شنیدن صدای کبوتر🕊️

جانان شادزی💞 در نوری🌻🪽

حقیقت را در میان دوستان به فرياد بكش.
اگر چنین نکنی آن‌چه که گویی یا حقیقت نیست یا در جمع دوستان نیستی.

و خوشا آن که حقیقت را در ميان غيردوستان نیز به فریاد می‌کشد.
چرا که راز از آن هستی است نه انسان.⛩️
عرض سلام خدمت خانم هاشمی عزیز
در مورد پیغام رساندن اموات به زندگان خیلی واقعی و تاثیر گذار هست برای خود من زیاد پیش اومده عزیزانم به خوابم میان و راهنمایی میکنن و قصد کمک دارن به عنوان مثال همسر من چند شب پیش خواب دایی شونو دیده بود که برای من تجویز کرده بود 😊 گفته بود به همسرت بگو این میوه و گیاه و بخوره براش عالیه همسرم هم به من گفت و استفاده کردم و فرداش به خام گیاه خواری دعوت شدم از طرف فردی . حالا چه اشکالی داره پیام و برسونیم شاید خیریتی باشه این یک نمونه هست موارد زیادی هست . البته قصد شما هم راهنمایی و محبت هست .
 
یک مورد دیگه هم خوابی دیدم که به استاد هم گفتم به اشتراک گذاشتم که دوستان دیگر انجام بدن البته خودم دارم تحقیق میکنم به چه مواردی هم رسیدم شگفت انگیز .
حالا اصلا حکمت این خواب و نمیدونم که چرا باید ارتباط برقرار کنم با اون موقعیت
 

hashemi

ناظم انجمن
عرض سلام خدمت خانم هاشمی عزیز
در مورد پیغام رساندن اموات به زندگان خیلی واقعی و تاثیر گذار هست برای خود من زیاد پیش اومده عزیزانم به خوابم میان و راهنمایی میکنن و قصد کمک دارن به عنوان مثال همسر من چند شب پیش خواب دایی شونو دیده بود که برای من تجویز کرده بود 😊 گفته بود به همسرت بگو این میوه و گیاه و بخوره براش عالیه همسرم هم به من گفت و استفاده کردم و فرداش به خام گیاه خواری دعوت شدم از طرف فردی . حالا چه اشکالی داره پیام و برسونیم شاید خیریتی باشه این یک نمونه هست موارد زیادی هست . البته قصد شما هم راهنمایی و محبت هست .
درود مژگان عزیز
من به زبان ساده توضیح دادم و گفتم باید دید این کار ما رو به نتیجه‌ای می‌رسونه یا نه.
به هر حال همه ما دانشجوی یک استادیم و این هم از خصوصیات ماست که مطالب رو با دیدگاه خودمون منطبق کنیم.
و با استاد موافقم که باید نتیجه‌گرا بود.
درخشانی♥️🌹
 
درود مژگان عزیز
من به زبان ساده توضیح دادم و گفتم باید دید این کار ما رو به نتیجه‌ای می‌رسونه یا نه.
به هر حال همه ما دانشجوی یک استادیم و این هم از خصوصیات ماست که مطالب رو با دیدگاه خودمون منطبق کنیم.
و با استاد موافقم که باید نتیجه‌گرا بود.
درخشانی♥️🌹
بله خانم هاشمی کاملا درست میفرمایید شما عزیزید
واقعا دیدگاهها فرق میکنه 🩷🩷🩷🌹🌹🌹🙏🙏
 

