مژگان ملک محمدی
کاربر ویژه
انشاالله تجربه شو داشته باشید دوست عزیزم 





اونها حبابچها و قوی های پرانا هستندچه حس زیبایی خدایا منم خیلی دلم میخواد ببینم البته چند روز پیش یه سری حباب از جنس هاله میدیدم توی فضای خونه پخش میشه چند بار چشمامو بازو بسته کردم باز میدیدم حس خیلی خوبی بود![]()
بله..بلخره یوقتی اگه رفتیم موسسه درخواست ملاقات حضوریی میکنیمچجوزی
مگه امکانش هست که خصوصی براشون بازگو کنیم؟
آها.... نه منظور من مجازی بودبله..بلخره یوقتی اگه رفتیم موسسه درخواست ملاقات حضوریی میکنیم![]()
بعد از مدتی که تمرین را انجام دادهاید باید یادتان باشد که دیگر نور را تجسم نکنید و بگذارید هر اتفاقی که میخواهد بیفتد فقط شما شاهد آن باشیدسلام و درود آقای دکتر
من تمرینات و که دیشب انجام دادم به تنفس ۳۰ که رسیدم نور سفید و تنفس میکردم بنفش شد هر بار خواستم سفید تجسم کنم بازم بنفش شد موردی نداره؟
و برعکس بار اول که اظطراب داشتم فو قالعاده آرام بودم و بدون هیچ دردی در پیشانی و احساس گرمای زیاد در پیشانی داشتم طبیعی هست ؟
اندازه آجنا ۲۰ سانت هست الان
و سوال دیگه که دارم باید قبل از تمرینات پاکسازی انجام بشه ؟
نور را وارد می کنیم دیگه لازم نیست نور سفید را تجسم کنی مژگان جان الان بنفش میبینی بعدا چیزهای دیگه میبینی فقط نگاه کن ناظر باش تا شگفتیهای جالب ببینیمتوجه نشدم تنفس عمیق که انجام میدیم نور وارد نکنیم خود به خود انجام میشه؟
درنوری عزیزماوکی رنگ و لازم نیست تجسم کنیم ولی خیلی برام جالب بود که یکدفعه بنفش شد
بله واقعا شگفتیها میبینیم و دیده ام مهین عزیزم⚘⚘⚘⚘
⚘
سلامآها.... نه منظور من مجازی بود
سلامآقای دکتر من دو روز پیش احساساتی رو تجربه کردم به این صورت که از طریق آجنا مشاهده میکردم که چند تا موجودات نورانی که نزدیک من شدن و لباسی از نور را بر تن من کردن این لباس نور یک دست نبود مانند ستاره های نورانی نزدیک هم جنس این لباس را تشکلیل داده بودن و خود اون موجودات هم جنسشون از همین لباس بود با بالهای نورانی الان که دارم این متن و برای شما مینویسم اشکم بند نمیاد به خاطر این احساسی که داشتم و دارم بعد از اون یک حالت بی قراری که داشتم از پشت پنجره به بیرون که نگاه کردم به قدری من دنیارو زیبا و عمیق میدیدم که انگار تمام کاینات و با بند بند سلولهای بدنم احساس میکردم آسمان ماه ستاره درخت گل انسانها انگار با کالبد من یکی بودن لمسشون میکردم احساس لطیف عاشقانه به تمام کاینات به خودم گفتم خدایا من کی هستم من چی هستم و به عمق درون خودم رسیدم از خداوند شاکر هستم بلافاصله سجده شکر به جا آوردم با تمام وجودم در برابر خالقم![]()
بلیچه تجربه قشنگ و نابی![]()
منم به این پیشنهاد جنابعالی معتقدمبه تجربه میگم مژگان جون..این تجربههارو بازگو نکن. مگر خصوصی برا خوده استاد..
سلام جناب شهریاری ممنون از لطفتون بله من واقعا احساساتی رو تجربه کردم که واقعا زبانم در وصفش نمیگنجه واقعا لذت بخش و عرفانی بود برامسلام
تجربه زیبا ، همراه با معنویات
اینکه سجده شکر بجای آوردین از سر شوق ایمان و یقین به عنایات حق تعالی بوده که جنابعالی در آن غرق شدین و خوش به سعادتون و اون حال خوشایند و زیبا
همیشه غرق در نور و عشق الهی باشین همراه خانواده محترم
التماس دعا
ممنونم از لطف و توجه شما جناب شهریاری عزیزمنم به این پیشنهاد جنابعالی معتقدم
این چنین تجربیات ناز و قشنگی به هر فردی عنایت نمیگردد حتی تمرین هم داشته باشند و در بازگو کردن قضیه کمی لوث شده و برخی هم از درک آن عاجرند بنابراین تحلیلهای متفاوت و حتی برعکس اون چیزی که تجربه کردین در ذهنشون به چرخش درمیاد و دیدگاهشون تغییر میکنه نسبت به فرد ، که مگر میشود
ولی می شود اما فهم و درک افراد محدود و عاجز می باشد
با این تجربیات عشق کنین مهربان بانو
البته گذاشتن چنین تجربه ای در انجمن را میپسندم که باعث بوجود آمدن حس اعتماد بنفس سایر دوستان هم می شود
خانم جواهری سوال داشتمنور را وارد می کنیم دیگه لازم نیست نور سفید را تجسم کنی مژگان جان الان بنفش میبینی بعدا چیزهای دیگه میبینی فقط نگاه کن ناظر باش تا شگفتیهای جالب ببینی
واقعا کسی هست که تحلیل متفاوتی داشته باشه ؟و برعکس اون چیزی که من تجربه کردم به ذهنش بیاد ؟منم به این پیشنهاد جنابعالی معتقدم
این چنین تجربیات ناز و قشنگی به هر فردی عنایت نمیگردد حتی تمرین هم داشته باشند و در بازگو کردن قضیه کمی لوث شده و برخی هم از درک آن عاجرند بنابراین تحلیلهای متفاوت و حتی برعکس اون چیزی که تجربه کردین در ذهنشون به چرخش درمیاد و دیدگاهشون تغییر میکنه نسبت به فرد ، که مگر میشود
ولی می شود اما فهم و درک افراد محدود و عاجز می باشد
با این تجربیات عشق کنین مهربان بانو
البته گذاشتن چنین تجربه ای در انجمن را میپسندم که باعث بوجود آمدن حس اعتماد بنفس سایر دوستان هم می شود