فهیمه امینی منفرد
کاربر ویژه
درود استاد جان
من اول کلاس نمی تونستم وصل بشم و فردا وقتی داشتم کلاس رو نگاه می کردم طی هیپنوتیزم باغ و پرتال چشم پرنده آبی رو انجام میدادم رفتم به یک قبیله سرخ پوستی توی آمریکا و من یک مرد شمن بودم داشتم دندون ی بچه ای که افتاده بود و دندونش شکسته بود رو درمان می کردم
زن داشتم با دوتا بچه
دلم نمی خواست برگردم
توی چادر بودم انگار خیلی برگشته بودم به انسانهای اولیه تجربه بسیار نابی بود ، سپاس از وجود آگاهتون که این تجربه های قشنگ رو برای ما رقم میزنید

من اول کلاس نمی تونستم وصل بشم و فردا وقتی داشتم کلاس رو نگاه می کردم طی هیپنوتیزم باغ و پرتال چشم پرنده آبی رو انجام میدادم رفتم به یک قبیله سرخ پوستی توی آمریکا و من یک مرد شمن بودم داشتم دندون ی بچه ای که افتاده بود و دندونش شکسته بود رو درمان می کردم
زن داشتم با دوتا بچه
توی چادر بودم انگار خیلی برگشته بودم به انسانهای اولیه تجربه بسیار نابی بود ، سپاس از وجود آگاهتون که این تجربه های قشنگ رو برای ما رقم میزنید