مهین جواهری

کاربر ویژه
ممنونم استاد که با حرف هاتون بهم امید دادید...🙏 فکر کردم اشتباه کردم که تجربیاتم رو به اشتراک گذاشتم و دیگه هیچ انگیزه ای برای گذاشتن تجربیاتم توی انجمن نداشتم... دلم بدجوری شکسته بود و چند روزی فقط سکوت رو ترجیح دادم تا آرومتر بشم... در حالی که من با همه وجودم و قلبم این کار رو انجام میدادم... من وقتی تجربیاتم رو به اشتراک میگذاشتم نه منیت داشتم نه میخواستم بگم از همه برترم و نه به باور کسی یا کمرنگ تر شدن تجربیاتم فکر میکردم... من فقط دوست داشتم به همه بگم این میتونه برای همه اتفاق بیافته و من خودم چقدر هیجان زده ام که توی بیداری دارم خیلی چیزها رو تجربه میکنم... میخواستم این خوشحالی رو با همه تقسیم کنم...
سمیه جان این منیت داشتن همیشه تاکید به خودم بوده و هست همین کنترل کردنش و گوشزد کردنش بخودم هست تا از مسیر رشد شهودیم خارج نشم همه اطرافیانم به دیدبقول عامیانه منو امام زاده ای چیزی میبین و توقعات مرتض گونه از من دارند همین توقعات اطرافیان باعث توهم خود بزرگ بینی در من نشه همیشه اموختهای استاد رو تکرار میکنم تا دچار لغزش نشم
اینجا جمع هستیم تا از همدیگر یاد بگیریم دوره چشم سوم استاد گفتن جزیات دیدهاتون رو به اشتراک نگذارید حالا چه اینجا چه در جامعه هرکسی اهل دریافت این تجربیات نیست شاید بعد این شنیدها توهم امام زادگی یا بقولی قدیسی پیدا کنیم
من اویل اموزشم همین احساسات رو داشتم توهمات خود بزرگ بینی منیت داشتم اره من درمان میکنم شفاگرم شخص خاصیم کسی مهمتر از من نیست رفته رفته فهمیدم راهم اشتباه اینی که هست مقصدش چیزی جز غرور تباهی نیست بیراهی بیش نیست.

ازمن دلشکسته شدی من معذرت میخوام دربرکت نور الهی مانا باشید
 
اینکه برخی از افراد ممکن هست حرف‌هایی بزنند که ما ناراحت بشیم یعنی اینکه شما کارتان را درست دارید انجام می‌دهید و دیگران هم دارند کارشان را درست انجام می‌دهند تا شما بتوانید بهترین راه را پیدا کنید.
اگر ما تجربیاتمان را نگوییم و در درون خودمان بگذاریم و بگوییم که نه این جمع نباید تجربیات من را بداند یا اینکه تجربیات من خیلی سطح بالایی دارند مطمئناً بعد از مدتی دچار توهم و دچار انحراف خواهیم شد
چون هیچ کسی نیست که به ما فیدبک بدهد و به ما بگوید که درست داریم می‌رویم یا اشتباه.
و علت اصلی که ما از شما می‌خواهیم که تجربیاتتان را بنویسید دقیقاً در بین تجربیات در بین کلماتی که به شما می‌گویند و فیدبک‌هایی که به شما می‌دهند راه خودتان را پیدا کنید
پس اگر تجربه‌ای می‌نویسید و یکی شما را تشویق می‌کند یا یکی شما را نهیب می‌زند به جای اینکه ذوق شدیدی کنید یا ناراحت شوید مسیر خودتان را پیدا کنید
عرض سلام دارم خدمت استاد عزیزم
نهایت ادب و احترام ودارم خدمت شما که همیشه راهنما و مشوق بودید .
خیلی سعی کردم که این مطلب و به اشتراک نزارم ولی نشد گفتم باید بگم خیلی فشارهای زیادی و تحمل کردم خیلی خودخوری کردم که چرا .....
استاد دیروز بعد از ظهر کاملا در هوشیاری کامل درست از وسط پیشونی تا وسط مغز این صدارو شنیدم که گفته شد پایان نامه نور عشق صدای لطیف و در عین حال بی جون 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 فقط شما بگید این چی بود و بعد صدای آقایی که اکو داشت صداش گفته شد تو اشتباهی نکردی این پیامی بود شاید برای سمیه جان و امثال او استاد در دوره چشم سوم تجربیات زیادی داشتم و ادامه داره که شما فرمودید که فقط از مسیر لذت ببر و مسیرهایی برام باز شد و با بازگو کردن. تجربیات بیشتری برام خلق شد انگیزه بیشتری داشتم اعتماد به نفس و عزت نفس زیادی پیدا کرده بودم و دارم ..و خودمو گم نکردم و به مسیرم ادام شاید گفته شده بود خودشیفته و خود برتری و قضاوت های دیگه ولی چون شما کنارم بودید به مسیرم ادامه دادم دلسرد نشدم .
با سمیه جان هم فرکانس بودم و درکش میکردم
الان این و میگم که من به زمانبندی خدا ایمان دارم بدون اراده خدا برگی از درخت نمیفته این اتفاقاتی که این چند روز افتاد و وقفه ای که در مسیر ایشون افتاد دلسرد نباشه نا امید نباشه تو تجربیات ایشون عقاب طلایی دیده این یعنی اوج گرفتن تیز بین بودن کم نیاوردن یعنی مسیر تازه ای برای ایشون باز شده .
از خدا میخوام که نور عشق به همه اعضای انجمن بتابه و همه برای همدیگه آرزوهای خوب داشته باشیم و مسیر خودمون و پیدا کنیم .
وقتی که میخوام متنی بنویسم خیلی سبک سنگین میکنم خیلی برآورد میکنم چون ممکنه پشت هر حرف و کلمه دنیایی از احساسات باشه .
 

