دنیا مخبری
کاربر ویژه
دلتنگی همراه بی اعتبار کردن احساسات
و فرار از تجربه کامل احساسات و پذیرش وجود این احساسات
و نادیده گرفته شدن مدام
استاد چرا اینقدر حس میکنم داخل تمام جنبه های زندگیم بی اعتبار میشم و نادیده گرفته میشم وتلاشهام بی فایده و غلط
دائم کودک درونم از این مساله در رنجش و من نمیدونم بهش چی بگم
مثلن دلش میخاد عملکردی داشته باشم که خلاف اخلاق
مثلن ترک کردن زندگیم و بچه ام و طلاق
در حالی که اصلن این مساله درست و عقلانی نیست
به سختی مینویسم ولی کودک درونم مدام دلش میخاد بره و بی تابی میکنه
و فرار از تجربه کامل احساسات و پذیرش وجود این احساسات
و نادیده گرفته شدن مدام
استاد چرا اینقدر حس میکنم داخل تمام جنبه های زندگیم بی اعتبار میشم و نادیده گرفته میشم وتلاشهام بی فایده و غلط
دائم کودک درونم از این مساله در رنجش و من نمیدونم بهش چی بگم
مثلن دلش میخاد عملکردی داشته باشم که خلاف اخلاق
مثلن ترک کردن زندگیم و بچه ام و طلاق
در حالی که اصلن این مساله درست و عقلانی نیست
به سختی مینویسم ولی کودک درونم مدام دلش میخاد بره و بی تابی میکنه