اینکه برخی از افراد ممکن هست حرفهایی بزنند که ما ناراحت بشیم یعنی اینکه شما کارتان را درست دارید انجام میدهید و دیگران هم دارند کارشان را درست انجام میدهند تا شما بتوانید بهترین راه را پیدا کنید.
اگر ما تجربیاتمان را نگوییم و در درون خودمان بگذاریم و بگوییم که نه این جمع نباید تجربیات من را بداند یا اینکه تجربیات من خیلی سطح بالایی دارند مطمئناً بعد از مدتی دچار توهم و دچار انحراف خواهیم شد
چون هیچ کسی نیست که به ما فیدبک بدهد و به ما بگوید که درست داریم میرویم یا اشتباه.
و علت اصلی که ما از شما میخواهیم که تجربیاتتان را بنویسید دقیقاً در بین تجربیات در بین کلماتی که به شما میگویند و فیدبکهایی که به شما میدهند راه خودتان را پیدا کنید
پس اگر تجربهای مینویسید و یکی شما را تشویق میکند یا یکی شما را نهیب میزند به جای اینکه ذوق شدیدی کنید یا ناراحت شوید مسیر خودتان را پیدا کنید
در مسیر معنوی و شهودی؛ منیت و توهم هم میتواند به موازات پیشرفتها، در ما رشد کند.
فرد معنوی با مردم کوچهوبازار معاشرت میکند، به کسی نمیخواهد درس بدهد، کسی را نمیخواهد درمان کند و... از مسیر زندگی لذت میبرد.
چنین شخصی؛کلامش خلقست و وجودش درمان.یادمه استاد در دوره چشمسوم به ما گفتند به چه درد میخورد که کهکشانها را ببینی، توی زندگیت چه تغییری و پیشرفتی حاصل میشه؟؟!!!
و سالیانی پیش وقتی دوره تلهپاتی رو گذاشتن، گفتم لازمه که شرکت کنم؟ و طی صحبتی با استاد، متوجه شدم، وقتی موفقم که رادیوی وجودمو منطبق کنم با امواجی که طالب و نیازمند به آنم.
در مسیر معنوی یاد میگیریم بهترین مراقبه، مراقبت وجود ارزشمند خودمونه.
پای در زمین داریم و سر در آسمانها...
هر دوی این دو بعد مهمه.
گاهی بعضی از تجارب ما، ما را از اصل موضوع عقب میاندازه.
دریافتهای لذتبخش، گاه فقط لذتبخشند.
دریافتهای مفید، منجر به بینش...
گاه دیدهام که در این مسیر، افراد، دیگر دنبال پیغام رساندن اموات به زندهها نیستند.و در عوض قدردان وجود ارزشمند خودشان هستندکه خدشهای به وجودشان وارد نشود
شاید این آیه کلیدی باشد برای تفکر ما،
ای پیامبر! به این مشرکان و کافران که از تو معجزههای غیر از آنچه آوردهای میخواهند، بگو: من بشری هستم مانند شما؛ نه فرشتهام و نه موجودی غیرعادی...فصلت/۶
گاهگاه
در مسیر معنوی و شهودی باید بایستم و ببینم کجای کارم.
با این تمرینها، با این احساسات و با این رفتار، آدمتر شدهام یا نه!!!!