بیشتر از اینکه
به دیدهها اطمینان کنیم
باید به اصول پرانیک و تدریس استاد اعتماد کنیم.
استاد در طول دوره دهها بار قطعکردن لینک بعد از درمان رو نشان و توضیح دادن
روز پایانی دوره پیش افتخار حضور داشتم، چند نفر از دوستان در انجمن همو دیدیم.
یک دوست گفت من درمان انجام دادم و آخر یکی از دوستان گفت قطع لینک کامل صورت نگرفته، از ایشون مراحل درمانشون رو پرسیدم و مطمئن شدم قطع لینک انجام شده، چرا که کاملن مطابق اصولی بود که استاد تدریس کردهاند.
گاهی
بعضی در پایان پستها
سوالاتی میپرسند
که گویا به کاری که میکنند و نتیجه نگرفتهاند، شک کردهاند.
و به انحای مختلف در زیر پستها این نوع سوالاتشون تکرار میشه.
و گاهی
پاسخدهنده فکر میکنه باید جواب متفاوتی به اون سوال بده...
نه دوستان
اینطور نباید باشه.
«درمان باید در ذهن درمانگر اتفاق بیفتد.»
برای این درمانگری ما رو به شناخت خود میرسونه.
و آدمی متحول میسازه از ما.
ما در این روند به استعدادهای ذاتی خود واقف میشیم(استعدادهایی که همه ما داریمش، منظورم اعتماد بهنفس کاذب نیست!)
و به اقتداری که در وجودمون هست، آگاهتر میشیم.
نقش اراده و باور ما
در درمان تعیین کنندهست.
در این راه
باید همدیگر رو به جلو هل بدیم، نه اینکه توی دل همو خالی کنیم یا ناخواسته کاری کنیم که یک نوآموز به اصول یادگیری شک کنه(مخصوصا اگر کسی کمک یا نظری از ما نخواسته باشه)
بعضی نکات بسیار مهم و کلیدیست؛ از کنارش راحت عبور نکنیم.
اصل همان استاد و کتابه
و بقیهش خود ما.