مهدی قادری
کاربر ویژه
سلام و درود
در این ایامی که درمان انجام میدم و چقدر این درمانها عالی بودن مخصوصا برای خودم وخانواه که حداقل دیگه اسیر پزشکها نیستم به یه طرف
و درمانهایی مثل میگرن ، روماتیسم ، کبد چرب و کلی افسردگی هاو بیماری های اینچنین که به لطف خداوند و جناب دکتر آرام ، که برای درمانجو ها انجام شده و من واقعا قدردانی میکنم از استاد بابت این آموزشها و وقتی که میگذارن و حمایت میکنند از همه دانش آموختگان
ولی این تجربه ، برای خودم جالب بود که براتون به اشتراک میذارم
مهمانی هایی که داریم اغلب پر جمعیت و شلوغ هستن و همیشه با بچه های شیطون که کنار همدیگه اتیش میسوزونن و صرف نظر ازاینکه خیلی بدو بدو میکنند در اثر بازی ، برای خودشون هم خطر تولید میکنند و همه باید چهار چشمی ازشون مراقبت کنیم
حدود سه شب پیش بعداز افطاری این بازی بچه های کوچیک بازم در مهمانی که بودیم تکرار شد و بعد شام دویدن ها شروع شد این بار یک مرد 30ساله هم به این بچه ها اظافه شد و دیدم برای همه و همسایه ها هم دارن مزاحمت ایجاد میکنن
به یاد حرف استاد افتادم انرژی آبی دادم البته به اون بزرگ سال هم همچنین
و جالب بود در عرض دو یا سه دقیقه همشون نشستن مثل بچه خوب حتی اون بزرگسال و رفتن تو گوشی موبایل و یا مشغول کاری شدن ولی دویدنی دیگه درکار نبود
و تقریبا همه راحت شدیم و حدود دو ساعت سایلنت بودن و آرام ، که باز 12 شب راه افتادن و شروع به دویدن و از سر کول همه بالا رفتن و مجددا شارژ انرژی شدن تا ساعت دو بامداد
و این مهمانی ، بدون نگرانی تمام شد و برای منم این تجربه جالب بود ولی آیا کار من ، کارما داشت یا نداشت رو نمیدونم
موفق باشید
در این ایامی که درمان انجام میدم و چقدر این درمانها عالی بودن مخصوصا برای خودم وخانواه که حداقل دیگه اسیر پزشکها نیستم به یه طرف
و درمانهایی مثل میگرن ، روماتیسم ، کبد چرب و کلی افسردگی هاو بیماری های اینچنین که به لطف خداوند و جناب دکتر آرام ، که برای درمانجو ها انجام شده و من واقعا قدردانی میکنم از استاد بابت این آموزشها و وقتی که میگذارن و حمایت میکنند از همه دانش آموختگان
ولی این تجربه ، برای خودم جالب بود که براتون به اشتراک میذارم
مهمانی هایی که داریم اغلب پر جمعیت و شلوغ هستن و همیشه با بچه های شیطون که کنار همدیگه اتیش میسوزونن و صرف نظر ازاینکه خیلی بدو بدو میکنند در اثر بازی ، برای خودشون هم خطر تولید میکنند و همه باید چهار چشمی ازشون مراقبت کنیم
حدود سه شب پیش بعداز افطاری این بازی بچه های کوچیک بازم در مهمانی که بودیم تکرار شد و بعد شام دویدن ها شروع شد این بار یک مرد 30ساله هم به این بچه ها اظافه شد و دیدم برای همه و همسایه ها هم دارن مزاحمت ایجاد میکنن
به یاد حرف استاد افتادم انرژی آبی دادم البته به اون بزرگ سال هم همچنین
و جالب بود در عرض دو یا سه دقیقه همشون نشستن مثل بچه خوب حتی اون بزرگسال و رفتن تو گوشی موبایل و یا مشغول کاری شدن ولی دویدنی دیگه درکار نبود
و تقریبا همه راحت شدیم و حدود دو ساعت سایلنت بودن و آرام ، که باز 12 شب راه افتادن و شروع به دویدن و از سر کول همه بالا رفتن و مجددا شارژ انرژی شدن تا ساعت دو بامداد
و این مهمانی ، بدون نگرانی تمام شد و برای منم این تجربه جالب بود ولی آیا کار من ، کارما داشت یا نداشت رو نمیدونم
موفق باشید