فکرهای منفی

شهین رحمانی

کاربر ویژه
استاد،درسته شمافرمودیداگه ذهن مادرست بشه،ذهن دیگرون هم درست میشه،بله قبول..همه رادرک کردم ومتوجه هستم..دلیل اینکه نمیتونم تمرکزکنم وبه تازگی بیشترناراحتم،اینه:من مغازه پوشاک دارم،مغازه بغلی من که کبابی هستش ازحسادت وکینه ای که به من داره،حالا ازهرموردی..ناراحته که مااینجاراخریدیم،چون خودش میخواسته بخره که بندازه به کبابی خودش وبزرگترش کنه.. ولی صاحب ملک فقط دوست داشته ما بخریم،به مافروخت..هردفعه منااذیت کرد که مااینجارابهش بفروشیم..ولی به تازگی شدیدترکرده،منی که به تمیزی حساسم ،موزاییکهای،جلوی پیاده رو درمغازم وخانه راباجرمگیروغیره ذره ذره سفیدکردم،که ازنظرتمیزی تعریف من بود،همین آقا که کبابی داره،ازتوی مغازش،یک آب سیاهی ازآشغال وچربی گوشتهادرست میکنه برگهای درختهاراهم ریزریزمیکنه میاره میریزه کل جلوی مغازه وخانه من،..چیزی بهش نگفتم،گفتم شایدهمین یک بار این کارراکرده،دوباره شستم مثل قبل تمیزکردم،دوباره فرداش همین کارراکرد،،شاید۴بارشستم،همین کارراکرد..دیگه خسته شدم،گذاشتم همینجورکثیف،بمونه..فکرکردم شایددیگه نکنه،،بازم کارزشتش را ادامه میده وآب آشغال درست میکنه میاره میریزه..الان همینجور یکماه ونیمه جلوی خانه ومغازم کثیف وسیاهه..هرمشتری،هم که میادچون خجالت میکشم ازکثیفی درمغازم،،دلیل کثیفی را بهش میگم که چی شده اینجاکثیفه ولی نمیگم چه کسی اینکاررامیکنه؟چون ی موقع بهش بگند اون کارهای بدترمیکنه درحق من..بخدا آبروم رفته کسی میاد ردبشه که تودل شون بگندجلوی این مغازه چقدر کثیفه..نمیتونم هی برم به رهگذرهابگم که..تاحالا هم به خودکبابی نگفتم چرااین کارهای زشت رامیکنی؟خودش هم که به رو نمیاره که کارخودشه..ولی من وهمسایه خانه مان میدونیم..چون شره باعث دعوامیشه..دلیل اصلی شرکت درخلق آینده هم ،همین کبابی بوده..چون ازدستش خسته شدم،یک دفعه تصمیم گرفتم وحتی آخرهای تبلیغ خلق آینده بودکه پیام دادم به ادمین تواینستا وگفتم هنوزثبت نام میکنیدکه ۵روزمانده بودبه اتمام ثبت نام..این اذیت شدن هام ازدست این کبابی بودکه ثبت نام کردم.‌.ببخشید مجبوربودم بگم..
 

شهین رحمانی

کاربر ویژه
ببخشیدطولانی شد،دلیل اصلی متمرکز نشدنم همینه،،چون وقتی مغازه میرم واون اوضاع کثیف رامیبینم دلم میگیره وحتی گریه میکنم،چون دست ودلم حتی توی مغازه هم نمیره،،حتی به کرکره مغازه وقفل هاهم میریزه،وقتی ناچارم که دست به قفل بزنم حالم به هم میخوره..من چه جوری تمرکزکنم؟برای همینه روزاول عشق داشتم به تکنیکهاوجواب میداد..الان انرژی منفی همش دارم میگیرم ازش،این کارهارامیکنه که مااینجارابه خودش بفروشیم وبریم،،آخه ی مردچقدربایدپست وحقیرباشه،،منی که بی آزارم..دیگه مردانگی،جایی نمیبینم.بخداگریه ام گرفته الان..برای همینه به تازگی نمیتونم تمرکزکنم ازکثیفی جلوی مغازه که هرروزبایدانرژی منفی بگیرم..اولش ذوق داشتم که این آقاهه رادرستش میکنم،ولی هنوزداره اذیتم میکنه..باشه ذهن مادرست شه اینم درست میشه،آخه این چراازاول بدذات بوده،چرامن نبودم..گرچه خداشایدخواسته که این کبابی وسیله ای بشه که من بدخلق آینده به هرچی،خوبی هست برسم..اگه این بزاره😥😥
 

شهین رحمانی

کاربر ویژه
تهیه غذاهستش،،که غداش کباب میده..چون راحتتربودم نوشتم.کبابی..البته همون کبابی برازنده اش هست که میگم....من موندم اگه ذهن مابایددرست بشه تایک همچین آدمایی بااین ذهن بدومنفی که دارند،درست بشه،،،چرااینهاهم مثل ماذهن مثبت وخوبی ندارند؟ این آدمهای بدومنفی دیگه چه موجوداتی هستندکه بازمابایددرست بشیم تااینهاهم درست بشند..خداشفاشون بده..خیلی مشگل دارند..
 

شهین رحمانی

کاربر ویژه
کسی که انقدرمنفی وبدذات هستش،آیا آدم بادیدنش میتونه حس خوب بگیره؟ اونم هرروز..به هرچیزی کارداره، به دوسه تاگربه هم غذامیدادم دم درمغازم،ایشون ناراحت بودکه چراغذامیدی؟وسرهمین هم حرفمون شدودیگه هردفعه،غذای گربه هارامیبردم جای دیگه بهشون میدادم..هیچ حیوانی نمیتونه ازدرمغازه ایشون ردبشه،یکی ازگربه هاکه بارداربود،داشت ازکنارپیاده روطرف خیابون به آرومی میرفت،ایشون ازمغازه کبابیش،پریدبیرون ومحکم بالگدزدبهش وپرت اش کردخیابون که نزدیک بودماشین بهش بزنه،،گربه هارادیدم زیادمیزنه که گفتنش اینجا نمیگنجه.فقط عذاب کشیدم ونتونستم چیزی بگم..خلاصه فکرهم میکنه،آدم درست وغیرتی محل خودشه وایناخودش هم باور کرده..وخیلی رفتارهای بددیگه داره،که نمیشه بگم.ولی خلاصه کلام اینکه،باوجودایشون،بنده حس تمرکزندارم،تازه من وقتی هم که اومدم خلق آینده فقط قصدونیت ام بخاطرایشون،بودکه بتونم کاری کنم که فقط ازاین محل بزاره بره،،چون لیاقت آدم خوب شدن هم حتی نداره..بایداینجوری تنبیه بشه..چون حتی خوب هم بشه بخاطر رفتار زشتی که باحیوانها کرده،نمیخوام ببینمش..فقط بره ازاین محل یاخودم برم که نبینمش.. ،فعلا حس تمرکز ندارم اعصابم ازش خورده.چون هرروزهم بایدببینمش..دیروزهم درحین تکنیک یادکارهای،ایشون بودم وبجای تمرکز، گریه کردم..وتکنیک راادامه ندادم..ببخشیداستادخسته تون کردم،فقط خواستم بدونیدبخاطراینه نمیتونم تمرکز کنم..
 

شهین رحمانی

کاربر ویژه
استاد دوتاسوال دارم.اینکه آهنربارااگه توی جیب بزاریم،مدام ۲۴ساعته بایدتوجیب مون باشه یامثلا ۴الی ۵ساعت کافیه برای تاثیرش؟چون فقط لباس بیرون جیب داره ازاون نظرمیپرسم.‌چون لباس خونه که جیب ندارن..همش هم که بیرون نیستیم آهنربا باهامون باشه..ودیگه اینکه درموردآقاهه که تهیه غذاداره واذیتم میکنه،آخه خاطره نیست که،هرروز داره اذیتم میکنه،یعنی بادعادرست میشه،؟بیشتردوست داشتم بره،چی توصیه میکنیدشما؟ممنونم.
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
برای اون آقا هم بر اساس اونچه که در کلاس جلسه قبلی گفتیم با استفاده از خلاقیت خودتان استفاده کنید
و همه موارد را به کار ببرید
 

شهین رحمانی

کاربر ویژه
یعنی آهنربافقط روی چاکراهای دست وپا وهرچاکرایی باشه اثرداره..؟ تازه خوشحال بودم که آهنرباهای توی جیبم راحتی بیشترکنم که قویترهم بشه..
 

شهین رحمانی

کاربر ویژه
استاد،ی سوال ازانرژی درمانی دارم،خیلی مهم هست،چون ی اشتباهی کردم بایددرستش کنم،میشه توی تلگرام بگ،صوتی بزارم،یکسالی هست که بایددرست بشه،ممنونم اگه اجازه بدیدتلگرام بگم،
 

Dr.Aram

تیم مدیریت
استاد،ی سوال ازانرژی درمانی دارم،خیلی مهم هست،چون ی اشتباهی کردم بایددرستش کنم،میشه توی تلگرام بگ،صوتی بزارم،یکسالی هست که بایددرست بشه،ممنونم اگه اجازه بدیدتلگرام بگم،
توی تلگرام پیام بدید
 
دوستان عزیز سوالات را در بخش سوالات بپرسید در بخش تجربیات یا بخش دیگری نپرسید. فقط سوالاتی که در بخش سوالات پرسیده می شود جواب داده می شود
بالا