی نیس کامل باشه بهش فرصت اشتباه بدیم.بهش بگیم هر جور که هست دوسش داریم.من تجربه طلاق رو دارم و خیلی آسیب دیدم و با تلاش زیاد تونسم با دروه ها خودم از زمین بلند کنم.همونطور که توی جلسات استاد گفتن طلاق راه حل نیس راه حل شفای کودک درونمون هس.مشکلات درونی باید شفا پیدا کنن‌.والا مرتب درگیر زندگی‌های ناراضی کننده میشیم.
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
وقتی یه مشکلی توی زندگی برام ایجاد می‌شه بعضی از افراد اون رو حل می‌کنم و برخی از مشکل فرار می‌کنند و دقیقاً جایی که قراره یاد بگیرم طلاق می‌گیرند.
و در تجربه بعدی و در زندگی بعدی دقیقاً همان اشتباه رو می‌کنم و دوباره زمانی که می‌خوان یاد بگیرند دوباره فرار می‌کنم و طلاق می‌گیرند
پس طلاق گرفتن روشی برای یادگیری نیست
از طرف دیگر قرار بود که کودک درون را ببینیم و او را قضاوت کنیم و فقط بگیم که ما تو را می‌بینیم نه اینکه رفتار تو را تایید می‌کنیم

این چیزی هست که باید به کودک درونتان بگویید
نگرانی تو را می‌بینم و رفتارت را باید اینگونه تغییر دهید
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا