تبادل نظر
از نظر شما، تفاوت بین «کودک درون دختر زخمی» و «کودک درون دختر زنده» چیست؟
نشانههای هر کدام را چگونه میشود در رفتار، احساس و روابط تشخیص داد؟
نیاز برآوردهنشده
اگر کودک درون دختر شما میتوانست فقط یک نیازِ قدیمی را امروز از شما دریافت کند، آن نیاز چه بود؟
مثلاً:
محبت
امنیت
توجه
نوازش
آزادی
احترام
حق انتخاب
شنیده شدن
شناسایی صدای درونی
آیا در درون خودتان هنوز صدایی هست که به شما بگوید: «خوب نیستی»، «زیادی هستی»، «نباید احساساتت را بگویی» یا «باید همه را راضی نگه داری»؟
این صدا به نظر شما از کجا آمده است؟
فکر میکنید کودک درون دختر شما امروز در کدام بخش از زندگیتان هنوز فعال است؟
مثلاً در:
رابطه عاطفی
تأیید گرفتن
ترس از طرد
احساس کافی نبودن
ناتوانی در نه گفتن
پنهان کردن احساسات
شناسایی زخم
کودک درون دختر معمولاً با چه نوع محرومیت یا زخمی بیشتر شناخته میشود؟
در تجربه شما، این زخم بیشتر خودش را در کدام احساس نشان میدهد:
دوستداشتنی نبودن
دیده نشدن
شنیده نشدن
شرم
ترس
یا نداشتن حقِ ابراز؟