hashemi

ناظم انجمن
عرض سلام دارم خدمت استاد عزیزم
نهایت ادب و احترام ودارم خدمت شما که همیشه راهنما و مشوق بودید .
خیلی سعی کردم که این مطلب و به اشتراک نزارم ولی نشد گفتم باید بگم خیلی فشارهای زیادی و تحمل کردم خیلی خودخوری کردم که چرا .....
استاد دیروز بعد از ظهر کاملا در هوشیاری کامل درست از وسط پیشونی تا وسط مغز این صدارو شنیدم که گفته شد پایان نامه نور عشق صدای لطیف و در عین حال بی جون 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 فقط شما بگید این چی بود و بعد صدای آقایی که اکو داشت صداش گفته شد تو اشتباهی نکردی این پیامی بود شاید برای سمیه جان و امثال او استاد در دوره چشم سوم تجربیات زیادی داشتم و ادامه داره که شما فرمودید که فقط از مسیر لذت ببر و مسیرهایی برام باز شد و با بازگو کردن. تجربیات بیشتری برام خلق شد انگیزه بیشتری داشتم اعتماد به نفس و عزت نفس زیادی پیدا کرده بودم و دارم ..و خودمو گم نکردم و به مسیرم ادام شاید گفته شده بود خودشیفته و خود برتری و قضاوت های دیگه ولی چون شما کنارم بودید به مسیرم ادامه دادم دلسرد نشدم .
با سمیه جان هم فرکانس بودم و درکش میکردم
الان این و میگم که من به زمانبندی خدا ایمان دارم بدون اراده خدا برگی از درخت نمیفته این اتفاقاتی که این چند روز افتاد و وقفه ای که در مسیر ایشون افتاد دلسرد نباشه نا امید نباشه تو تجربیات ایشون عقاب طلایی دیده این یعنی اوج گرفتن تیز بین بودن کم نیاوردن یعنی مسیر تازه ای برای ایشون باز شده .
از خدا میخوام که نور عشق به همه اعضای انجمن بتابه و همه برای همدیگه آرزوهای خوب داشته باشیم و مسیر خودمون و پیدا کنیم .
وقتی که میخوام متنی بنویسم خیلی سبک سنگین میکنم خیلی برآورد میکنم چون ممکنه پشت هر حرف و کلمه دنیایی از احساسات باشه .
درود و مهر به یاران جان
از سن خیلی پایین رسیدن مرگ دیگران رو متوجه می‌شدم.و در خواب و تله‌پاتی هم پیام‌هایی از مردگان داشته‌ام و...
تا در دوره تله‌پاتی، متوجه شدم که من یه گیرنده عمومی و بدون حد و مرز نباید باشم.
ما انسانیم و دارای احساس و گاهی حتی احساسی فراتر از دیگران، باید مراقب آسیب به خود باشیم.
چه دنیا رو گل و بلبل و ستاره و سیاره و نور ببینیم یا فقط از هشدارهای تاریکی بشنویم...
دنیا بر پایه یین و ینگه.
با همسرم اندوخته‌ای داشتیم و خواستیم آپارتمان کوچکی بخریم.روزهایی که مشاور املاک مختلف می‌رفتیم با آدم‌های مختلف و در سطحی عالی آشنا شدیم.خلبانی که آموزش می‌دید به‌طور آزاد و آژانس املاک هم میومد و حاج‌آقایی که خیلی دست به‌خیر بود و....
ما چندین بار مراجعه و گپ و گفت داشتیم.
پای معامله آپارتمانی هم رفتیم که با وجود اصرار مشاور و دادن پوئن از طرف مالک، خدا یاری کرد و معامله نکردیم.
چندی گذشت (سال‌ها بعد ازدو ه تله‌پاتی بود، البته)
و من متوجه مرگ مشاور شدم.
و انگار پیامی برای من داشت.و این مکرر شد.با همسرم اتفاقی آقای خلبان رو دیدیم و از حال آن مشاور پرسیدیم.و جوری که ما جا نخوریم، گفت ایشون فوت کرد.گفتیم چطور.گفت در اثر وساطت در زد و خورد دو نفر آدم عبوری.قمه خورد...
باز هم روزها گذشت و احساس‌های قبل با من بود.
تا جایی که
خودم رو متوجه این معنا کردم
که من ابتدا باید مراقب خودم باشم.
ظرفیت بحث و گفتگو در این مجال و مقال نیست.
بسیار مراقبم که در گفتار و نوشتارم هتک حرمت و احساس کسی نشه.
آن‌که در موردش نوشتم، خود من بودم.
منظورم شما نبودی.
من به جای رساندن پیام اموات، باید پیام‌های رشد خودم رو دنبال کنم.
فردی که می‌خواهد سالم بماند، باید مراقب خودش باشد.
اما
باز هم تأکید می‌کنم
در راه رشد مسیر معنوی، بسیار جای متوهم شدن هست.من فردی رو در بیمارستان روانی دیدم که شاعر بود و حرفهایش کاملن عارفانه. و برای توهماتش دارو دریافت می‌کرد.
من حتمن در هر گروه آموزشی که هستم این هشدارها رو می‌دم
اول بخاطر این که به‌جای راه، من و دوستان در چاه نیفتیم.
و دیگر این‌که،
کسی که تبادلات ما رو می‌خونه، در ذهنش افراد این دوره رو فردی متوهم ندونه، چرا که بسیار حیف می‌دونم که پس از سالها تحقیق و تجربه موشکافانه استاد عزیز، چنین انگی به دانش‌آموخته‌ها و یا آموزه‌های ایشان بخورد.
من نوعی نباید کاری کنم یا حرفی بزنم که برای دیگران شبهه‌ای از شگفت‌انگیزی و ماورایی بودن من ایجاد شود.
زندگی‌کردن، هنری‌ست که ظرافت می‌طلبد.
اولین قدم برای خروج از مسیر آگاهی، ورود به پیچیدگی‌هاست! دقیق، عمیق اما ساده ببین.

پرداختن به مسائل عقلی
مقدم بر پرداختن به مسائل روان‌شناختی است.

پرداختن به مسائل روان‌شناختی نیز مقدم بر پرداختن
به مسائل معنوی و عرفانی است.

به عنوان مثال کسی که هنوز مهارت یک گفتگوی ساده را ندارد از عشق و معنویت نمی‌تواند سخن بگوید.

چقدر خوب است که در مکث‌های تجارب، خودم را چک کنم.

برای همین، طی مسیر،
بلد می‌خواهد.
در نور و سرورید♥️⛩️🪅🪷
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا